در بخشی از کتاب انقلاب های 1989 می خوانیم :

کتاب های «مارکسیستی- لنینیستی» زیادی درباره تصاحب قدرت وجود دارد؛ اما در میان آن ها، هیچ کتابی درباره ی رها کردن قدرت نیست. اما این کتاب چگونه رها کردن قدرت توسط کمونیستها در حکومتهای اروپای شرقی می پردازد

هفته نامه تایم آمریکا در بخش معرفی کتاب راجع به این کتاب می نویسد:« در این اثر، تاریخ مانند یک تراژدی یونانی نوشته شده است. نخستین تشریح عمیق و قابل اتکا از چند ماهی که دنیا را تغییر داد. روایت درخشان «شبستین»، در بخش هایی کوتاه و جذاب ارائه می شود.

هفته نامه تایم آمریکا در بخش معرفی کتاب راجع به این کتاب می نویسد:« در این اثر، تاریخ مانند یک تراژدی یونانی نوشته شده است. نخستین تشریح عمیق و قابل اتکا از چند ماهی که دنیا را تغییر داد. روایت درخشان «شبستین»، در بخش هایی کوتاه و جذاب ارائه می شود. ناقد دیگری در باره این کتاب می نویسد«کتاب «انقلاب‌های 1989» روایتی است از اینکه مردمی که سال‌‌ها فشار حکومت‌های کمونیستی توتالیتر را تحمل کردند چگونه سرانجام با انقلاب‌هایی تقریباً مسالمت‌آمیز و بدون خشونت خود را از شرّ این حکومت‌ها خلاص کردند.

تمرکز اصلی شبشتین در کتاب «انقلاب‌های 1989» بر کشورهایی است که از اعضای پیمان ورشو و تحت نفوذ شوروی و در واقع حیاط‌خلوت این کشور بوده‌اند؛ کشورهایی که چنانکه شبشتین تأکید می‌کند به لحاظ تاریخی، فرهنگی، مذهبی و نیز به لحاظ تجربیات‌شان با هم در تضاد بوده‌اند و تفاوت‌هایشان با یکدیگر بیشتر از شباهت‌هایشان بوده و حتی در گذشته‌های دور با هم در ستیز بوده‌اند، اما چهل‌وپنج سال، یعنی از سال 1945 تا 1989، همه به اجبار از یک حکومت که همان شوروی بود تبعیت می‌کردند و به‌رغم تفاوت‌ها و تضادهایشان تحت سیطره یک حکومت و ایدئولوژی واحد بودند. شبشتین در «انقلاب‌های 1989» از پایان کمونیسم در آلمان شرقی، بلغارستان، چکسلواکی، رومانی، لهستان و مجارستان نوشته است و از عوامل مختلف دخیل در این رویداد، از جمله ناتوانی شوروی در حفظ سلطه‌اش بر این کشورها و اینکه شوروی چگونه و طی چه فرایندی سلطۀ خود را بر آن‌ها از دست داد و انقلاب‌های مردمی در این کشورها چطور پا گرفت و چگونه به کمک عوامل دیگر منجر به فروپاشی کمونیسم و رهایی مردم کشورهای اروپای شرقی و مرکزی از سیطره‌ حکومت‌های کمونیستی توتالیتر شد. »

‌ ‌ 0 ‌ ‌ 0 ‌ ‌ 1

حذفویرایش

‌احسن بهشتی پور‌ا | 01/11/28 15:28:09 ‌ دیدگاه دربارۀ کتاب

کتاب های «مارکسیستی- لنینیستی» زیادی درباره تصاحب قدرت وجود دارد؛ اما در میان آن ها، هیچ کتابی درباره ی رها کردن قدرت نیست. اما شبشتین نویسنده این کتاب درباره چگونه رها کردن قدرت توسط کمونیستها در حکومتهای اروپای شرقی می پردازد.شرحِ گیرای فروپاشی کمونیسم در اروپای شرقی و مرکزی را نه فقط به عنوان یک روزنامه‌نگار و مورخ، بلکه به عنوان کسی نوشته است که دلبستگی عاطفی نیز به این وقایع دارد. او خود از نسل مهاجرانی است که در خردسالی همراه با خانواده‌هایشان از کشورهایشان گریختند تا از سیطره‌ هولناک کمونیسم خلاص شوند. از همین رو در کتاب «انقلاب‌های 1989» به هیچ وجه شادمانی خود را از رویدادهایی که موضوع این کتاب است مخفی نمی‌کند و گزارش خود از سقوط کمونیسم در اروپای مرکزی و شرقی به یُمن انقلاب‌های مردمی را «داستانی با پایان خوش» می‌نامد. او در بخشی از این کتاب می‌نویسد: «هر کسی که لذت مردم را در خیابان‌های برلین [شرقی]، پراگ یا بوداپست در اواخر 1989 شاهد بوده، هرگز آن صحنه‌های شگفت‌انگیزِ جشن و شادی را از یاد نخواهد برد. اراده مردم طی فقط چند ماه بر جباریت پیروز شد. در این ماه‌های سرگیجه‌آور، انقلاب‌هایی رخ داد که تقریباً می‌توان آن‌ها را کاملاً مسالمت‌آمیز خواند. این انقلاب‌ها چهره جهان را برای همیشه تغییر داد. روایت این کتاب در همین‌جا، در نقطۀ اوج امید، خوش‌بینی، شکرگزاری صادقانه و ضیافت‌های عظیم خیابانی تمام می‌شود. یکی از بی‌رحم‌ترین امپراتوری‌های تاریخ زانو زد. شاعران و فیلسوفانی که در زندان بودند، ناگهان تبدیل شدند به رؤسای جمهور و وزرای دولت. در آن شب سردِ نوامبر که دیوار برلین فرو ریخت، چنین به نظر می‌رسید که انگار زخم‌های بازِ قرن بی‌رحمِ بیستم عاقبت روند بهبودی خود را آغاز کرده است.»

موضوع این کتاب بررسی این واقعیت است که در ابتدای سال 1989 ، شش کشور اروپایی، دولت متحد حکومت شوروی در کشورهای آلمان شرقی، لهستان، چکسلواکی، مجارستان، رومانی، بلغارستان برسر قدرت بودند؛ اما در پایان همان سال، آن ها همگی استقلال خود را اعلام کردند و در راه دموکراسی قرار گرفتند .این کتاب باترجمه خیلی روان و جالب زندگی مردم را در بلوک شرق توضیح می دهد خواندن این کتاب درد و رنج مردمی دیکتاتور زده را برای مخاطبان روایت می کند.حتما باید خوانده بشود حتی ارزش چند بار خواندن را هم دارد. با تشکر فراوان از آقای بیژن اشتری بابت انتخاب خوبشان و ترجمه زیباتر شتری دارای مدرک کارشناسی ارشد میکروب‌شناسی در دانشگاه تهران است، اما کارِ او همواره با آنچه در آن تحصیل کرده متفاوت بوده است. او کار خود را با روزنامه‌نگاری شروع کرد. در اوایل دهۀ 60 برای مطبوعات نقد فیلم می‌نوشت و به فیلم‌های روز ایران و جهان می‌پرداخت. در همان دوران به عنوان مترجم متون سینمایی با مطبوعات همکاری می‌کرد. بعدها اما گرایش خود را در ترجمه تغییر داد و به‌طور تخصصی به ترجمۀ کتاب‌هایی در زمینۀ تاریخ جهان و به‌ویژه تاریخ کمونیسم و نظام‌های کمونیستی پرداخت و ترجمه‌هایش در این زمینه با استقبال روبه‌رو شد، چنانکه امروزه او را بیشتر با همین ترجمه‌ها می‌شناسند. از جملۀ این ترجمه‌ها کتاب‌هایی است درباره دیکتاتورهای مشهور تاریخ کمونیسم.

این کتاب می خواهد به ما نشان دهد این تحولات چگونه تا این اندازه سریع اتفاق افتاد؟ از آنجا که نویسنده به عنوان گزارشگر درمتن این رویدادها حضور داشت، برای نوشتن این کتاب از تجارب بی واسطه خودش، مصاحبه با شاهدان، و اطلاعات بایگانی شده و تازه کشف شده بهره برد. او داستان خود را از نقطه نظر مردان و زنان عادی و همچنین رهبران و سیاستمداران پر نفوذ در دنیا روایت می کند. نویسنده در این اثر نشان می دهد چگونه سقوط دیوار برلین باعث تسریع سقوط اتحاد جماهیر شوروی شد.این داستانی با پایان خوش است. هر کسی که لذت مردم را در خیابان‏‌های برلین [شرقی]‌، پراگ یا بوداپست در اواخر 1989 شاهد بوده، هرگز آن صحنه‏‌های شگفت‏‌انگیزِ جشن و شادی را از یاد نخواهد برد. ارادۀ مردم طی فقط چند ماه بر جباریت پیروز شد. در این ماه‏‌های سرگیجه‏‌آور، انقلاب‏‌هایی رخ داد که تقریباً می‏‌توان آن‏ها را کاملاً مسالمت‏‌آمیز خواند. این انقلاب‏‌ها چهرۀ جهان را برای همیشه تغییر داد. روایت این کتاب در همین‏‌جا، در نقطۀ اوج امید، خوش‏‌بینی، شکرگزاری صادقانه و ضیافت‏‌های عظیم خیابانی تمام می‏‌شود. یکی از بی‏‌رحم‏‌ترین امپراتوری‏‌های تاریخ زانو زد. شاعران و فیلسوفانی که در زندان بودند، ناگهان تبدیل شدند به رؤسای جمهور و وزرای دولت. در آن شب سردِ نوامبر که دیوار برلین فرو ریخت، چنین به نظر می‏‌رسید که انگار زخم‏‌های بازِ قرن بی‏‌رحمِ بیستم عاقبت روند بهبودی خود را آغاز کرده است. این رؤیاها اصلاً احمقانه نبود.

نویسنده کتاب ویکتور شبشتین، زاده سال 1956، نویسنده و تاریخ نگار مجارستانی است که در مورد تاریخ روسیه، کمونیسم و ولادیمیر لنین فعالیت می کند. شبشتین که در شهر بوداپست به دنیا آمد، به عنوان ژورنالیست با بسیاری از مطبوعات برجسته ی بریتانیا از جمله The Times، the Daily Mail، و the London Evening Standard همکاری کرده است.روزنامه‌نگار و مورخ مجارستانی و از نسل مهاجرانی است که کشورشان را به دلیل فشارهای حکومت‌های کمونیستی ترک کردند. شبشتین خردسال بود که به همراه خانواده‌اش از مجارستان تحت سیطره کمونیسم مهاجرت کرد و بعدها به متخصص کمونیسم و حکومت‌های کمونیستی بدل شد و چه در کار روزنامه‌نگاری و چه تاریخ‌نگاری به این موضوع پرداخت. او به عنوان روزنامه‌نگار در متن ماجرای فروپاشی دیوار برلین و سقوط حکومت آلمان شرقی و نیز سقوط دیگر حکومت‌های کمونیستی اروپای شرقی و مرکزی و سقوط حکومت شوروی بود و از رویدادهای مربوط به این وقایع و از انقلاب‌های مردمی‌ کشورهای اروپای شرقی و مرکزی گزارش خبری و مقاله تهیه می‌کرد. جنگ‌های یوگسلاوی سابق از دیگر موضوعاتی است که شبشتین به آن پرداخته است.