از طرف ديگر اسرائيل سعى مى كند از وضعيت موجود به نحو احسن استفاده كند و ناكامى موجود در مذاكرات را بهانه اى براى امتياز ندادن بر شمارند، آنها مى گويند در سايه اختلافات داخلى و دو دستگى در سلطه فلسطينى، نمى توان هيچ پيشرفتى در مذاكرات داشت. به نظر مى رسد "بنيامين نتانياهو" در سايه چنين وضعيتى به دنبال مذاكرات و راهكارهاى فرا منطقه اى و گسترده تر است تا بتواند چالشهاى و موانع فراملى قضيه كشور فلسطين را حل كند. اين امر با سياستهاى جديد اوباما كه تمايل دارد روابط خود را با كشورهاى عربى بهبود بخشد، كاملا همخوانى دارد.
روز سه شنبه اوباما با ملك عبدالله پادشاه اردن ديدار داشت و دولت اوباما به هر در و ديوراى مى زند كه طرح صلح عربستان را به كرسى بنشاند. اوباما در اين مورد صراحتا گفت "نمى توان تا بى نهايت مذاكره را ادامه داد. ولى در مقابل نتانياهو از طرح صلح عربستان كه خواهان بازگشت به خط مرز سال 1967 مى باشد، متنفر است وى از طرح نقشه راه نيز راضى نيست و از هر چه به راهكار تشكيل دو كشور همسايه تعلق دارد، نفرت دارد ولى در مقابل نتانياهو با توجه به تجربه سابق خود خوب مى داند كه "فشارهاى فشرده آمريكا" به دولتش چه معنى دارد.
در گذشته اسرائيل بر روابط مستحكمى با كشورهاى غير عربى در منطقه اعتماد داشت ولى اكنون وضعيت تغيير كرده است. نتانياهو و مشاورانش اكنون سخن از پيمانهاى استراتژيك جديدى مى زنند، و ديدار دوستان عمرو سليمان وزير امنيت مصر و ليبرمان وزير خارجه اسرائيل كه مدتى پيش سخن از بمباران سد اسوان بر سر ملت مصر زده بود، در واقع به همين موضوع اشاره دارد.
نتانياهو بر اين باور است كه سازش بين اسرائيلى ها و فلسطينى ها شكست خورده است و اكنون فرصت مناسبى است كه به دنبال پيمانهاى منطقه اى و فراخترى باشيم. در جهان تجارت به سادگى مى توان شركتهاى گسترده ترى را ايجاد كرد كه تنها از طريق اتحاد شركتها مى توان به آن رسيد. و آمريكائى ها اين امر را خوب مى دانند.
در واقع در داخل كشور اسرائيل سه باند وجود دارد، كه هر كدام در طرح نتانياهو كه قرار است در سفرش به واشنگتن به اوباما ارائه شود تاثير مى گذارند . اين سه باند عبارتند از نتانياهو و اطرافيان وى و باند پرز و باراك و همچنين افيگدور ليبرمان ، اگر باند پرز و باراك همه كاره بود، همين فردا ملك عبد الله پادشاه عربستان و اسد و ساير سران عرب براى امضاى طرح صلح عربستان به اسرائيل دعوت مى شدند. پرز حاضر است به مرزهاى 67 بازگردد. البته مجموعه شهركها باقى مى ماندند ولى در مقابل آنها سرزمينهاى ديگرى به فلسطينى ها داده مى شد. پرز با تقسيم قدس موافق است ولى ليبرمان به هيچ وجه حاضر نيست نام اين طرح را بشنود، زيرا در آن نامى از حق بازگشت فلسطينى ها ذكر شده است ولى در واقع در هنگام مذاكره، ليبرمان دست و دلبازتر خواهد بود و على رغم اينكه وى به لجاجت مشهور است ولى در آن موقع وضعيت فرق مى كند.
در اين راستا نتانياهو در وسط ايستاده است و سعى مى كند از هر طرف يك سرى امور را مورد استفاده قرار داده تا طرح سياسى خود را تكميل كند ، البته وى نام آنرا "طرح صلح" نمى گذارد. و در اين مورد وى تصميم ندارد عقب نشينى كند . به نظر مى رسد نتانياهو و اوباما در مسائل كليدى متعددى اختلاف نظر داشته باشند ، نتانياهو از فلسطينى ها مى خواهد اسرائيل را به عنوان كشور قوم يهود به رسميت بشناسند و البته بجاى كشور فلسطين وى از كلمه رژيم فلسطين (كيان) استفاده خواهد كرد كه وى اصرار دارد خالى از سلاح بوده و حق امضاى معاهدات خارجى را نداشته و اسرائيل بر همه معابر آن مسلط باشد.
نتانياهو مى گويد اگر ديگران (حكومتهاى سابق) تصميم داشتند آپارتمان پنج اتاقه اى را به فلسطينى ها بدهند و بعدا سه اتاق را از آنها بگيرند، ما تصميم داريم از همان اول همان دو اتاق را به آنها بدهيم . البته مخالفان نتانياهو بر اين باور هستند كه وى چرخه مذاكرات را به آغاز سال دو هزار بر مى گرداند و نتايج خشونت بارى بر اين امر حاكم خواهد بود.