تقويت حضور نظامي امريكا در آسياي مركزي
در پاسخ به سوال طرح شده مي توان گفت كه با عنايت به برخي دلايل و شواهد، به نظر مي رسد در شرايط فعلي آسياي مركزي در اولويت سياستهاي منطقه اي امريكا در رياست جمهوري آقاي باراك اوباما قرار ندارد. البته در دوره هشت ساله حاكميت حمهوريخواهان و جورج بوش پدر نيز اينگونه بود. آسياي مركزي پس از واقعه 11 سپتامبر 2001 و به دليل موقعيت جغرافيائي آن در كنار افغانستان از اهميت خاصي در برنامه به اصطلاح مبارزه با تروريسم واشنگتن برخوردار گرديد. امريكا جداي از اين هدف، راهبرد مشخصي براي آسياي مركزي نداشت البته دليل آن نيز وجود اولويتهاي ديگر در سياست خارجي امريكا از جمله خاورميانه، افغانستان، ايران و ... بود. بعلاوه، امريكا مايل نبود در حركت به اصطلاح جهاني عليه تروريسم، روسيه و چين را نسبت به اقدامات خود در آسياي مركزي حساس و ناخشنود نمايد. بر اين اساس، امريكا به آسياي مركزي عمدتا به مثابه منطقه پشتباني عمليات در افغانستان مي نگريست.
در دوره رياست جمهوي اوباما نيز تاكنون هيچگونه موضعي در خصوص تقويت حضور امريكا در آسياي مركزي اعلام نشده است . البته رئيس جمهور جديد امريكا اعلام نموده به افغانستان توجه بيشتري خواهد داشت و اين تلاش براي عملياتي نمودن اين موضع مي تواند به منزله توجه بيشتر امريكا به منطقه آسياي مركزي باشد لكن به معناي تدوين يك راهبرد متفاوت در قبال آسياي مركزي نيست. به طور طبيعي با توجه به تشديد ناآراميها در پاكستان و نا امن شدن مسير تداركات پاكستان به افغانستان، امريكا و ناتو براي انتقال تجهيزات و نيرو و به عبارتي پشتيباني از نيروهاي خود در افغانستان بايد مسيرهاي امن جديدي بيابند كه در شرايط كنوني، عليرغم برخي موانع و ابهام در مواضع كشورهاي آسياي مركزي در قبال امريكا و توجه ويژه آنان به روابط با روسيه و چين، مناسبترين مسير براي امريكا در جهت اجراي عمليات در افغانستان است. به نظر مي رسد سفر پترائوس به منطقه نيز در اين چارچوب باشد.
به هر حال، امريكا در آسياي مركزي با موانع متعددي در اجراي برنامه هاي خود مواجه است كه مهمترين آن همان گونه كه ذكر شد، عدم تمايل رهبران اين كشورها به انتخاب امريكا در مقابل روسيه است. تعطيلي پاياگاه خان آباد در ازبكستان و اعلام تعطيلي پايگاه نظامي امريكا در قرقيزستان توسط مقامات قرقيز از مهمترين نشانه هاي اين گرايش است. از سوي ديگر هرچند اخيراً اخباري از رويكرد نوين در سياست خارجي ازبكستان نسبت به غرب انتشار يافته است اما تحولات اخير در روابط تاشكند و مسكو به ويژه سفر اخير مدويديف به ازبكستان و حضور اسلام كريموف در نشست سازمان پيمان امنيت جمعي كه 5 فوريه در مسكو برگزار شد، مؤيد آن است كه ازبكستان همچنان به حفظ روابط حسنه با روسيه پايبند است.
بنابراين به نظر مي رسد شما با ديدگاه برخي كارشناسان كه با اشاره به فضاي موجود منطقة آسياي مركزي و خاورميانه، تحركات امريكا براي تقويت حضور نظامي خود در آسياي مركزي را حائز اهداف بلندمدتتر ژئوپوليتكي و ژئوراهبردي ميدانند، موافق نيستيد؟
طبيعي است كه امريكا مايل است نفوذ خود را در همة مناطق دنيا گسترش دهد و آسياي مركزي نيز از اين قائده مستثني نيست و واشنگتن پس از فروپاشي اتحاد شوروي تلاش نموده تا ضمن تحكيم موقعيت خود در اين جمهوريها، مانع از ارتقاء موقعيت و نفوذ ديگر رقباي منطقه اي از جمله روسيه، ايران و چين شود اما اگر به اولويتها و اهداف كنوني امريكا و نيز چالشهاي منطقه اي امريكا در شرايط فعلي توجه كنيم، ميتوان اين گونه نتيجه گرفت كه در مقطع حاضر، آسياي مركزي در اولويت امريكا نيست. هم اكنون مهمترين هدف امريكا خروج آبرومندانه از عراق و ممانعت از ادامه روند تضيعيف و شكست نيروهاي نظامي امريكا و ناتو در افغانستان است. اعزام نيروهاي بيشتر به اين كشور، گماردن نمايندة ويژه در امور افغانستان مؤيد اين امر است. بنابراين اگر مجموعة اين مشكلات و نگرانيهاي سياسي و امنيتي را در نظر بگيريم، آسياي مركزي في نفسه و خارج از موضوع افغانستان، از اهميت كمتري در سياستهاي منطقه اي امريكا برخوردار است.
فراموش نكنيم كه روسها طي سالهاي اخير تلاش زيادي را در ابعاد مختلف سياسي، امنيتي و اقتصادي براي تقويت و تثبيت حضور و نفوذ خود در آسياي مركزي به كار گرفتهاند. همچنين، چين به دلايل سياسي- امنيتي و اقتصادي، توجه و حساسيت زيادي به ميزان حضور امريكا در منطقه دارد. به دليل پيوستگي جغرافيائي و اشتراكات فرهنگي و مذهبي استان سين كيانگ چين با آسياي مركزي و احتمال سرايت بي ثباتي به چين از يك سو و حجم بالاي مبادلات تجاري چين با منطقه، آسياي مركزي از اهميت بسزائي براي پكن برخوردار است. اساساً تأسيس سازمان شانگهاي بيانگر و برآيند نگراني چين و روسيه از تحولات آسياي مركزي و تلاش اين دو كشور براي ممانعت از وقوع هر گونه تحول ناخواسته در اين منطقه است.
طي روزهاي اخير تحليلهاي زيادي در خصوص رقابت امريكا و روسيه براي تثبيت حضور نظامي خود در قرقيزستان مطرح شده كه پيشنهاد كمك 2 ميليارد دلاري مسكو به بيشكك و تأكيد پترائوس به ماندگاري نيروهاي امريكايي در ماناس به همين فرض مرتبط دانسته ميشود. در اين بين برخي كارشناسان تأكيد ميكنند كه مقامات بيشكك در حال بازي ماهرانه با هر دو طرف براي حداكثرسازي منافع خود هستند نظر شما در اين خصوص و همچنين بازي مشابه ساير كشورهاي منطقه با هر دو طرف (مسكو و واشنگتن) چيست؟
در مورد تعطيلي پايگاه نظامي امريكا در قرقيزستان، البته اين امر قبلا نيز مطرح بوده و اظهارات مشابهي از سوي مقامات قرقيز منتشر شده است لكن به نظر مي رسد اين بار جدي تر از قبل باشد. امريكا اميدوار است تا قبل از تصويب پارلمان و تاييد رئيس جمهور قرقيزستان بتواند موضع بيشكك را تغيير دهد. علاوه بر برخي ملاحظات داخلي، مهمترين مسئله از نظر قرقيزستان مشكلات مالي به ويژه در شرايط بحران مالي بين المللي است. نكته قابل توجه آن است كه قرقيزستان به دليل عضويت در سازمان تجارت جهاني و تبادلات تجاري بين المللي، بيش از ديگر جمهوريهاي آسياي مركزي از بحران مالي آسيب ديده است لذا براي اين كشور وام دو ميليارد دلاري روسيه حائز اهميت خواهد بود. به هميت دليل تحليلگران معتقدند كه به دلايل فوق، قرقيزستان در تعطيلي پايگاه امريكا در اين كشور جدي تر از قبل اقدام خواهد كرد.
در مورد بازي سياسي كشورهاي آسياي مركزي بين روسيه و امريكا، به طور طبيعي همه كشورها در تلاش براي تأمين منافع خود، علاقمند به متنوع ساختن سياست خارجي و ايجاد ارتباط با كشورها و قدرتهاي تاثير گذار هستند. كشورهاي آسياي مركزي نيز به عنوان كشورهاي مستقل از اين قاعده پيروي مي كنند. آنان ضمن توجه به حساسيتهاي موجود، با كشورهائي نظير روسيه، چين، ايران، امريكا و تركيه مناسبات خوبي برقرار كرده و تلاش مي كنند از فضاي خالي و رقابت بين اين كشورها به خوبي بهره برداري نمايند.
بر اين نكته مجددا تاكيد مي كنم كه كشورهاي آسياي مركزي به دلايل ساختاري، وابستگي به روسيه در بسياري از زمينه ها، حضور سنتي روسيه در اين كشورها و گرايش بخش قابل توجهي از نخبگان اين كشورها به روسيه اهميت خاصي براي روابط با مسكو قائل هستند لذا گرايش به غرب به ميزاني كه در برخي كشورهاي مشترك المنافع مانند گرجستان و اكراين ديده مي شود، در اين كشورها وجود ندارد لكن در برخي مقاطع با هدف گفته شده، شاهد فراز و فرودهائي در گرايشات غرب گرايانه اين كشورها هستيم. نكته مهم آن است كه تغيير جهت در سياست خارجي اين كشورها تاكنون به طور جدي با منافع ژئوپلتيك روسيه در تضاد نبوده است.
طي ماههاي اخير اخباري نيز در خصوص احياء پايگاه نظامي امريكا در ازبكستان (خانآباد) بروز يافته است. در برخي تحليلها واگراييهاي اخير تاشكند از مسكو از جمله خروج آن از جامعة اقتصادي يورآسيا، به عنوان نشانهاي از تمايل ازبكستان به نزديكي هرچه بيشتر به واشنگتن از جمله از طريق واگذاري پايگاه نظامي تفسير ميشود، نظر شما در اين خصوص چيست؟
ازبكستان در منطقة آسياي مركزي به دلايلي نظير جمعيت و موقعيت جغرافيائي، خود را در شرايطي متفاوت مي بيند. مروري بر سياست خارجي اين كشور پس از فروپاشي اتحاد شوروي نشان ميدهد كه تاشكند در سياست خارجي خود فراز و فرود زيادي داشته و به تكرار، گرايشهاي امريكايي و روسي را تجربه كرده است. بنابراين تمايل مجدد اين كشور به سوي غرب دور از انتظار نيست. با اين حال به نظر مي رسد كه ازبكستان تجربه مثبتي از گرايش به غرب ندارد زيرا عليرغم روابط حسنه مذكور، مقامات غربي پس از تحولات انديجان اين كشور را به شدت تحت فشار قرار داده و به تحريم اين كشور مبادرت نمودند. بعلاوه، سفر اخير رئيس جمهور روسيه به تاشكند و حضور رئيس جمهور ازبكستان در اجلاس سران كشورهاي عضو پيمان امنيت جمعي مشترك المنافع در مسكو بيانگر آن است كه ازبكستان حتي در صورت بهبود روابط با غرب علاقه اي به دوري از روسيه ندارد. اين تحول به ويژه پس از تعليق عضويت ازبكستان در جامعة اقتصادي يورآسيا كه گفته ميشد مقدمه خروج اين كشور از سازمان پيمان امنيت جمعي است، به نوعي گواه آن است كه تاشكند در جمعبندي نهايي خود به اين نتيجه رسيده كه روابط فعلي خود را با روسيه حفظ كند. البته ازبكستان نظير ديگر كشورهاي منطقه علاقمند به حفظ روابط با امريكا است. اعلام آمادگي تاشكند و دو شنبه براي مساعدت به امريكا و در اختيار قراردادن مسيرهاي اين كشورها براي ارسال تجهيزات نظامي و غير نظامي به افغانستان حائز اهميت است.
نكتة قابل تأمل در سفر اخير پترائوس به تركمنستان، اعلام آمادگي رئيس جمهور اين كشور براي همكاري با ناتو از جمله واگذاري خاك و فضاي خود به اين سازمان براي عملياتهاي انساندوستانه، كمك و نجات به ناتو در افغانستان و همچنين واگذاري قلمرو خود براي آمادهسازي نيروهاي ناتوي عازم به اين كشور بود كه به اعتقاد برخي در مغايرت آشكار با سياست بيطرفي عشقآباد است، شما اين مسئله را چطور ارزيابي ميكنيد؟
به طور طبيعي آقاي برديمحمدوف ضمن تاكيد بر راه و روش نياز اف رئيس جمهور فقيد اين كشور، مايل است در جهت تامين منافع تركمنستان، در سياستها و رويكردهاي گذشته تغييراتي ايجاد كند. به اين دليل، تحول در سياست داخلي و خارجي تركمنستان دور از انتظار نيست. البته همان گونه كه در پاسخ به سوال قبل ذكر شد، ازبكستان، تاجيكستان و حتي روسيه نيز براي كمك به عمليات ناتو در افغانستان اعلام آمادگي كردهاند. نكته ديگري كه شايسته توجه مي باشد، نگراني جدي تمامي كشورهاي آسياي مركزي از تداوم بي ثباتي در افغانستان و احتمال سرايت ناآرامي به اين كشورها است. شايد به اعتقاد آنان، توفيق نيروهاي ناتو و امريكا در افغانستان مي تواند مانع از شكل گيري مجدد افراط گرائي طالباني و جلوگيري از سرايت آن به آسياي مركزي شود لذا همكاري و تعامل كشورهاي آسياي مركزي از جمله تركمنستان با امريكا مي تواند برآيند نگراني امنيتي آنها از ناحيه افغانستان و تمايل به رفع تهديد از طريق همكاري با امريكا ارزيابي شود. به هر حال، در تحليل كلان از جهت گيري سياست خارجي تركمنستان، احتمال نمي رود در شرايط كنوني، تركمنستان تمايل و آمادگي لازم براي تغيير در استراتژي كلان بي طرفي و گرايش جدي به امريكا داشته باشد.
با عنايت به سفر اخير مدويديف به ازبكستان از يك سو و پيشنهاد كمك 2 ميليارد دلاري مسكو به قرقيزستان از سوي ديگر كه در برخي تحليلها، تلاش از سوي روسيه براي حفظ اين دو كشور در مدار خود تعبير شد، به نظر شما روسيه در شرايط حائز واجد چه امكانات مشخصي براي جلوگيري از تقويت نفوذ ژئوپوليتيكي امريكا در منطقه است؟
تحول بزرگي كه در روسيه از سال 2000 و روي كار آمدن آقاي پوتين رخ داد، موقعيت و جايگاه روسيه در سطوح بين المللي و منطقهاي را دستخوش تغيير نمود. با اين حال، روسيه هيچگاه به طور آشكار در صدد تقابل با منافع امريكا در منطقه بر نيامد. روسيه در دوره رياست جمهوري آقاي پوتين و نيز در دوره طي شده از حكومت آقاي مدويدوف از درك اهميت و حساسيت منطقه آسياي مركزي غافل نشده است. روسيه دو مولفه امنيت و انرژي را سرلوحه اقدامات خود در منطقه قرار داده و تلاش نموده ضمن حفظ اين كشورها در ساختارهاي سياسي و امنيتي مطلوب يعني جامعه كشورهاي مشترك المنافع، سازمان همكاري شانگهاي و سازمان پيمان امنيت جمعي (پيمان تاشكند)، از طريق عقد قراردادهاي متعدد، بر منابع و مسيرهاي استخراج انرژي منطقه نيز نظارت و كنترل داشته باشد. ادامه بي ثباتي در افغانستان نيز در تحكيم موقعيت روسيه در منطقه حائز اهميت بود.
بنابر اين مهمترين اهرم روسيه براي تداوم حضور در منطقه آسياي مركزي و قفقاز، بهره برداري از نگرانيهاي امنيتي اين كشورها و استفاده از ظرفيتهاي خود در بخش انرژي است. البته در بحث امنيت، تا هنگامي كه هدف روسيه مقابله با اسلام گرايان است، از سوي امريكا و چين نيز با چالش و مخالفت اساسي روبرو نخواهد شد اما در بحث انرژي، فعاليتهاي روسيه با حساسيت و نگراني چين و امريكا مواجه خواهد شد. روسيه همچنين نشان داده است كه آمادگي آن را دارد تا بر موج اختلافات بين كشورهاي منطقه نيز سوار شده و با انجام برخي مانورهاي سياسي، از اين موضوع در جهت تقويت موقعيت خود در منطقه استفاده نمايد.
سئوال آخر اين كه تحركات امريكا در آسياي مركزي را حائز چه پيامدهايي بر امنيت ملي ايران ميدانيد؟
براي جمهوري اسلامي ايران، حفظ ثبات و امنيت منطقه و تدوام مناسبات حسنه با تمامي كشورهاي آسياي مركزي در جهت تقويت همكاريهاي متقابل از اهميت اساسي برخوردار است. رهبران كشورهاي آسياي مركزي نيز به دليل اشتراكات تاريخي، فرهنگي، مذهبي و تمدني از يك سو و نقش سازنده و مقتدر جمهوري اسلامي ايران در منطقه،به اهميت روابط با ايران واقف هستند. جمهوي اسلامي ايران ضمن احترام به استقلال اين كشورها، اطمينان دارد كه جهت گيري سياست خارجي اين كشورها خللي در روابط حسنه آنان با ايران وارد نخواهد كرد لذا نسبت به تحركات امريكا در منطقه نگراني ندارد. البته به طور طبيعي ايران تمامي اين تحركات را تحت نظر داشته و در صورتي كه مخالف منافع و امنيت كشورمان ارزيابي گردد، واكنش لازم نشان داده خواهد شد. نكته ديگر، اشتراك نظر ايران و كشورهاي منطقه بر ضرورت استقرار ثبات و آرامش در افغانستان است. اين امر مي تواند فضاي مناسبي براي همكاري منطقه اي ميان ايران و كشورهاي آسياي مركزي فراهم نمايد.
بحران افغانستان تنها از طريق همكاري منطقه اي و با اتكاء به ظرفيتهاي منطقه اي حل خواهد شد. به عنوان مثال سازمان شانگهاي مي تواند در اين مسئله فعال شود كما اين كه اين سازمان قرار است با حضور اعضاء ثابت و ناظر خود در ماه مارس كنفرانس ويژهاي را در مورد افغانستان در مسكو برگزار كند. در هر صورت روابط ايران و كشورهاي آسياي مركزي ظرف سالهاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي همواره در مسير پيشرفت قرار داشته و اشتراكات ديروز و ظرفيتها و منافع مشترك امروز، روابط في مابين را در تمامي عرصه ها در موقعيت ممتازي قرار داده است.
با تشكر از آقاي دكتر مرادي كه وقت خود را در اختيار مؤسسة مطالعاتي ايراس قرار دادند.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد