جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل عله ایران؛ هویتساز و معنابخشِ
اکنون که از التهاب آن چهلروزِ آتشین، بیش از سه ماه میگذرد و کورهراهِ نبرد، از خروشِ نخستین به موجهای سینوسیِ آرامتری رسیده است، شاید بتوان با چشمی بصیرتیافتهتر به تماشای آن حماسه نشست. جنگ تحمیلی ائتلافِ آمریکا و اسرائیل بر ایران، اگرچه در ظاهر، رویارویی دو قطبِ متخاصم بود، اما در ژرفای خود، روایتی بس فراتر از برخوردِ موشکها و غرشِ جنگندهها را به نظاره مینشاند؛ روایتی از نابرابریِ بیسابقه، از چارهجوییِ ناگزیر، و ازلیتر از همه، روایتی از ایمانِ سترگِ مردمی که در کورهی آزمون، گوهرِ تابآوری خود را به نظارهٔ جهان نشاندند.
از همان دمِ آغاز، بر همگان آشکار بود که این نبرد، در ترازویِ متعارفِ قدرت، هرگز پیکاری برابر نیست. بودجهٔ نظامیِ ایران در برابر آمریکا، قطرهای بود در برابر اقیانوسی بیکران؛ برتریِ هوایی، دریایی، اطلاعاتی و فناورانهٔ دشمن چنان بود که بر اساس تمامیِ معادلاتِ کلاسیکِ جنگشناسی، میبایست در همان واپسینِ روزهای آغازین، اراده و توانِ این ملت را در هم فروکوبد. اما جنگ، این مادرِ کهنترین بازیهای بشری، هرگز در خلاصهٔ اعداد و ارقامِ تسلیحات، محدود نمیماند؛ چراکه روحِ یک ملت، ترازوییست که هیچ ریاضیاتی گنجایشِ سنجشِ آن را ندارد.
ایران، با درکی عمیق از این نابرابریِ ریشهدار، هرگز در پیِ رویاروییِ مستقیم و تن به تن نشد، بلکه در جستجویِ تغییرِ «قواعدِ بازی» برآمد. بستنِ تنگهٔ هرمز تا وسعتِ تبعاتِ جنگ را به کامِ جنگافروزانی بریزد که در پسِ اقیانوسها پناه گرفته بودند، و همزمان، بارانی از موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری بر پیکرۀ پایگاههای آمریکا در کرانههای خلیجفارس، معادلهای تازه در دلِ نبرد گشود. ایران، در آن تنهاییِ استراتژیک، اجازه نداد قربانیِ ماجراجوییهای ترامپ و نتانیاهو شود. جنگِ سایبری و شبکههای اطلاعاتی نیز چون الفبایی نو، محاسباتِ دشمن را درهم ریخت و ثابت کرد که در جنگی که «پیروزیِ» کلاسیک ممکن نیست، «شکستناپذیری» خود میتواند به راهبردی پیروزمندانه بدل شود. افزایشِ هزینهها برای دشمن، از طریقِ بستنِ گلوگاههای استراتژیک، پراکندهسازیِ زیرساختها و پاسداری از هستههای سختافزاری و نرمافزاریِ مقاومت، همگی جلوههای عینیِ این نبوغِ راهبردیِ ناب بود.
اما آنچه این نبردِ چهلروزه را به «حماسهای ماندگار» و چراغی فراراهِ دیگرِ ملل بدل ساخت، نه توانِ پدافندی و نه غرشِ موشکها، بلکه عمقِ جانِ جامعهای بود که در آن روزهای سهمگین، «انسجامِ اجتماعی» و «ایمان به آیندهای روشنتر» را چون سپری در برابر طوفانِ دشمنان برافراشت.
در همان روزهایی که طبلِ تبلیغاتیِ دشمن بر فروپاشیِ درونی میکوبید، مردمِ ایران، خود صحنههایی ماندگار از همبستگی آفریدند؛ حضورِ حماسی در خیابانها و میدان های شهرها، ایستادگی در کنارِ مسئولانی که گاه با آنان اختلاف داشتند، و از خودگذشتگیِ دستهجمعی برای حفظِ عزتِ ملی، همگی ثابت کردند که ملتی وقتی برای «هویت» و «وجود» خویش به پا میخیزد، «تسمه بر گردهٔ طوفان» میکشد و کامِ ماجراجویان را به خاکسترِ آتشی که خود افروختهاند، تلخ میکند.
آری، این جنگ اگرچه رنجها و خسارتهایی سنگین به جا می گذارد، اما پیامی بزرگ برای جهانیان دارد: «هیچ قدرتی، هرچند در هیبتِ پیشرفتهترین ماشینهای جنگی، نمیتواند ارادهٔ مردمی را در هم بشکند که باور دارند برای کشورشان، هویتشان و باورهایشان میایستند.»
این حماسه به کشورهای جهان نشان داد که امنیتِ پایدار، با اتکا به تجهیزاتِ بیگانه خریدنی نیست، بلکه در گروِ «همدلی» و «همبستگی» است. اینک که شعلههای جنگ بار دیگر قد علم کردهاند، ایرانِ عزیز، این مادرِ کهنِ همهٔ ما، بیش از هر زمان دیگر به یاریِ همگان نیازمند است. هر کس به اندازهی توان خویش، چه در صرفهجوییِ آب و برق، چه در حضورِ پرشور در میدانها و خیابانها، چه در حرکتِ عاشقانه به سوی جبهههای جنوب و چه در تلاش برای حفظِ وحدتِ ملی، میتواند سدّی در برابرِ نقشههای دشمن باشد که اینک میکوشد با هدف قرار دادنِ راههای ارتباطی و زیرساختهای اقتصادی، ملتِ بزرگِ ایران را به زانو درآورد.
این تجربهی بزرگِ ملی را باید چون چراغی فرا راه داشت؛ چراغی که هم بر زخمها و کاستیها پرتو میافکند و هم بر افتخارات و توانمندیها. جنگها آغاز و پایانی دارند، اما درسهایشان تا همیشه در نسلها جاریست. در این میدانِ آزمون، ثابت شد که برتریِ سختافزاری، شاید سرآغازِ یک ماجرا باشد، اما پایانِ هر ماجرا را «نرمافزارِ وجودی» یک جامعه مینویسد؛ روحیهای که به فردا امید بندد، به دیروز افتخار کند و در امروز، زیر بارِ ذلت نرود.
ایرانِ امروز، ایرانِ هویتساز و معنابخشِ مبارزه با زورگویانِ تاریخ است. تا این دم، مردمِ قهرمانِ ایران با پشتیبانیِ بیدریغ از مسئولانِ خویش، از این آزمونِ سترگ، سربلند بیرون آمدهاند؛ نه از رویِ تصادف، که از سرِ «همت»؛ همتِ مردمی که ثابت کردند «ما میتوانیم» را نه در شعار، که در میدانِ عمل معنا بخشیدند. از این منظر، برای همهٔ مللِ آزادهی جهان الهامبخش شدند تا بدانند که در برابرِ زورگوییِ ابرقدرتها، اگر متحد باشید، میتوانید بایستید و سربلندی را به تماشا بنشینید
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد