در این فصل از تفاوت کار شاعر و نثرنویس و نوع تعهد این دو می‌نویسد. او دو عمل شاعر و نویسنده را دو عمل متفاوت از هم می‌داند و تعهد را برای شاعر ممنوع و برای نویسنده واجب می‌داند.

در فصل دوم یعنی نوشتن برای چیست؟ از هدف نوشتن می‌نویسد. در این فصل است که سخن ازتعهد بیشتر و جدی‌تر به میان می‌آید و در کنار نویسنده به اهمیت خواننده اشاره می‌کند و همین ارزش وجودی خواننده است که پای تعهد را به ادبیات باز می‌کند:

«اگر نویسنده تنها می‌زیست می‌توانست هرچه دلش می‌خواهد بنویسد، هرگز اثرش به صورت عین خارجی عرضه نمی‌شد و نویسنده ناچار می‌بایست یا قلم را زمین بگذارد یا نومید شود، اما عمل نوشتن متضمن عمل خواندن است که هم‌بسته‌ی دیالکتیکی آن است.»

فصل سوم، نوشتن برای کیست؟ طولانی‌ترین فصل این کتاب است. این بخش از کتاب را با گفتن از آزادی شروع می‌کند و در ادامه از چیستی آزادی و ارتباط نویسنده با آزادی‌های فردی می‌گوید. پس از توضیح و تفسیر عقاید عمیق در این باره، دست آخر نتیجه می‌گیرد آن چیزی که نویسنده آن را هدف قرار داده است در واقع آزادی‌های فردی جامعه است. او این سخن را که نویسنده در خواننده تاثیر می‌گذارد، غلط می‌داند. او معتقد است که نویسنده تنها آزادی اشخاص را فرا می‌خواند تا افراد خود تصمیم بگیرند که کتاب برایشان تاثیرگذار باشد یا خیر.

فارغ از اهمیت این مسئله و نسبت تعهد و ادبیات، این کتاب از نظر آشنایی با آرا و نظریات فیلسوفان و منتقدان، کتاب خوبی است. سارتر در خلال این سه فصل از اندیشمندان بسیاری حرف زده است. علاوه بر این، کتاب ادبیات چیست بینش جدیدی به خواننده ارائه می‌دهد که با کمک آن می‌تواند به بررسی دیگر کتاب‌های ادبی بپردازد و درک درست‌تری نسبت به ادبیات پیدا کنند.