سالمندان داوطلب برای کار در مراکز هسته ای خطرناک
كنايه از اين كه هر چه سن آدمی بالاتر برود، وابستگی و دلبستگیش به دنيا فزونی میگيرد و هميشه هم در نظرم مثال درستی میآمد. دور و برم كسانی را میديدم كه يكپایشان لب گور است و دودستی دنيا را چسبيدهاند كه مبادا چيزی ازشان به اين آن به بماسد. حالا به گمانم صائب هم اگر دوباره زنده شود، به شگفت میآيد از ديدار مردم كشوری كه در ايام سالخوردگی و در وقت نياز، به نفع جوانترها و آيندهی كشورشان كنار میروند. نه از پست و مقام و موقعيت، كه از زندگی كنار میروند. نقطهی مقابل آنچه در كشور ما میگذرد: زندگی پيشكش؛ يكی بايد اينها را كه بوی حلوا میدهند، متقاعد كند از اين همه مال و مقام و موقعيت به نفع جوانترها كناره بكشند.
آخرين نكته هم اين كه همزمان با اعلام آمادگی اين گروه سالخورده برای انجام كارهای باقیمانده در نيروگاه فوكوشيما، مقامهای دولتی ژاپن هم اعلام كردند تلاش میکنند روشهای رفع بحران را به نحوی تنظیم و اجرا کنند که نیازی به اين سپاه انتحاری نباشد. مشخص است ديگر. اينكه گروهی داوطلب و پيشقراوول حل مشكل شدهاند، دولت را آسوده نكرده است كه بنشيند گوشهای و بگويد لنگش كن. هر كس رسالتی دارد انگار و از آن مهمتر هيچكس از رسالتی كه دارد، شانه خالی نمیكند. جاخالی نمیدهد. زرنگبازی درنمیآورد. نمیگويد به جهنم كه مردم كشورم نياز به كمك دارند. نمیگويد من خودم را بايد دريابم و كاری به كار بقيه ندارم. همان كه گفتم: هر كس رسالتی دارد كه به وقتش درست انجامش میدهد.چيزهايی كه برای ما بيشتر به يك رويای دور میماند.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد