نویسنده : محمود خوشنام

واقعیت این است که جویبار زمزمه‌گر تصنیف‌های شیدا با گذر از انقلاب مشروطیت به دریای خروشان ترانه‌های عارف رسید. عاشقانه‌های خصوصی شیدا جای به عاشقانه‌های همگانی و میهنی عارف سپرد.مردی که به گفته‌ی خودش جز به وطن و مردم وطنش نیاندیشیده و اگرهم زمانی دل در گرو کسی داشته، باز دلش به این خوش بوده که او زاده‌ی وطن است. عارف که در این برنامه به او می‌پردازیم، در بطن یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌های تاریخ ایران زندگی کرد و شور ترانه‌های میهنی‌اش تکیه‌گاه انقلاب مشروطیت شد.
ابوالقاسم عارف قزوینی در سال ۱۲۶۲ خورشیدی در قزوین به دنیا آمد و آن گونه که خود می‌گوید نطفه‌اش از همان آغاز به بدبختی بسته شده، در میان دو ببر خشمگین یعنی پدر و مادر رشد کرده و بعدها توانسته است انتقام خود را از پدر خودخواه و فرصت‌طلبش بستاند.
رنج بزرگ عارف این بوده که پدرش می‌خواسته او را روضه‌خوان باربیاورد و او در دل سوداهای دیگر داشته است. سرانجام همین سوداهای دیگر که در صدر آن‌ها عشق به وطن قرار داشته، او را به دنبال خود برده است. با درگیرشدن انقلاب، عارف همه‌ی نیروی خود را یک‌سره در راه پیش‌برد آن به‌کار گرفت.
در دیوان او کمتر غزل یا تصنیفی را می‌توان یافت که در آن‌ها نگاهی به اوضاع وطن نیفکنده باشد. حتی در عاشقانه‌های او دست‌کم بیتی، نیم‌بیتی یا واژه‌ای، ذهن خواننده یا شنونده را به سوی وطن می‌برد.

ابوالقاسم عارف قزوینی، مردی که به گفته‌ی خودش جز به وطن و مردم وطنش نیاندیشیده و اگرهم زمانی دل در گرو کسی داشته، باز دلش به این خوش بوده که او زاده‌ی وطن است
خود می‌گوید، او هنگامی تصنیف‌های میهنی آفریده که تصنیف را برای روسپی‌ها یا در مرگ گربه‌ی شاه شهید می‌ساختند. هنگامی که هنوز غالب ایرانیان فکر می‌کردند وطن یعنی همان ولایتی که در آن زاده شده‌اند.
او می‌افزاید اگر هیچ خدمت دیگری به وطن نکرده باشد، آفریدن همین تصنیف‌های پرشور میهنی، آن هم در زمانه‌ای که جامعه‌ی ایران به آن نیاز داشت، خود بزرگ‌ترین خدمت به شمار می‌آید.
ازعارف در مجموع ۲۹ تصنیف باقی مانده که شعر و آهنگ آن‌ها همه از خود اوست. آهنگ تصنیف‌ها معمولاً دو تم دارد که تم دوم برگردان تم نخستین است. در دور دوم گاه بندهایی به آن اضافه می‌شود که متن‌های متفاوتی دارد. حرکت‌های ملودیک بسیار سنگین و آرام است.
از درآمد آواز تا یکی دو گوشه بالاتر می‌رود و باز می‌گردد. مایه‌های انتخابی در تصنیف‌ها غالباً غمگنانه است، ولی در پیوند با متن نیروی تأثیرگذار غریبی پیدا می‌کند.
جالب است که متن‌ها نیز غالباً دارای واژه‌هایی است که در سوک‌ها و مرثیه‌ها به‌کار می‌آید، ولی در ترانه‌های عارف تأثیر برانگیختن می‌یابد.
ابوالقاسم عارف قزوینی تصنیف‌ساز بزرگ مشروطیت چند سال پایان زندگی را در دره‌ی مرادبک همدان در فقر و تیره‌ روزی گذرانید و سرانجام در دوم بهمن ماه ۱۳۱۲ خورشیدی چشم از جهان فروپوشید.