درک واقعی و عمیق چرایی نفی نژاد پرستی
چشمقهوهایها هم ظرف همین مدت کوتاه تغییر کردند: آنها ناگهان روحیه خود را از دست دادند و تبدیل به بچههایی افسرده، کمرو، کم جرئت، و بیاراده شدند. حتی آنهایی که قبلا در کلاس شخصیتی غالب و مقتدر داشتند، هم به افرادی ترسو و تابع تبدیل شدند. عملکرد درسی این گروه در آن روز به مراتب بدتر شد و حتی در حل تمرینهای ساده قبلی با مشکل مواجه شدند.
در روز دوم آزمایش، برای برقراری تعادل، الیوت موقعیت بچهها را تغییر داد و گفت که روز قبل اشتباه وحشتناکی کرده و این درواقع چشمقهوهایها هستند که گروه برترند. به همین دلیل از چشمقهوهایها خواست که یقههای رنگی خود را باز کنند و به گردن چشمآبیها بیندازند. آنها هم شادمانه این کار را کردند و در روز دوم انتقام خود را از چشمآبیها گرفتند. الیوت این آزمایش را در بعد ازظهر روز دوم به اتمام رساند و از دانش آموزان خواست که یقههای رنگی خود در آورند. آنها یقهها را دور انداختند و درحالی که گریه میکردند، همدیگر را در آغوش گرفتند.
صبح روز سوم الیوت به شاگردهایش توضیح داد که حالا آنها درمورد تعصب و تبعیض چیزهایی آموختهاند و دیگر میدانند که یک سیاهپوست در این جامعه چه احساسی دارد. او از شاگردهایش خواست که هر کدام تجربه شخصی خودش را به صورت یک انشا بنویسد. بچهها درباره این آزمایش دو روزه به بحث و تبادل نظر پرداختند و پیام درونی آنرا به خوبی دریافت کردند.
الیوت چهارده سال بعد با شاگردهایش که حالا بیست و چندساله شده بودند، تجدید دیدار کرد. آنها خاطرات آن دو روز را با وضوح هرچه تمامتر به یاد داشتند. آن تجربه ناب دوران کودکی تاثیری بسیار عمیق و ماندگار در زندگی آنها گذاشته بود و باعث شده بود که در تمام این سالها همواره نسبت به رفتارهای متعصبانه، مغرضانه، تفرقهافکن و تبعیضآمیز، آگاهی بالا و منحصربه فردی داشته باشند.
الیوت این آزمایش را در کلاسهای درس خود تکرار کرد. از سومین تجربه او فیلم مستند «کلاسی که تقسیم شد» تهیه گردید که در سال ۱۹۸۵ از شبکه پیبیاس پخش شد و یکی از پربینندهترین ویدئوهای درخواستی در وبسایت این شبکه به شمار میرود. این مستند را در یوتیوب ببینید.
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 5:49 توسط حسین بیات
|
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد