ايران از طریق تعامل با 1+5 در گفت وگوهاي عالي رتبه كم نظير اول اكتبر (9مهر) تهديد به تحريم هاي سرسختانه تر سازمان ملل را به تعويق انداخت. اين گفت وگوها در را به روي تنش زدايي درباره برنامه هاي هسته اي اين كشور پس از بن بستي هفت ساله گشود. ايران هيچ تعهدي درباره محدود كردن برنامه غني سازي اورانيوم خود در مذاكرات ژنو نداد اما گفت وگوهاي فني دوشنبه دروين كه هدايت آن را كارشناسان آژانس بين المللي انرژي اتمي به عهده خواهند داشت اولين شانس ايران و آمريكا، روسيه و فرانسه براي آن كه دورنماهاي همكاري هسته اي مطرح شده در ژنو را عملي سازند، به شمار می رود. اما پيشنهاد مربوط به اورانيوم به دليل مشكلاتي درباره اين كه دقيقاً چه چيزي در اول اكتبر مورد توافق قرار گرفته و هر طرفي چه چيزي از اين توافق مي خواهد با اشكالاتي روبه رو است. تحليلگران سياسي معتقدند كه مذاكرات وين آزموني براي غرب جهت اثبات ادعاي حسن نيت خود به تعامل دوجانبه با ايران خواهد بود.ايران در ارديبهشت ماه سال جاري در نامه اي به آژانس خواستار تامين سوخت راكتور تهران شد و اعلام كرد در صورت همكاري نكردن آژانس در اين رابطه خود اقدام به توليد سوخت خواهد كرد.قرار است در نشست وين درباره جزئيات مربوط به انتقال سوخت براي راكتور تهران كه با حضور كشورهاي روسيه، فرانسه و آمريكا برگزار مي شود كارشناسان فني و حقوقي ايران به بحث و بررسي بپردازند.«محمود احمدي نژاد» نيز در حاشيه نشست اخير هيئت دولت دراين باره گفت: ما قبلاً هم اعلام كرده ايم در مورد خريد سوخت بيست درصد (نوزده و هفتاد و پنج صدم درصد) براي راكتور تهران با هر كسي كه تمايل داشته باشد آن را در اختيار ما قرار دهد گفت وگو مي كنيم؛ يعني كارشناسان ما بروند گفت وگو كنند؛ اين پيشنهاد مورد استقبال قرارگرفت وكشورهاي گوناگوني پيشنهاد دادند. برخي گروهي پيشنهاد دادند، برخي هم فردي پيشنهاد دادند؛ اين هم طراحي شده كه ان شاءالله از يكي دو هفته آينده گفت وگوهاي كارشناسي اش آغاز شود تا بتوانيم سوخت مورد نياز راكتور تهران را از مسير درستش تهيه كنيم.

اما جالب است که این جریان با مخالفتهایی در تهران نیز روبرو است . جناح تندرو در تهران معتقد است  "ديدار «صحنه سازي شده» ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا و نماينده اين كشور در گروه 1+5 با دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي و رئيس هيئت مذاكره كننده ايراني كه در حاشيه اجلاس ژنو صورت پذيرفت، «گمانه»هاي برخاسته از ابهام و «تفسير»هاي بي پايه و اساسي را در داخل و خارج كشور به دنبال داشت." کیهان روز یکشنبه 26 مهر ماه کیهان در ادامه می نویسد

«مقامات آمريكايي و متحدان اروپايي آنها، ازاين ديدار به عنوان اولين گام ايران براي «مذاكره مستقيم با آمريكا» ياد كردند و آن را «بزرگترين دستاورد» اجلاس ژنو ناميدند كه به گفته آنان، اگرچه «غيرهسته اي» بود ولي اهميتي بارها فراتر از پيروزي هسته اي بر ايران داشت! در داخل ایران  اين ديدار با دو نگاه متفاوت روبرو شد. جريان موسوم به اصلاحات که طي چند سال گذشته نيز «مذاكره ايران و آمريكا» را به عنوان يكي از محورهاي استراتژيك خود دنبال مي كند، اگرچه مي دانستند آنچه در ژنو اتفاق افتاده است فقط يك «صحنه سازي » است ولي با آمريكايي ها در تفسير اين رخداد همصدا بودند و تنها اعتراضشان اين بود كه چرا اين امتياز!! از دولت اصلاحات دريغ شده و به دولت دهم داده شده است! اصولگرايان به معناي واقعي كلمه كه توده هاي عظيم وفاداران به نظام را شامل مي شود- و در اطلاق آن به برخي از مدعيان جاي ترديد است- از ديدار ژنو نگران بودند چرا كه مي دانستند و مي دانند «مذاكره با آمريكا» دام خطرناكي است كه برخلاف ظاهر «دوستانه»! و «آشتي جويانه»! آن، براي مقابله با اقتدار نظام اسلامي طراحي شده است و از اين روي همواره با مخالفت جدي امام راحل(ره) و خلف حاضر او روبرو بوده و هست. برخي از اين طيف نيز دولت را به سرپيچي از نظر صريح رهبر معظم انقلاب متهم مي كردند و....در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است.1- «مذاكره» در عرف سياسي، تعريف شناخته شده اي دارد كه آنچه در حاشيه اجلاس ژنو اتفاق افتاد نمي تواند مصداق آن باشد. براي انجام مذاكره، ابتدا طرفين مذاكره روي موضوع آن با يكديگر توافق مي كنند، سپس يك يا چند محور از موضوع مورد مذاكره كه طرفين درباره آن اشتراك نظر دارند به عنوان «كف مذاكرات» تعيين مي شود و پس از آن، نماينده يا نمايندگاني از دو كشور طرف مذاكره كه رسما از سوي كشورهاي متبوع خود به همين منظور انتخاب و معرفي شده اند، گرد هم آمده و براي رسيدن به يك «سقف مشترك» با يكديگر مذاكره مي كنند. اين چارچوب تعريف شده و حداقل غيرقابل تغيير در همه «مذاكرات» است.بديهي است كه با اين تعريف پذيرفته شده، ديدار ويليام برنز با دكتر جليلي در حاشيه اجلاس ژنو را نمي توان «مذاكره» ناميد، مذاكره دو كشور، آنهم ايران و آمريكا از نوع بازي «قايم باشك» كودكان نيست كه يك طرف خود را از نگاه ديگري پنهان كند و طرف ديگر به محض ديدن او فرياد «سك سك» برآورد و چند كودك تماشاچي هم با ذوق زدگي كف بزنند و بازي را تمام شده تلقي كنند!2-آنچه در حاشيه اجلاس ژنو اتفاق افتاد را فقط مي توان يك ملاقات با انگيزه يك جانبه ناميد كه براساس شواهد و قرائن موجود به دقت و پيشاپيش از سوي حريف آمريكايي طراحي و صحنه سازي شده بود. بعد از پايان دور اول مذاكرات ايران و 1+5 و در حالي كه دكتر جليلي آماده خروج از سالن مذاكرات بود، نماينده يكي از كشورهاي اروپايي نزد ايشان آمده و درخواست ويليام برنز براي ديدار با وي را به اطلاع او مي رساند و پاسخ دكتر جليلي را مي شنود كه «حرفي براي در ميان گذاشتن با نماينده آمريكا ندارم». اصرار نماينده كشور اروپايي بي نتيجه مي ماند و لحظاتي بعد خاوير سولانا براي وساطت مراجعه مي كند كه او نيز با پاسخ منفي رئيس هيئت مذاكره كننده ايراني روبرو مي شود. در اين هنگام و در حالي كه دكتر جليلي آماده ترك محل اجلاس بود، ويليام برنز وارد شده و ضمن تعارفات اوليه اعلام مي كند بايد نكات بااهميتي را به اطلاع دكتر جليلي برساند و دكتر جليلي با بيان اين كه گفت وگوي جداگانه اي با نماينده آمريكا ندارد، از وي مي خواهد نظرات خود را در دور بعدي اجلاس و در بستر گفت وگوي ايران و كشورهاي 1+5 مطرح كند. اين گفت وگو و تعارفات مياني آن به گفته آمريكايي ها 40 دقيقه به طول مي انجامد و ويليام برنز كه با برخورد سرد جليلي و خودداري وي از گفت وگو روبرو شده بود، محل را ترك مي كند.ديدار ياد شده بلافاصله با عنوان «مذاكره رو در روي نمايندگان ايران و آمريكا در حاشيه اجلاس ژنو» روي سايت خبرگزاري هاي آمريكايي و اروپايي و شبكه هاي راديو تلويزيوني آنها مي رود و..

3- بديهي است كه اين رخداد نه فقط مذاكره- به مفهوم تعريف شده آن- نيست، بلكه برخورد دكتر جليلي را مي توان حركتي «ضد مذاكره» تلقي كرد، اگرچه با توجه به شرايط حساس كنوني اين گفت وگوي چند دقيقه اي نيز مي توانست به حداقل يك دقيقه آنهم براي اعلام مخالفت كاهش يابد. در اين صورت، صحنه سازي آمريكايي ها درهم مي ريخت و خبر گفت وگوي 04 دقيقه اي نماينده آمريكا با نماينده ايران به خبر «خودداري صريح نماينده ايران از گفت وگو با نماينده آمريكا» تبديل شده و ضمن آن كه قابليت سوءاستفاده تبليغاتي آمريكا و متحدانش از اين صحنه سازي به صفر مي رسيد، هرگونه گزارش از رخداد ياد شده نيز به سود خط قرمز استراتژيك ايران كه ممنوعيت مذاكره با آمريكاست رقم مي خورد.

4- و اما، ممنوعيت مذاكره با آمريكا، برخلاف آنچه برخي از طرفداران مذاكره تبليغ و ترويج مي كنند، يك «سليقه سياسي» نيست كه با حفظ اصول قابل تغيير باشد، اين ممنوعيت از برداشتي كارشناسانه، منطقي و استدلالي محكم و خالي از ابهام ريشه مي گيرد و به منافع ملي و حفظ اقتدار نظام و سربلندي مردم ايران نظر دارد. پيش از اين با ارائه شواهد فراوان -و اسنادي به نقل از دشمنان- آورده بوديم؛«مقاومت 30 ساله جمهوري اسلامي ايران در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، ايران اسلامي را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و يك الگوي موفق براي حركت هاي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه تبديل كرده است به گونه اي كه امروزه، نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي به حركت خود ادامه مي دهند و جمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيك و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبش هاي مقاومت مي دانند، انتفاضه فلسطين از مقاومت ايران در مقابل آمريكا و متحدانش ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حركت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در تركيه و الجزاير، مقاومت اسلامي در افغانستان، رويكرد به مباني اسلام انقلابي در عراق و... كه امروزه عرصه را بر آمريكا و متحدانش تنگ كرده اند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شكل گرفته و به حركت خود ادامه مي دهند... هدف آمريكا از مذاكره با ايران، ابلاغ اين پيام- بخوانيد توهم- به حركت هاي اسلامي در تمامي جهان است كه ايران نيز بعد از سال ها مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشته است!»به بيان ديگر مذاكره با آمريكا «نياز» آمريكاست كه سعي دارد آن را با عنوان «امتياز» بفروشد! مقصود نهايي از اين مذاكره، تضعيف اقتدار ايران اسلامي و نهايتاً باج خواهي پس از تضعيف است. به قول رهبر معظم انقلاب:«ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه هاي كشور خود و كشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي رسيم كه نه فقط رابطه با آمريكا، بلكه مذاكره با دولت آمريكا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است، اين يك نظر متعصبانه نيست؛ اين يك انديشه و فكر است، بررسي شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاكره با آمريكا به معناي باز كردن باب توقعات و طلبكاري هاي آمريكاست.»

5- روز چهارشنبه 51 مهرماه جاري و بعد از جلسه هيئت دولت، رئيس جمهور محترم در پاسخ به خبرنگاري كه از ايشان درباره ملاقات دكتر جليلي و برنز در حاشيه اجلاس ژنو سؤال كرده بود، گفت: «نماينده آمريكا خواسته كه مذاكره اي بشود. آقاي جليلي هم استقبال كرد و اتفاقاً مذاكراتشان هم مذاكرات خوبي بوده است»! اين در حالي است كه دكتر جليلي- مطابق خبر پيش گفته- به درخواست با واسطه و سپس بي واسطه ويليام برنز براي گفت وگو- به مفهوم رايج و نه به عنوان مذاكره با تعريف سياسي آن- پاسخ منفي داده و نهايتاً ديدار و گفت وگوي مورد اشاره با صحنه سازي و طرح قبلي به ايشان تحميل شده بود بنابراين نه استقبالي در ميان بوده و نه مذاكره اي كه نتيجه آن نيز «خوب»! ارزيابي شود. مضافاً آن كه رئيس جمهور محترم و محبوب مي دانند مذاكره با آمريكا، از جمله سياست هاي كلان نظام است و مطابق بند يك از اصل 110 قانون اساسي، تصميم درباره آن برعهده رهبر معظم انقلاب است از اين روي ترديدي نيست كه اظهارنظر آقاي دكتر احمدي نژاد، نوعي «سهواللسان» بوده است، اگرچه بعيد نيست، اين سهواللسان مورد سوءاستفاده دشمنان نيز قرار گيرد كه دقت نظر بيشتر رئيس جمهور محترم مي تواند مانع از آن باشد. دشواری‌های دست یافتن به توافق اصولی با تهران، طی گفت‌‌وگوهای چهار جانبه اتمی ایران با نمایندگان روسیه، آمریکا و فرانسه در وین، بیشتر از آن است که مقامات کرملین با هدف خاص تبلیغ می‌کنند در روز اول اکتبر سال جاری، سعید جلیلی، دبیر شورای امنیت ملی ایران، با نمایندگان گروه ۱+۵ در ژنو دیدار کرد. در پی آن دیدار، نمایندگان دو سوی مذاکره، ضمن مثبت خواندن گفت‌وگوها، اعلام داشتند که در روز ۱۹ اکتبر پیرامون نحوه اجرای توافق‌های کلی بدست آمده در ژنو، بار دیگر ملاقات خواهند کرد. دلیل عمده برای مثبت قلمداد کردن مذاکرات ژنو، توافق دو طرف برای ادامه گفت‌وگوها و همچنین موافقت تهران با بازدید نمایندگان آژانس انرژی اتمی از مرکز اتمی تازه اعلام شده ایران در روستای فردو در نزدیکی قم در ۲۵ اکتبر بود.دو روز پس از مذاکرات ژنو، محمد البرادعی که تا ماه دسامبر، همچنان اسما دارای عنوان دبیرکلی آژانس خواهد بود، به منظور زمینه‌سازی انجام بازدید ۲۵ اکتبر از مرکز دوم غنی‌سازی در قم، و همچنین تشویق تهران به همکاری‌های بیشتر با آژانس، به ایران سفر کرد. در پایان این دیدار البرادعی هم بدون اشاره به جزئیات مذاکرات خود در تهران، گفت‌وگو با مسئولان جمهوری اسلامی را مثبت خواند.پس از انجام گفت‌وگوهای ژنو، منابع غربی اعلام داشتند که ایران در ژنو با تحویل ذخیره اورانیوم غنی شده خود به روسیه و در عوض، دریافت سوخت با غلظت تا ۲۰ در صد از روسیه و فرانسه، موافقت کرده است.ایران در حال حاضر بیش از ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت در حدود چهار درصد در اختیار دارد که حاصل چهار سال ادامه غنی‌سازی در مرکز نطنز است. اگرچه این حجم از اورانیوم غنی‌شده، کافی برای تولید سوخت اتمی نیست، در عین حال با افزایش میزان غلظت آن تا ۹۰ درصد، می‌تواند به عنوان ماده منفجره مورد استفاده در تولید تا سه بمب اتمی قرار گیرد. ظرفیت نظامی بالقوه این حجم از اورانیوم غنی‌شده در اختیار ایران، از سوی مخالفان برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی «خطر اتمی» عنوان می‌شود. هدف اولیه مذاکرات ژنو خارج ساختن این حجم اورانیوم غنی شده از ایران و در مرحله بعد متوقف ساختن غنی‌سازی اورانیوم در ایران است.پس از انتشار گزارش‌های یاد شده در رسانه‌های غربی، محافل دست راستی ایران نسبت به آن واکنش منفی نشان دادند. دولت ایران نیز متعاقباً روایت غرب از موارد توافق در ژنو را انکار و اعلام داشت که در ژنو محور گفت‌وگوهای انجام شده بسته پیشنهادی ایران بوده است. در بسته پیشنهادی طولانی ایران از هر موضوعی یاد شده بود به جز برنامه‌های اتمی آن کشور.در ظاهر، ترکیب طرف‌های مذاکره کننده در وین و حضور فرانسه در کنار روسیه و آمریکا، در صف مقابل ایران، تا حدودی همسو با خطوط اعلام شده توافق‌های احتمالی در ژنو است. احتمال انجام توافق‌های ابتدایی در ژنو را، اظهارات محمود احمدی‌نژاد نیز که پیش از این اعلام داشته بود ایران مایل و آماده خرید سوخت هسته‌ای با غلظت تا ۲۰ درصد از خارج است، به نوعی تقویت می‌کند.با وجود این، نه در اظهارات احمدی‌نژاد در مورد آمادگی خرید سوخت از خارج، و نه مطالب بعدی علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ایران که تهدید کرده بود، در صورت عدم موفقیت در خرید سوخت اتمی با غلظت تا ۲۰ در صد از خارج، ایران تولید اورانیوم غنی‌شده با غلظت تا ۲۰ درصدر را در داخل مورد بررسی قرار خواهد داد، اشاره‌ای دایر بر آمادگی ایران برای تحویل تمامی ذخیره اورانیوم غنی‌شده خود به خارج دیده می‌شود.دولت آمریکا با اشراف به عدم تمایل ایران برای دست کشیدن از برنامه های اتمی خود، ضمن ادامه تاکتیک «مثبت خواندن گفت‌وگو های ژنو»، طی روزهای پس از انجام مذاکرات اول اکتبر در ژنو، فعالیت‌های دیپلماتیک گسترده‌ای را، به منظور افزایش فشارهای سیاسی علیه تهران تدارک دید.آخرین بخش از تحرکات یاد شده، دیدار چهار روزه هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از اروپا و گفت‌وگوهای دو روزه او با رهبران کرملین در مسکو بود. پیش از دیدار کلینتون از مسکو، باراک اوباما با اعلام انصراف از پیگیری طرح احداث سپر موشکی در دو کشور چک و لهستان، یک گام بزرگ در جهت تامین رضایت روسیه و فراهم ساختن مسیر توسعه همکاری های استراتژیکی با کرملین برداشته بود.اینک با نزدیک شدن لحظه آزمون بزرگ، روسیه در قبال گفت‌وگوهای روز ۱۹ اکتبر در وین، در موضع فوق‌العاده دشواری قرار گرفته است. مسکو از یک سو متعهد و نیازمند به همکاری با آمریکا و بخصوص همراهی با واشینگتن در اجرای تلاش‌های جمعی آینده در جهت متوقف ساختن برنامه‌های اتمی ایران است. از سوی دیگر کرملین به حفظ شریک تجاری و نظامی خود یعنی ایران نیز همچنان علاقمند است.در عین حال روسیه به هیچ وجه علاقمند به تبدیل شدن ایران به یک نیروی هسته‌ای نظامی نیست. از این لحاظ حتی در صورت گرایش غرب به قبول احتمالی گزینه «تحمل ایران هسته‌ای به دلیل زیان‌های کمتر آن نسبت به سایر گزینه‌ها»، روسیه از مخالفت عملی و ایستادگی در مقابل ایران اتمی نخواهد کاست. اقدام اخیر روسیه در جهت کنار گذاشتن ایران از خزر و عدم دعوت برای حضور در قزاقستان، تنها نمونه کوچکی از اقدامات باز دارنده مسکو در قبال تهران، محسوب می‌شود. این اقدامات در صورت عدم توقف برنامه‌های اتمی ایران، بیش از پیش و در سایر زمینه‌ها ادامه و توسعه خواهد یافت.با وجود این روسیه مایل است که در درجه اول ایران با جدی گرفتن مخاطرات ناشی از عدم توافق با غرب، داوطلبانه به تسلیم برنامه اتمی خود رضایت بدهد. در صورت عدم آمادگی تهران برای همکاری، مسکو مایل است کنار نشسته و غرب را مسئول تنبیه تهران معرفی کند. در حقیقت ابراز امیدواری روز پنجشنبه آندره نسترنکو، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، دایر بر ابراز امیدواری نسبت به موفقیت گفت‌و‌گوهای چهار جانبه روز ۱۹ اکتبر در وین، بازتاب انتظارات کرملین برای دشوارتر نشدن مواضع آن کشور در قبال تهران است.تهران با و جود نارضایتی جدی از مواضع مسکو، همچنان امیدوار است که با استفاده از حمایت نیم بند روسیه و چین، تکیه بر شرایط منطقه‌ای و همچنین ادامه تاکتیک‌های گذشته، به مذاکرات با «نگاه مثبت» داخل شده و همچنان از دادن هر گونه امتیاز جدی خودداری بورزد. ایران بی تردید به ارزش ذخیره اورانیوم غنی شده‌ای که در اختیار دارد واقف است و در مورد قطع غنی‌سازی اورانیوم نیز هنوز به هیچ وجه تغییر سیاست نداده است. به این ترتیب گفت‌وگوهای وین نشان خواهد داد که راه گفت‌وگو ها دشوار و شانس رسیدن به توافق جدی در آن بسیار کمتر از آن است که اینک انتظار می‌رود.»

آمريكا، روسيه و فرانسه روز دوشنبه براي توافق با ايران درباره فرآوري اورانيوم در خارج از اين كشور براي كمك به رفع نگراني‌هاي غرب اعمال فشار خواهند كرد. ايران هيچ تعهدي درباره محدود كردن غني‌سازي اورانيوم نداد، اما دو ژست شفاف‌ساز اتخاذ كرد كه قدرت‌ها آن را مبنايي براي گام‌هاي بيش‌تري دانستند كه مي‌گويند ايران بايد براي رفع ترديدها درباره يك دستور كار پنهان براي توليد تسليحات هسته‌يي بردارد. ايران اجازه‌ بازرسي‌ها در يك تاسيسات غني‌سازي اورانيوم جديد را داد و موافقت كرد كه اورانيوم ايران در روسيه و فرانسه براي استفاده در رآكتور تهران كه به توليد ايزوتوپ‌هاي پزشكي مي‌پردازد اما سوخت وارداتي‌اش رو به اتمام است، فرآوري شود. آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ‌٢٥ اكتبر را براي آغاز نظارت بر تاسيسات هسته‌يي ايران مشخص كرد. آمريكا، فرانسه، انگليس و آلمان خاطر نشان كرده‌اند كه در صورتي كه ديپلماسي آغاز شده در ژنو ايران را به گشايش برنامه هسته‌يي‌اش به روي بازرسي‌ها تا پايان سال جاري وادار نكند، تحريم‌هايي را دنبال خواهند كرد كه بخش نفت ايران را هدف مي‌گيرد. گفت‌وگوهاي فني دوشنبه دروين كه هدايت آن را كارشناسان آژانس بين‌المللي انرژي اتمي به عهده خواهند داشت اولين شانس ايران و آمريكا، روسيه و فرانسه براي آن كه دورنماهاي همكاري هسته‌يي مطرح شده در ژنو را عملي سازند است، اما پيشنهاد مربوط به اورانيوم به دليل مشكلاتي درباره اين كه دقيقا چه چيزي در اول اكتبر مورد توافق قرار گرفته و هر طرفي چه چيزي از اين توافق مي‌خواهد با اشكالاتي روبه‌رو است.ديپلمات‌هاي غربي ادعا كردند كه ايران در اصل با ارسال ‌٨٠ درصد ذخاير اعلام شده‌ي اورانيوم با غناي پايين اين كشور به روسيه براي پالايش بيش‌تر و سپس به فرانسه براي تبديل به مجتمع‌هاي سوخت موافقت كرده است. اين مواد سپس براي استفاده در رآكتور تهران به ايران مي‌رود تا جانشين سوختي شود كه در سال ‌١٩٩٣ از آرژانتين خريداري شده بود و تا حدود يك سال ديگر به پايان مي‌رسد.به گزارش اين خبرگزاري انگليسي، از نظر آمريكا، روسيه و فرانسه مزيت اين توافق در كاهش دادن ذخاير اورانيوم با غناي پايين ايران است. مقامات روسيه، فرانسه، آمريكا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مي‌خواهند عبارات كليدي با ايران را در روز دوشنبه از جمله جدول زماني و تضمين‌هاي مربوط به منع اشاعه را در زماني كه ايران اين مواد را در دست مي‌گيرد را تمام كنند. مقامات فرانسوي گفتند كه اين توافق بايد شامل اين شود كه ايران همه 1/2 تن اورانيوم با غناي پايين را تا پايان سال جاري منتقل كند.يك ديپلمات غربي عالي رتبه نزديك به مذاكرات گفت: اين يك معامله برد ـ برد است. اما تهران اعلام كرده است كه تا دوشنبه آمادگي اتخاذ تصميمات نهايي را نخواهد داشت.يك مقام هسته‌يي ايران گفت: ما شرايط و پيشنهادي داريم كه بايد درباره‌اش مذاكره شود. او گفت كه اين مسايل براي حل شدن به زماني بيش‌تر از دوشنبه نياز خواهد داشت. ديپلمات‌ها مدعي شدند كه به نظر مي‌رسد ايران بار ديگر قصد دارد استراتژي ابهام را به كار گيرد تا مذاكرات را به درازا بكشد، كانال‌هاي معامله را بازنگه دارد تا براي چين و روسيه پوشش سياسي لازم براي تداوم مانع‌تراشي در اعمال تحريم سخت‌تر سازمان سازمان ملل عليه ايران را فراهم كند. مهم‌تر آن كه ايران براي رسيدن به خواسته‌هاي غني‌سازي صنعتي و غلبه بر موانع فني زمان مي‌خرد. اين توافق اورانيوم در صورتي كه جمهوري اسلامي براي غني‌سازي سقف نگذارد يا آن را متوقف نكند، در درازمدت معنايي نخواهد داشت. ايران هم‌چنين هرگونه وقفه يا تعليق فعاليت غني‌سازي اورانيوم را اهانت به غرور و حاكميت ملي‌اش مي‌داند و پروتكل آژانس را كه اجازه‌ي بازرسي‌هاي بيش‌تر را مي‌دهد نمي‌پذيرد.كشورهاي ‌١+5 درباره هر دو مساله در دور بعدي مذاكرات عالي رتبه‌ ديپلماتيك كه قرار است اواخر اكتبر انجام گيرد، ايران را تحت فشار خواهند گذاشت. تهران توافق درباره هرگونه جزئيات اين طرح در ژنو را تكذيب كرده است. ايران گفته است در صدد خريد سوخت مورد نيازش از خارج است و هشدار داده كه در صورت نرسيدن به توافق خودش مي‌تواند آن را به سطوح بالاتر غني‌سازي كند.ايران در ارديبهشت‌ماه سال جاري در نامه‌اي به آژانس خواستار تامين سوخت رآكتور تهران شد و اعلام كرد در صورت همكاري نكردن آژانس در اين‌ رابطه خود اقدام به توليد سوخت خواهد كرد. قرار است در نشست وين درباره‌ي جزييات مربوط به انتقال سوخت براي رآكتور تهران كه با حضور كشورهاي روسيه، فرانسه و آمريكا برگزار مي‌شود كارشناسان فني و حقوقي ايران به بحث و بررسي بپردازند.احمدی نژاد  در پاسخ به اين پرسش كه آيا از آمريكا سوخت خريداري خواهيد كرد؟ گفت: فرقي نمي‌كند. ما كه براي تعامل حد و مرز نگذاشته‌ايم؛ جز رژيم صهيونيستي.

موضع کشورهای عربی

اعراب که ایران را همسایه خود می­دانند و معتقدند هر گونی تحولی در تهران و سیاست خارجی آن مستقیما بر سیاست­های آنها تاثیر خواهد گذاشت با احتیاط بیشتری درباره پرونده هسته­ای ایران و مذاکرات اخیر ژنو صحبت می­کنند. بحث پرونده هسته ای ایران پس از مذاکرات ژنو موضوعی است که اعراب با دقت بیشتری دنبال می­کنند. بر خلاف غرب و بسیاری از تحلیلگران دیگر که معتقدند پرونده هسته­ای ایران بر سر دو راهی تعامل با غرب یا تحریم­ها و برخورد­های سخت قرار گرفته، اعراب نگاه دیگری به آن می­کنند و معتقدند باید صبر و تامل بیشتری کرد و دید سرنوشت پرونده هسته ایران به کجا ختم می­شود. اعراب که ایران را همسایه خود می­دانند و معتقدند هر گونی تحولی در تهران و سیاست خارجی آن مستقیما بر سیاست­های آنها تاثیر خواهد گذاشت با احتیاط بیشتری درباره پرونده هسته­ای ایران و مذاکرات اخیر ژنو صحبت می­کنند. با نگاهی به مطبوعات عربی در می یابیم آنها بیشتر به نتیجه مذاکرات 20 اکتبر چشم دوخته­اند. برخی از رسانه­های عربی بر این باورند که در مذاکرات ژنو اتفاقاتی رخ داده و صحبت­هایی انجام شده که هنوز افکار عمومی جهان از آن بی­خبر است و مذاکرات 20 اکتبر می­تواند بسیاری از زوایای تاریک تعاملات هسته­ای ایران با غرب را روشن کند.

شبکه خبری الجزیره که سفر هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا به اروپا را به دقت زیر نظر گرفته است، مذاکرات وی با همتایان اروپایی اش را چندان علیه ایران نمی­بیند و اعتقاد دارد، این مذاکرات در حقیقت تمهیدی برای مذاکرات 20 اکتبر است. این شبکه در ادامه می­­افزاید، از آنجا که ایران پذیرفته در برابر غنی سازی کامل اورانیوم در خاک خود یک گام به عقب بیاید و اورانیوم مورد نیاز خود را از کشور ثالثی خریداری کند، لذا غرب به دنبال بهانه جویی علیه ایران نیست و تلاش خواهد کرد، فضا را برای پیشبرد مذاکرات 10 اکتبر مهیا کند. روزنامه لبنانی السفیر نیز در یادداشتی به قلم سردبیر روزنامه نوشته است که مذاکرات ژنو بر خلاف آنچه تصور می شد مثبت از آب در آمد. گرچه بسیاری معتقدند در این مذاکرات اتفاقاتی افتاده که هنوز به گوش رسانه­ها نرسیده است.این روزنامه در ادامه می­نویسد، مذاکره رو در روی سعید جلیلی مذاکره کننده ارشد هسته­ای ایران با نیکولاس برنز معاون وزیر امور خارجه امریکا و نماینده این کشور در مذاکرات 1+5 با ایران باعث شد تا مذاکرات ژنو بر خلاف آنچه انتظار می­رفت از بن­بست خارج شود.السفیر اهمیت دیدار سعید جلیلی با نیکولاس برنز در ژنو را با دیدار مشهور رونالد ریگان رئیس جمهوری اسبق امریکا با میخائیل گورباچف رئیس جمهوری اسبق اتحاد جماهیر شوروی در سال 1985 در همین شهر ژنو مقایسه می­کند و می­نویسد، همان طور که آن دیدار تاریخی باعث شد تا کدورت­ها میان شوروی و امریکا کم­رنگ شود و مسکو متحمل تحریم­های سنگین­تر نشود، دیدار جلیلی و برنز نیز دستاورد مشابهی داشت؛ به این ترتیب که ایران پذیرفت اورانیوم مورد نیاز خود را از کشور سومی تهیه کند و در مقابل امریکا نیز قبول کرد فعلا حرفی از تحریم­های جدید علیه ایران نزند. روزنامه السفیر سخنان نرم و سازش­کارانه باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا را نتیجه مذاکرات جلیلی با برنز دانسته است.روزنامه اماراتی الاتحاد که به شیوخ اماراتی نزدیکی بیشتری دارد، مذاکرات ژنو را با مذاکرات ملک عبدالله پادشاه عربستان در سوریه ربط می­دهد و می­نویسد، بزرگان عرب به خوبی می­دانند مذاکرات ژنو تا چه اندازه بر حیات سیاسی آنها اثرگذار است. آنها به خوبی می دانند نتیجه مذاکرات هر چه باشد، آنها مجبورند در برابر ایران سیاستی واحد اتخاذ کنند. اگر مذاکرات ایران و غرب شکست بخورد دود آن در چشم اعراب نیز خواهد رفت و اگر مثمر ثمر واقع شود، آنها نیز از منافع آن سود خواهند برد. به همین دلیل است که ملک عبدالله در یک اقدام بی­سابقه در پنج سال گذشته به سوریه آمد و با بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به گفت و گو نشست. وی امیدوار است با ترمیم روابط ریاض با دمشق که متحد استراتژیک تهران به حساب می­آید در گرماگرم مذاکرات غرب با تهران منافعی برای کشورش به دست آورد.

روزنامه الشرق الاوسط که بیشتر به آرای عربستانی­ها نزدیک است نیز می­نویسد، غنی سازی اورانیوم ایران در کشوری ثالث به ایران این امکان را می­دهد که بتواند اعتماد غرب به برنامه هسته­ایش را جلب کند. موضوعی که غرب به شدت به دنبال آن است و از این نگران است که مبادا ایران به دنبال دستیابی به تجهیزات نظامی هسته­ای باشد. اما این رفتار ایران را از یک زاویه دیگر نیز می­توان دید. ایران با این کار زمان بیشتری خرید تا بتواند با فرصت بیشتری به بلندپروازی­های هسته­ای­اش فکر کند. حتی اگر رسیدن به این خواسته زمان طولانی بطلبد. گرچه همه چیز به مذاکرات 20 اکبر منوط شده اما تا این جای کار به نظر می­رسد ایران به حداقل آنچه می­خواسته، رسیده است. شبکه خبری الفیحاء عراق نیز ابراز عقیده کرده است، سیاست تازه ایران در برابر غرب به خوبی نشان می­دهد که ایران قصد دارد هم­زمان با جلب اطمینان غرب بر سر برنامه­های هسته­ایش فعالیت­های سری دیگری را نیز آغاز کند.الفیحاء برای اثبات این ادعای خود به جلسات برنارد جویتزمن مشاور ارشد کمیسیون روابط خارجی کنگره امریکا با مایکل لوی مدیر برنامه­های امنیت انرژی و استراتژی کنگره اشاره می­کند و گزارش می­دهد، امریکایی­ها به این نکته رسیده­اند که ایران با اعلام هم­زمان مرکز غنی سازی قم با مذاکراتش با 1+5 قصد دارد یک سری برنامه­های فوق سری را در عین جلب اعتماد غرب دنبال کند.

این در حالی است که در صورت راه‌اندازي و تكميل برنامه‌هاي هسته‌اي موجود در كشورهاي خاورميانه، پيش‌بيني مي‌شود طي 20 سال آينده، خاورميانه شاهد حدود 200 نيروگاه هسته‌اي خواهد بود.

كشورهاي خاورميانه از سال گذشته ميلادي تا كنون تلاشهاي فردي و جمعي خود را در جهت هسته‌اي شدن به شدت افزايش دادهاند. در واقع بايد گفت، خاورميانه‌اي كه غرب از هسته‌اي شدن آن نگران بود و همواره بر غير هسته‌اي ماندن آن تاكيد مي‌ورزيد در سالهاي اخير، با عزم جديدي از سوي رهبران سياسي نظامي كشورهاي منطقه براي دستيابي به انرژي هسته‌اي مواجه شده‌اند. اين در حالي است كه تعدادي از كشورهاي غربي و آسيايي(فرانسه و روسيه) نيز براي كمك به كشورهاي منطقه براي دستيابي به اين هدف اعلام امادگي و بعضاً رقابت مي‌نمايند. آمريكا و متحدان غربي آن فكر مي‌كردند با افزايش فشارهاي سياسي و اقتصادي عليه ايران مي‌توانند تهران را از مسير حركت در جاده هسته‌اي شدن منصرف كنند و به اين ترتيب پيامي نيز براي ساير كشورهاي منطقه ارسال كنند، نه تنها با پا فشاري تهران مواجه شده‌اند، بلكه حتي شاهد پيدا شدن مشتريان جديدي براي انرژي هسته‌اي در منطقه هستند. تلاش اعراب براي دستيابي به دانش هسته‌اي دو سال پيش رهبران عربستان سعودي به نمايندگان آژانس بين المللي انرژي اتمي اين اطمينان را دادند كه نمي‌توانند روزي را پيش‌بيني كنند كه عربستان بخواهد در پي دستيابي به انرژي هسته‌اي برآيد. اما اين روزها، نه تنها عربستان بلكه ساير كشورهاي شوراي همكاري خليج‌فارس نيز همگي خواهان دستيابي به انرژي هسته‌اي شده‌اند. اين كشورها در اجلاس ماه مه 2007 خود در رياض اعلام كردند كه قصد دارند در يك برنامه بلند مدت، مبلغي بالغ بر يك تريليون دلار در زمينه توسعه قابليت‌هاي هسته‌ايشان هزينه كنند. در اين راستا تاكنون كارشناسان كشورهاي عضو شوراي خليج فارس دو نشست مشترك با كارشناسان آژانس بين المللي انرژي اتمي در فوريه و مه 2007 ميلادي برگزار كرده‌اند. هدف از اين نشست‌ها، تعيين جدول زماني براي طرح برنامه هستهاي شش كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس بوده است. هر چند تعدادي از كارشاسان غربي سعي مي‌كنند كه تلاش كشورهاي عرب منطقه را براي هسته‌اي شدن به نگراني آنها از فعاليت‌هاي صلح آميز هسته‌اي تهران متصل كنند، ولي سران اين كشورها در موضع‌گيري‌هاي خود اعلام كرده‌اند كه دستيابي به انرژي هسته‌اي- با توجه به اين بازار نفت از ثبات چنداني برخوردار نيست و ذخاير طبيعي انرژي جهان روزي به پايان خواهد رسيد- امري حياتي است. در واقع برخي از منتقدان غربي مخالف دستيابي 6 كشور حوزه خليج فارس به انرژي هسته‌اي مي‌باشند، وجود نيمي از ذخاير نفت و گاز جهان را در اين منطقه، توجهي براي منطقي نبودن تلاش اعراب براي دستيابي به انرژي هسته‌اي اعلام مي‌كنند. اعراب معتقدند نمي توانند براي هسته‌اي شدن، منتظر خشك شدن چاه‌هاي نفت باشند. در حالي كه كشورهاي منطقه مي‌گويند كه تنها خواهان استفاده از انرژي هسته‌اي هستند، ولي تعدادي از تحليل‌گران مسايل بين المللي بر اين باورند كه كشورهاي منطقه تحت تاثير تبليغات منفي آمريكا، مبني بر تهديدآميز بودن برنامه اتمي ايران به سوي هسته‌اي شدن گام بردارند. تلاش 6 كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس (عربستان، بحرين، كويت،قطر،امارات،و عمان)، براي همكاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي در شرايطي صورت مي‌گيرد كه مصر به عنوان بزرگترين كشور عربي منطقه، طرح‌هايي براي سرگيري فعاليت‌هاي هسته‌اي خود دارد. در ماههاي گذشته، يك هيات مصري نيز به عنوان بزرگترين كشور عربي منطقه، طرح‌هايي براي از سرگيري فعاليت هسته‌اي اين كشور عازم وين شده تا در ديدار با مقامات آژانس بين المللي انرژي اتمي، در مورد از سرگيري فعاليت‌هاي هسته‌اي مصر- كه از سال 1986 تاكنون متوقف شده است- گفتگوهايي انجام دهد. البته بايد گفت كه در ميان كشورهاي عربي، مصر و عربستان با جديت بيشتري آغاز برنامه هسته‌اي خود را دنبال ميكنند. مصر در نظر دارد با گذشت دو دهه از مسكوت گذاردن برنامه هسته‌اي خود پس از فاجعه چرنوبيل، برنامه هستهاي خود را بار ديگر احيا كند و هم اكنون در نظر دارد حداقل يك نيروگاه هسته‌اي را در 10 سال آينده احداث كند. در همين خصوص حسني مبارك، با اشاره به اين كه مصر هرگز از مانع‌تراشي در برنامه‌هاي هسته‌اي اش را نمي‌پذيرد گفته است: "شرايطي كه دست اسرائيل در زمينه هسته‌اي باز است و هر كاري كه مي‌خواهد انجام دهد، ما نيز سكوت نخواهيم كرد. " تاكيد مبارك به عدم پذيرش فشار آمريكا و غرب براي توقف مجدد فعاليتهاي هسته‌اي در شرايطي صورت مي‌گيرد كه مبارك پس از مذاكرات با هوجين تائو، همتاي چيني خود، قراردادي را با اين كشور براي همكاري هسته‌اي امضا كرده كه جزئيات آن اعلام نشده است. هر چند كه تمايل سران كشورهاي شوراي همكاري خيج فارس و مصر دستيابي به دانش هسته‌اي صراحتاً توسط آنها بيان شده، ولي شايعات ديگري مبني بر اين وجود دراد كه احتمالاً سوريه هم كشوري هسته‌اي است. هر چند دولت سوريه بعد از اعلام اين شايعاتي توسط منابع اطلاعاتي اسراييلي مبني بر همكاري هسته‌اي با كره شمالي اين اظهارات را تكذيب كرد، ولي جنگندههاي اسرائيلي سال گذشته ميلادي با استفاده مخفيانه از حريم هوايي تركيه، اقدام به حمله منطقهاي در شمال شرقي سوريه كردند ه بنابر ادعاي آنها يك مركز هسته‌اي بوده؛ مركزي كه اسرائيلي‌ها از طريق پروازهاي تجسسي بر فراز سوريه و عكس‌برداري‌هاي ماهوارهاي متوجه آن شده بودند. با توجه به مسايل فوق ميتوان گفت هر چند نگرانيهاي سياسي و امنيتي شديدي در جان خصوص عزم گسترده كشورهاي عرب خاورميانه در خصوص دستيابي به فن آوري هسته‌اي وجود دراد، ولي از آنجايي كه اين كشورها به سبب توان علمي پايين مجبورند دست خود را در دست شركتها و دولت‌هاي صاحب فناوري بگذارند، اين احتمال وجود دارد كه با توجه به سود سرشار اين امر براي شركت‌هاي غربي، جذابيت اقتصادي بر مخالفت‌هاي سياسي يا امنيتي غرب غلبه يابد. اين موضوع از آن جهت حايز اهميت است كه كشورهاي عرب خاورميانه و حاشيه خليج فارس، بي ميل نيستند تا براي مجاب كردن مقامات غربي به توسعه قابليت‌هاي هسته‌اي شان، قراردادهاي جذاب و پر سودي را با شركتها مي‌توانند با لابي‌گري خود براي كشورهاي غربي، نظر مساعد مقامات سياسي و امنيتي را جلب نمايند. تركيه و انرژي هسته‌اي تركيه نيز همانند مصر و كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس در حال آماده شن براي ساخت نيروگاه هستهاي خود بوده و همانند آنها براي دريافت كمك براي عملي كردن طرحهاي خود به آژانس بين المللي انرژي اتمي توسل شده است. موسسه انرژي اتمي تركيه (TAEK) با توليدكنندگان پيشرو هستهاي مانند روسيه، فرانسه، انگليس، آمريكا و چين بر سر انتقال تكنولوژي و قيمتها گفتگوهايي را آغاز كرده است. البته بيش از سه دهه است كه موضوع احداث نيروگاههاي هسته‌اي در ركيه مورد بحث است، ولي بخشي از دلايل عدم تحقق احداث نيروگاه‌هاي هسته‌اي اين كشور، به مسايل مالي و بخشي ديگر نيز به سياست‌هاي داخلي و خارجي اين كشور ارتباط دارد. اخيراً مجلس تركيه با ساخت نيروگاه هستهاي موافقت كرده و دولت تركيه قصد دارد سه نيروگاه هستهاي را به ظرفيت حدود پنج هزار مگاوات را تا سال 2012 ميلادي فعال كند. گفته مي‌شود كه در صورت احداث نيروگاه هستهاي، تركيه در مرحله اول بيش از اين محل تامين خواهد كرد. دست اندكاران انرژي در تركيه معتقدند طبق برآوردهاي به عمل آمده، ميزان نياز انرژي در جهان در سال 2030 ميلادي 50 الي 60 درصد وميزان احتياج تركيه به انرژي 160 درصد افزايش خواهد يافت و اين مساله لزوم احداث نيروگاه‌هاي هسته‌اي را در اين كشور ايجاب مي‌كند. اسراييل و سناريوي "روز قيامت " نگامي كه اسراييل در چند دهه پيش، اولين بمب هستهاي خود را بدست آورد، چند كشور منطقه در مسير هستهاي شدن گام بر داشتند. آونر كوهن، نويسنده كتاب: " اسراييل و بمب " در اين خصوص مي‌گويد: چند دهه قبل، اين تلاش اسراييل براي هستهاي شن بود كه سبب شد برخي از كشورها در اين مسير گام بردارند و اين مساله باعث شد كه سران اسراييل به علت نگراني از واكنش ساير كشورهاي منطق‌هاي، خيلي محتاطانه در مورد آن اقدام كنند. مصر اولين كشوري بود كه به مساله واكنش نشان داد. در سال 1960 بعد از افشاي تلاش مخفيانه اسراييل براي ساخت راكتور هستهاي، قاره نيز دستيابي به تسليحات هسته‌اي و ساخت راكتور اتمي را در دستور كار خود قرار داد ه نهايتاً بعد از سالها مواجهه با موانع فني و سياسي، به برنامه هستهاي خود خاتمه داد. بعد از مصر، عراق دومين كشور منطقه بود كه سعي كرد به تسليحات هسته‌اي دست يابد، اما اين تلاش در سال 1981 و درست چند روز مانده به افتاح و راه اندازي نيروگاه اوسيراك، با بمباران اين تاسيات خاتمه يافت. با مد نظر قرار دادن تجربيات فوق مي‌توان گفت در حال حاضر، دولتهاي عرب اورميانه در راه دستيابي به تكنولوژي صلح آميز هستهاي در گام با مخالفت‌هاي جدي اسراييل روبه رو هستند، زيرا تا اويو يكي از اهداف پنهان رژيم‌هاي عربي را در تلاش براي دستيابي به قابليت‌هاي گرايش ضد اسراييلي در اكثريت قريب به اتفاق كشورهاي عربي منطقه، اين امر ممكن است در آينده با روي كار آمدن يك دولت ضد اسراييلي محقق شود. در همين خصوص اويگدور ليبرمن، وزير مقابله با تهديدهاي استراتژيك عليه اسارييل، تلاش‌هاي هسته‌اي مصر و عربستان را فاعهاي براي اسراييل قلمداد كرده و اهداف هستهاي مصر، عربستان و ايران را سناريوي "روز قيامت " براي اسراييل توصيف كرده است. با توجه به كليه مطالبي كه بدان اشاره گرديد ميتوان گفت كه در اين هنگامه غريب، جمهوري اسلامي ايران هدف يك مله و هجوم تبليغاتي همه جانبه قرار گرفته تا برنامه ساير كشورهاي منطقه، تحت الشعاع تبليغات عليه ايران قرار گيرد.