تنش های مکرری در روابط ایالات متحده و اوکراین در هر دو دولت ترامپ وجود داشته است. تنش شدید اخیردر دفتر بیضی بین دو رئیس جمهور آمریکا و اوکراین تنها نمونه اخیر است. اما چنین تنش‌هایی نیازی به خنثی کردن فشار برای صلح ندارد - چیزی که ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین و مردم اوکراین به وضوح می‌خواهند. رئیس جمهور ایالات متحده دونالد ترامپ و مردم آمریکا نیز مانند متحدان ایالات متحده در اروپا خواهان صلح هستند. اینکه آیا این موضوع در مورد ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه نیز صدق می کند، چندان روشن نیست. علیرغم هزینه های اقتصادی هنگفت و سطح تکان دهنده تلفات، نیروهای او در حال پیشرفت آهسته اما پیوسته هستند و او به وضوح فکر می کند که می تواند پیروز شود.

نتیجه ای که پوتین می خواهد اوکراینی خواهد بود که تقریباً 25 درصد از خاک خود را برای همیشه از بین برده، غیرنظامی شده و از پیوستن به اتحادیه اروپا و ناتو منع شده است. موافقت با این شرایط به معنای تسلیم شدن در برابر تجاوز روسیه و عملا تضمین جذب آینده اوکراین در روسیه است. ترامپ اغلب از خروج فاجعه‌بار دولت بایدن از افغانستان و ضعفی که این دولت مطرح کرد ابراز تاسف کرده است و گفته است که تمایل پوتین برای حمله به اوکراین در سال 2022 با این ضعف تشویق شده است. ترامپ باید به دنبال تضمین این باشد که نتیجه در اوکراین، حتی به طور ضمنی، ضعف قابل مقایسه ای را نشان ندهد. پذیرش شروط آشکار روسیه برای پایان دادن به جنگ این آزمون را برآورده نمی کند.

بهترین راه برای پایان دادن به جنگ در عوض از رویکرد «صلح از طریق قدرت» پیروی خواهد کرد. چنین رویکردی نقش اروپا را در حمایت نظامی و اقتصادی از اوکراین، با یک نقش پشتیبان محدود اما مهم برای ایالات متحده، به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهد. بدون به رسمیت شناختن الحاق یا حاکمیت روسیه بر مناطق تحت اشغال روسیه، خطوط کنترل کنونی بین نیروهای روسیه و اوکراین را بپذیرید. و راه را برای یک راه حل از طریق مذاکره آماده کنید - همه اینها در حالی که در صورت احتمال شکست مذاکرات، چگونگی دستیابی به آتش بس از طریق اقدام یکجانبه را در نظر بگیرید.

برای هموار کردن این مسیر، اوکراین، اروپا و ایالات متحده باید بر چهار اولویت تمرکز کنند: تقویت نظامی اوکراین، اعمال فشار اقتصادی بیشتر بر روسیه (اما کاهش تحریم ها در صورت رعایت توافق)، رسیدگی به نیازهای امنیتی و اقتصادی اوکراین از طریق عضویت در اتحادیه اروپا، و بازدارندگی روسیه با اعطای عضویت اوکراین در ناتو. موضع مذاکره بر اساس این چهار اولویت به اوکراینی ها اعتماد به نفس برای مذاکره و پوتین انگیزه موفقیت مذاکرات را می دهد. برای دستیابی به توافق، مذاکره کنندگان آمریکایی باید از افتادن در دام روسیه که ابتدا بر بهبود روابط ایالات متحده و روسیه تمرکز دارد و در عین حال موضوع اوکراین را به تعویق می اندازد، اجتناب کنند تا نیروهای روسی زمان بیشتری برای تصرف سرزمین های اوکراینی بیشتری داشته باشند.

اگر طرفین نتوانند به دلیل سرسختی روسیه به توافق برسند، این چهار اولویت همچنان بهترین پایه برای استراتژی اوکراین، اروپا و ایالات متحده خواهند بود. با پیشبرد اولویت ها به صورت یکجانبه، طرف های غربی پوتین را تحت فشار قرار می دهند که یا به میز مذاکره بازگردد یا به احتمال زیاد، درگیری را که دیگر نمی تواند برنده شود، خاتمه دهد و آتش بس عملی را بپذیرد. چنین نتیجه ای منعکس کننده آتش بسی است که پس از جنگ کره در دهه 1950 رخ داد، اما با پیشروی اروپا در تقویت تضمین های امنیتی برای اوکراین، و حمایت محدود اما مهم از سوی ایالات متحده.

چگونگی حل و فصل جنگ، و به طور خاص با چه شرایطی، برای اوکراین، روسیه و آینده اروپا بسیار مهم است. این نتیجه همچنین پیامدهای زیادی برای ایالات متحده دارد و یا دولت ترامپ را برای موفقیت های ژئوپلیتیکی گسترده تر راه اندازی می کند یا آن را به گونه ای سنگین می کند که مدیریت نادرست خروج نیروهای ایالات متحده از افغانستان بر دوش دولت بایدن وارد می شود. نتیجه ای که از حاکمیت و ملیت اوکراین محافظت می کند همچنین پتانسیل گسترده تر سیاست خارجی صلح از طریق قدرت ترامپ را نشان می دهد. چین، ایران و کره شمالی همگی از تجاوز روسیه به اوکراین حمایت می کنند. این کشورها چالش هایی را برای دولت ترامپ و تهدیدهای نظامی بالقوه برای همسایگان خود ایجاد می کنند. هر یک از آنها اقدامات ایالات متحده را در رابطه با اوکراین و آنچه در مورد قدرت و اراده آمریکا برای مقاومت در برابر تجاوز می گویند، ارزیابی خواهند کرد. صلحی که یک اوکراین مستقل و امن را تضمین کند، پیام روشنی را ارسال می کند که ترامپ در برابر هرگونه استفاده از زور توسط این کشورها علیه متحدان و دوستان ایالات متحده با قدرت خواهد ایستاد. این امر به طور قابل توجهی اعتبار ترامپ و چشم انداز صلح را نه تنها در اروپا، بلکه در هند و اقیانوس آرام و در خاورمیانه افزایش خواهد داد.

فشار را ادامه دهید

برای پایان دادن به جنگ، پوتین باید از این تصور که می‌تواند اوکراین را از نظر نظامی تحت سلطه خود درآورد، که مستلزم تقویت است، نادیده گرفته شود.

موقعیت نظامی اوکراین برای تثبیت خط تماس. بهبود موقعیت اوکراین مستلزم آن است که اوکراین سن خدمت اجباری خود را به 18 سال کاهش دهد. اگرچه زلنسکی استدلال کرده است که افزایش قابل توجه وسایل نقلیه بدون سرنشین به اوکراین اجازه می دهد تا از نیاز به خدمت اجباری گسترده اجتناب کند، نیروهای اوکراین به طور جدی در حال افزایش هستند.

اروپا همچنین باید مسئولیت بیشتری برای حمایت از ارتش اوکراین بپذیرد. کشورهای اروپایی باید سامانه های دفاع هوایی و موشکی یکپارچه بیشتری را در اوکراین ارائه دهند. ترکیبی از IAMD اروپایی و اوکراینی می‌تواند بهتر از زیرساخت‌های حیاتی اوکراین و جمعیت آن دفاع کند. اروپایی ها همچنین باید با استفاده از ترکیبی از پرسنل نظامی و پیمانکاران اروپایی، حمایت لجستیکی بیشتری از کیف را آغاز کنند. اضافه شدن نیروهای اروپایی موقعیت نظامی اوکراین را تقویت می کند و می تواند پوتین را متقاعد کند که پیروزی نظامی روسیه دور از دسترس است.

این تلاش ها باید حتی در زمان مذاکرات ادامه یابد. به هر حال، بعید است که روسیه از تلاش های نظامی خود عقب نشینی کند یا از حمایت نظامی که از چین، ایران و کره شمالی دریافت می کند، بکاهد. حمایت نظامی بیشتر از اوکراین از سوی شرکای اروپایی، اهرم های بیشتری را برای دستیابی به توافق صلح فراهم می کند و همچنین در صورت شکست مذاکرات صلح، ضروری خواهد بود.

کمک های نظامی اروپا در اوکراین شکاف هایی خواهد داشت که فقط ایالات متحده می تواند آنها را پر کند. و واشنگتن باید آنها را فراهم کند و از تلاش اروپا در زمینه هایی از جمله اطلاعات، نظارت و شناسایی، امنیت سایبری و برخی از عناصر پشتیبانی لجستیکی پشتیبانی کند، اما بدون استقرار نیروهای آمریکایی در داخل اوکراین. به عنوان مثال، کشورهای اروپایی با حمایت ایالات متحده می توانند حفاظت IAMD را در برابر حملات روسیه سازماندهی کنند، مشابه روشی که به ایالات متحده در دفاع از اسرائیل در برابر حملات ایران کمک کرده اند. ایالات متحده همچنین باید در صورت لزوم به کشورهای اروپایی که سیستم های IAMD را به اوکراین منتقل می کنند، پشتیبانی پشتیبان IAMD ارائه دهد. این تصمیمات سخت اما ضروری برای دولت ترامپ خواهد بود. چنین ترتیباتی باید از قبل در میان ایالات متحده، اوکراین و دولت های اروپایی شرکت کننده انجام شود.

پایان دادن به جنگ همچنین مستلزم افزایش فشار اقتصادی بر روسیه است تا پوتین را تشویق کند تا درگیری را خاتمه دهد و در عین حال چشم انداز بهبود روابط اقتصادی را در صورت دستیابی به توافق صلح از طریق مذاکره فراهم کند. تحریم‌ها و اقدامات اقتصادی (یا تهدیدات) اضافی علیه روسیه باید شامل یک تحریم مالی عمومی، با مجوزهایی برای پوشش استثناهای تجاری برای غذا، دارو و سایر کالاهای مشخص باشد. آنها همچنین باید شامل کاهش فروش نفت و گاز روسیه که از طریق خطوط لوله یا در مورد نفت، کشتی ها و در مورد گاز به عنوان گاز طبیعی مایع ترانزیت می شوند، باشد. دولت ترامپ باید با تهدید به تحریم های ثانویه علیه کشورهایی که خرید نفت و گاز روسیه را به میزان قابل توجهی کاهش نمی دهند، از استراتژی تحریم های ایران استفاده کند.

آغوش باز

با این حال، حتی با حمایت دفاعی قوی‌تر اروپا از اوکراین و ادامه فشار بر روسیه، کیف به تضمین‌های امنیتی رسمی بیشتری از طرف شرکای خود نیاز دارد. اولین راه برای ارائه آنها، اعطای سریع عضویت فوری اوکراین در اتحادیه اروپا با برخی شرایط خاص است که در یک دوره انتقالی، برخی از فشارهای اقتصادی را که پذیرش چنین کشور بزرگی برای منابع اتحادیه اروپا به همراه دارد، کاهش دهد. عضویت سریع در اتحادیه اروپا نه تنها به رفع نیاز اوکراین برای ادغام سیاسی در نهادهای اروپایی و کمک اقتصادی کمک می کند. همچنین اوکراین را مشمول مفاد ماده 42.7 معاهده اتحادیه اروپا می‌کند که می‌گوید: «اگر یک کشور عضو قربانی تجاوز مسلحانه در خاک خود شود، سایر کشورهای عضو باید در قبال آن با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند، مطابق با ماده 51 منشور سازمان ملل متحد، کمک و کمک کنند.» در عین حال، کانادا، نروژ، بریتانیا و ترکیه باید تضمین های امنیتی موازی برای اوکراین ارائه دهند.

اوکراینی‌ها، اروپایی‌ها و کرملین می‌دانند که حتی با هم، اروپا و اوکراین نمی‌توانند از تهاجم نظامی مجدد روسیه بازدارند یا از آن دفاع کنند و بنابراین اروپایی‌ها ممکن است تمایلی به وارد کردن اوکراین به اتحادیه اروپا بدون اطمینان از حمایت امنیتی ایالات متحده نداشته باشند. بهترین راه برای ارائه این تضمین، پیوستن اوکراین به ناتو است.

تسریع در ورود اوکراین به ناتو، از تجاوز روسیه در آینده جلوگیری می‌کند و به سیاست‌گذاران اوکراینی پوشش سیاسی می‌دهد تا خط تماس فعلی را بپذیرند (بدون واگذاری حاکمیت روسیه بر هر سرزمین اوکراینی تحت اشغال روسیه). هر گونه مذاکره یا پایان عملی به مناقشه مستلزم آن است که کی‌یف اشغال دوفاکتو سرزمین اوکراین از سوی روسیه را برای مدت نامحدودی بپذیرد. این یک قرص تلخ برای اوکراینی ها خواهد بود.

زلنسکی تنها در صورتی قادر به فروش سیاسی آن خواهد بود که بتواند به اوکراینی ها اطمینان دهد که نتیجه مذاکرات منجر به پایان دائمی جنگ و نه از سرگیری مجدد تلاش روسیه برای فتح اوکراین خواهد شد.

توافق نامه های امنیتی دوجانبه موجود اوکراین با کشورهای اروپایی و ایالات متحده به اندازه کافی قوی نیست که پایان دائمی درگیری ها را تضمین کند. در مقابل، ماده 5 معاهده ناتو نه تنها به دلیل زبانش قدرتمند است، «حمله به یکی ... حمله به همه آنها تلقی می شود»، بلکه به دلیل اعتبار آن که در 70 سال هرگز به چالش کشیده نشده است و وزن کامل 32 عضو ناتو را پشت سر گذاشته است.

اگرچه پیوستن اوکراین به این ائتلاف بحث‌برانگیز بوده است، اما سابقه‌ای وجود دارد که اعضا بدون تأخیر طولانی یا فرآیند آماده‌سازی دقیق وارد شوند. یونان و ترکیه در سال 1952، آلمان غربی در سال 1955 و فنلاند و سوئد به ترتیب در سال های 2023 و 2024 به سرعت به آن پیوستند. و اوکراین از نظر نظامی آماده است تا به امنیت ناتو کمک کند. این کشور نه تنها دارای مؤثرترین و آزمایش شده ترین نیروها، بلکه مبتکرانه ترین پایگاه صنعتی دفاعی در اروپا است.

اینکه برخی از اراضی اوکراین توسط نیروهای روسیه اشغال شده است نباید مانعی برای عضویت در ناتو باشد، همانطور که اشغال یک سوم قلمرو آلمان قبل از جنگ توسط شوروی در سال 1955 برای آلمان غربی نبود. خط تماس همچنان به‌عنوان یک مرز بین‌المللی به رسمیت شناخته نمی‌شود و اوکراین و شرکای آن به صراحت اعلام می‌کنند که حاکمیت روسیه بر هیچ سرزمین اوکراینی را که توسط روسیه اشغال شده است را نمی‌پذیرند یا به رسمیت نمی‌شناسند. اما اگر توافق صلح یا آتش بس حاصل شود، اوکراین احتمالا باید از هرگونه «توسل به زور» برای تضمین بازگشت این سرزمین صرف نظر کند، درست همانطور که آلمان غربی در سال 1955 انجام داد. البته اگر روسیه دوباره شروع به خصومت کند، اوکراین حق دفاع از خود را حفظ خواهد کرد – و ضمانت دفاع دسته جمعی ناتو نیز اعمال خواهد شد.

روسیه به مخالفت خود با عضویت اوکراین در ناتو ادامه خواهد داد، اما تصمیم ناتو نباید به رضایت روسیه بستگی داشته باشد. ناتو و اوکراین می‌توانند ارائه تضمین‌هایی را برای رسیدگی به نگرانی‌های امنیتی روسیه در نظر بگیرند، اما نه ایالات متحده و نه ناتو نباید به دنبال مذاکره درباره الحاق اوکراین با مسکو باشند، و حتی اگر تضمین‌ها نگرانی‌های روسیه را برطرف نکند، الحاق اوکراین باید ادامه یابد.

در سال 1997، قانون تأسیس ناتو-روسیه بیان کرد که ناتو مأموریت های خود را در کشورهای عضو جدید با وسایلی غیر از «استقرار دائمی نیروهای رزمی قابل توجه» تحت شرایط قابل پیش بینی آن زمان انجام خواهد داد که شامل خودداری روسیه از خصومت و مشارکت سازنده در شورای ناتو-روسیه می شود. ناتو می تواند ارائه بیانیه ای مشابه در مذاکرات صلح بین روسیه و اوکراین را در نظر بگیرد یا اگر چنین مذاکراتی شکست بخورد و ناتو بدون توجه به عضویت اوکراین ادامه یابد. هرگونه محدودیت در استقرار دائمی نیروهای ناتو غیر اوکراینی در داخل اوکراین نباید کشورهای ناتو را از دادن نیروها، تجهیزات یا آموزش به اوکراین برای دفاع ارضی مؤثر منع کند. طرفین می توانند از ترتیباتی مانند موافقت نامه های همکاری دفاعی بین ایالات متحده و کشورهای ناتو از جمله فنلاند پیروی کنند. هرگونه محدودیت برای نیروهای ناتو در داخل اوکراین نیز مشروط به پایبندی روسیه به هرگونه توافقنامه صلح یا آتش بس و پرهیز از حمله یا تهدید به حمله به هر عضو ناتو از جمله اوکراین خواهد بود.

برقراری خط تماس

اگر ناسازگاری روسیه مانع از پایان جنگ از طریق مذاکره شود، اوکراین و شرکای آن باید به برداشتن این چهار گام برای تقویت اوکراین، فشار بر روسیه و آوردن اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو ادامه دهند. پوتین ممکن است در چارچوب ذهنی معقول تری به میز مذاکره بازگردد. از طرف دیگر، و شاید به احتمال زیاد، او ممکن است تصمیم بگیرد که به نفع روسیه است که درگیری را کاهش دهد و در طول زمان یک آتش بس عملی را در خط تماس بپذیرد. پوتین ممکن است هنوز اعلام پیروزی کند، اما اجرای کامل این چهار مرحله او را از از سرگیری جنگ باز می دارد یا اگر به اندازه کافی احمقانه تلاش کند، از موفقیت او جلوگیری می کند.

وضعیت در اوکراین پس از آن شبیه وضعیت شبه جزیره کره در سال 1953 خواهد بود، جایی که یک آتش بس با مذاکره باعث شد نیروهایی در امتداد یک خط کنترل با یک منطقه غیرنظامی ایجاد شده مستقر شوند. در آن صورت، ایالات متحده به کره جنوبی - کشوری در حال جنگ و تا حدی تحت اشغال نیروهای متخاصم - به عنوان بخشی از تلاش برای پایان دادن به جنگ و متقاعد کردن رهبری کره جنوبی برای موافقت با آتش بس، یک تعهد امنیتی رسمی را پیشنهاد کرد. برای اوکراین امروز، عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو و ترتیبات امنیتی دوجانبه مختلف می تواند تعهدات امنیتی مشابه پیمان دفاع متقابل ایالات متحده و کره جنوبی در سال 1953 ارائه دهد. اما همانطور که این معاهده دفاعی مناطق مورد مناقشه یا اشغال شده را پوشش نمی دهد، تعهدات امنیتی پس از الحاق اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو نیز محدود خواهد بود و به مناطق تحت کنترل اوکراین منتقل می شود.

معاهده ایالات متحده و کره جنوبی، سئول را ملزم می کرد که برای حل اختلافات ارضی خود از زور استفاده نکند. الحاق اوکراین به اتحادیه اروپا و ناتو شامل تعهد مشابهی از سوی کیف خواهد بود. اوکراین مجبور نیست حاکمیت روسیه بر آن سرزمین را به رسمیت بشناسد یا بپذیرد، اما می‌تواند با شرکای خود، رویکرد عدم شناسایی مشابهی را اتخاذ کند که ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم در قبال کشورهای بالتیک تحت اشغال شوروی در پیش گرفت.

چنین مقرراتی احتمالاً از نقض آتش بس توسط روسیه به طور کلی جلوگیری نخواهد کرد. در واقع، کره شمالی به طور مکرر آتش بس 1953 را نقض کرده است که گاهی اوقات نتایج خشونت آمیزی و مرگبار برای پرسنل ایالات متحده و کره جنوبی داشته است. اما استفاده روسیه از زور باعث تشدید تنش توسط شرکای پیمان اتحادیه اروپا و ناتو اوکراین نخواهد شد. واکنش ایالات متحده و کره جنوبی به تخلفات کره شمالی - از جمله نمایش قدرت، گاهی تلافی جویانه متناسب، و تلاش برای کاهش تنش - برای جلوگیری از تشدید تنش کره شمالی و حفظ صلح عمومی در شبه جزیره و اعتبار کلی تعهد دفاعی ایالات متحده به کره جنوبی کافی بوده است.

نیروهای اروپایی در اوکراین نیز منعکس کننده اثر بازدارنده نیروهای رزمی ایالات متحده در کره جنوبی هستند. نیروهای اروپایی توانایی‌های رزمی اوکراین را افزایش می‌دهند، به اطمینان از رعایت شرایط آتش‌بس کمک می‌کنند و پس از عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و ناتو، تضمین‌های مربوط به ماده 42.7 و ماده 5 را نشان می‌دهند.

دوام آوردن صلح

اروپا باید در تقویت آتش بس رهبری کند تا نشان دهد که مسئولیت بیشتری برای امنیت خود بر عهده می گیرد. اما ایالات متحده همچنان نقش پشتیبان مهمی خواهد داشت که می تواند با استفاده از کمک های دیپلماتیک و نظامی محدود اما موثر انجام دهد.

اول و مهمتر از همه، ایالات متحده نقش مستقیم و حیاتی را در حمایت از امنیت اوکراین پس از پیوستن به ناتو ایفا خواهد کرد. حتی در شرایطی که واشنگتن خواهان افزایش تعهدات امنیتی از دیگر اعضای ائتلاف است، باید به مشارکت در ناتو ادامه دهد. این شامل پاسخگویی، بر اساس ماده 5، به هرگونه حمله علیه کشورهای اروپایی است که ناشی از فعالیت آنها در اوکراین است. ایالات متحده همچنین می تواند با اوکراین و کشورهای اروپایی همکاری کند تا اقداماتی را برای جلوگیری از حملات روسیه به کارکنان نظامی و پیمانکاران اروپایی در اوکراین انجام دهد.

ایالات متحده همچنین باید به ارائه قابلیت‌های مختلف مورد نیاز اوکراین، حتی پس از آتش‌بس، از جمله تسلیحات، مهمات، اطلاعات، نظارت، شناسایی، لجستیک، امنیت سایبری و پوشش هوایی ادامه دهد. تامین چنین منابعی به ایالات متحده این امکان را می‌دهد که امنیت اروپا را تقویت کند و قدرت خود را در برابر تجاوز نشان دهد، بدون اینکه نیروهای خود را روی زمین بگذارد.

در نهایت، ایالات متحده می تواند بودجه بازسازی را تقویت کند، که بیشتر آن باید از اروپا و از دارایی های حاکمیت روسیه بی حرکت باشد. اگر ترامپ و زلنسکی به پیگیری آن ادامه دهند، توافقی برای دسترسی ایالات متحده به منابع طبیعی اوکراین به منافع چندگانه ای خواهد افزود که ایالات متحده از قبل در تضمین اوکراین مستقل و مستقل دارد.

تردیدی وجود ندارد که جنگ در اوکراین نباید به روند فعلی خود ادامه دهد. اما صلح از طریق تسلیم در بهترین حالت پایان موقت درگیری را به همراه خواهد داشت – و در بدترین حالت، تنها منجر به تجاوز بیشتر روسیه خواهد شد. تنها صلحی که می تواند پایدار باشد، صلح از طریق قدرت است.