الف: نقاط قوت مقاله (جنبه‌های قابل دفاع)

1. واقع‌گرایی در مورد تاب‌آوری ایران: ظریف به درستی اشاره می‌کند که فشار نظامی صرف (حتی با حذف رهبری) نتوانسته نظام جمهوری اسلامی را فروبپاشد. این یک واقعیت عینی است که واشنگتن و تل‌آویو نادیده گرفته‌اند.

2.تغییر پارادایم در تنگه هرمز: تمایز قائل شدن بین «قوانین زمان صلح» و «قوانین زمان جنگ» برای تفسیر اقدامات ایران، از منظر حقوق بین‌الملل تا حدی قابل قبول است، هرچند که این استدلال می‌تواند شمشیری دولبه باشد.

3. پیشنهاد معماری امنیت منطقه‌ای: ایده «امنیت توسط کشورهای منطقه برای منطقه» (نفی برون‌سپاری به آمریکا) در بلندمدت، تنها راه پایدار برای غرب آسیاست و با تجربه تاریخی (مثل جنگ‌های نیابتی) همخوانی دارد.

ب: نقدهای وارد بر مقاله (نقاط مبهم و تناقض‌ها)

1. ساده‌انگاری در مورد «اراده آمریکا برای صلح»

ظریف به‌صراحت می‌گوید «آمریکا خواهان کاهش هزینه‌های خود در غرب آسیا برای تمرکز بر چین است»، اما این را با «تعهد آمریکا به کمک ۳۰۰ میلیارد دلاری به بازسازی ایران» جمع می‌کند. تناقض آشکار: دولتی که می‌خواهد از منطقه خارج شود، چرا باید بزرگترین بسته بازسازی تاریخ را به دشمن خود بدهد؟ این پیشنهاد در عمل غیرممکن است، مگر اینکه آمریکا کاملاً از مواضع خود عقب‌نشینی کند که با ماهیت سیاست خارجی این کشور سازگار نیست.