مرور تحولات روابط خارجي اسرائيل با كشورهاي حوزة شوروي سابق گواه تحرك محسوس در اين روابط طي سال‌ها، به ويژه يك سال اخير از جمله در حوزة قفقاز جنوبي و آسياي مركزي است. به تبع گسترش اين روابط بود كه وزارت خارجة اين كشور اخيراً بخش يورآسياي خود را به دو بخش تخصصيِ‌ «يورآسياي 1» كه مسئول ادارة امورات بخش اروپايي جغرافياي شوروي سابق است و «يورآسياي 2» كه به تحولات و روابط تل‌آويوو با مناطق قفقاز جنوبي و آسياي مركزي را زير پوشش قرار مي‌دهد، مبادرت كرده است. بايد خاطر نشان كرد كه بخش «يورآسيا» در شاكلة وزارت خارجة اسرائيل از همان ابتداي فروپاشي شوروي و با هدف سامان‌دهي به روابط اين رژيم با روسيه و گسترش روابط با آن ايجاد شد. اما به ويژه از ابتداي هزارة جديد و در پي گسترش تعاملات خارجي تل‌آويوو با ساير كشورهاي حوزة شوروي سابق، مسئوليت رسيدگي به روابط با اين كشورها از جمله اكراين، قزاقستان، آذربايجان، گرجستان و سايرين نيز به اين دپارتمان واگذار شد. با اين ملاحظه، بيشتر تمركز روابط و تعاملات تل‌آويوو بر بخش اروپايي حوزة «سي‌آي‌اس» استوار بود، تا اينكه در هدف‌گذاري جديد سياست خارجي اين كشور و به طور خاص از سال 2008 توسعة روابط با منطقة آسياي مركزي و نگاه خاص به قفقاز جنوبي به عنوان يك دستور مطمح‌نظر دولت‌مردان اسرائيلي قرار گرفته است. در همين راستا و به تبع همين هدف‌گذاري جديد بود كه ماژاليم اوخابِ، معاون وزير خارجة اسرائيل چندي پيش طي سفري را به ازبكستان و قرقيزستان بر گسترش هرچه بيشتر روابط با اين دو كشور و شاكلة آسياي مركزي تأكيد كرد و به تبع همين تحركات و تصريح بر ضرورت تحرك بيشتر در اين روابط بود كه سفراي اسرائيل در آستانه و تاشكند تغيير كردند و برنامه‌ريزي‌هايي براي سفر شيمون پرز، رئيس‌جمهور اين رژيم به قزاقستان و ازبكستان صورت گرفت. پيش از اين نيز اويگدور ليبرمن، وزير خارجة اسرائيل كه خود متولد و تربيت يافتة فضاي شوروي است، افزون بر ضرورت توسعة روابط راهبردي با روسيه، بر گسترش روابط با ساير كشورهاي حوزة شوروي سابق از جمله مناطق قفقاز جنوبي و آسياي مركزي تأكيد كرده بود. در همين راستا، مه 2009 در نشست سران اتحادية اروپا در پراگ وزير خارجة اسرائيل با الهام علي‌يف، رئيس‌جمهور آذربايجان ديدار و گفتگو كرد و در همين نشست بود كه ليبرمن موافقت علي‌يف براي سفر پرز به آذربايجان را كسب كرد و باكو به عنوان اولين مقصد سفر پرز انتخاب شد. با اين ملاحظه و با عنايت به تشديد محسوس تحركات اسرائيل طي ماه‌ها و سال‌هاي اخير در حوزة شوروي سابق سفر پرز به آذربايجان و قزاقستان به عنوان دو كشور مهم از دو منطقة قفقاز جنوبي و آسياي مركزي امري غريب تلقي نشده و در راستاي پويايي‌هاي اخير در سياست خارجي اسرائيل دانسته مي‌شود. در اين ميان، توسعة روابط اسرائيل با آذربايجان طي سال‌هاي اخير به نحوي بوده كه برخي از تحليل‌گران براي توصف آن از قيود «دوستانه» و «كاملاً باثبات» استفاده مي‌كنند. از جمله ابعاد اين همكاري مي‌توان به تعاملات اقتصادي به ويژه حوزة انرژي اشاره كرد و موافقت دو كشور به توسعة حضور شركت‌هاي يكديگر در كشور مقابل اشاره كرد. آرتور لِنك، سفير اسرائيل در آذربايجان در باب تعاملات دوجانبه ميان تل‌آويوو و باكو با اشاره به اينكه بسترهاي لازم براي توسعة اين روابط مهيا است، طي سخناني تأكيد كرد كه «اسرائيل از آذربايجان نفت وارد مي‌كند و در مقابل آذري‌ها نيز به فن‌آوري‌هاي اسرائيلي، خدمات پزشكي و توليدات و تكنولوژي آن در زمينة ارتباطات راه‌دور علاقه‌مندند. او با اشاره به اينكه اسرائيل بيش از هر كشور ديگري به اهميت آذربايجان وقوف يافته، اظهار داشت؛ «توسعة روابط اسرائيل و آذربايجان بازي برد- بردي است كه هر دو طرف از آن منتفع مي‌شوند و سفر پرز به اين كشور نيز نمودي از اين اهميت است». لِنك در توجيه اين اهميت با اشارة ضمني به تشابه دعواي عربي – اسرائيلي و آذري – ارمني، تأكيد كرد كه اسرائيل و آذربايجان كشورهاي كوچكي هستند كه در محيطي پيچيده قرار گرفته‌و همين امر مي‌تواند دليل و پيش‌‌زمينه‌اي براي همكاري‌هاي آنها از جمله در بخش فني- نظامي باشد. بر اين اساس، طي سال‌هاي اخير روابط تل‌آويوو و باكو در حوزة نظامي گسترش قابل ملاحظه‌اي يافته و آذربايجان به خريد انواع مختلف توليدات نظامي اسرائيل مبادرت كرده كه از آن جمله مي‌توان به سلاح‌هاي خودكار تي‌اي‌آر 21 اشاره كرد. علاوه بر اين، آذربايجان برخي سيتسم‌هاي موشكي و فن‌آوري‌هاي نظامي از جمله دو نوع هواپيماي شناسايي بدون سرنشين به نام‌هاي «آربي‌تر» و «آاِرو‌اِستار» را نيز از اسرائيل خريداري كرده است. همچنين اسرائيل موافقت خود را در خصوص فروش توپ‌هاي خودكار ام‌ام‌- 122 به نام «سِم‌سِر» و سيستم موشكي «نا‌اوزا» به آذربايجان اعلام كرده و قرار است در آتية نزديك اين توافقات نهايي شود. نكتة قابل تأمل اينكه اسرائيل همواره يكي از دلايلي تلاش خود براي گسترش روابط با مناطق و كشورهاي مختلف را حمايت از جمعيت يهوديان در آن جغرافيا عنوان داشته و اين مسئله در مورد آذربايجان نيز صادق است. به تأكيد مقامات اسرائيل شمار زيادي يهودي در مناطق شمالي آذربايجان سكونت دارند كه تل‌آويوو بنا به رسالت خود حمايت از آنها را وظيفة خود مي‌داند. در مقابل نيز شماري يهودي آذربايجاني‌تبار در اسرائيل سكونت دارند كه به تأكيد برخي تحليل‌گران اين از جمله فعالان اجتماعي و سياسي اين كشور بوده، در پارلمان نيز نمايندگاني دارند و براي توسعة روابط تل‌آويوو و باكو فشارهايي را به دولت وارد مي‌آورند. در باب روابط اسرائيل و قزاقستان نيز بايد به يكي از جنبه‌هاي مهم تعامل دو كشور يعني زمينة نظامي كه طي سال‌هاي اخير توسعة قابل ملاحظه‌اي يافته اشاره كرد. با همين ملاحظه، بحث در خصوص بسط تعاملات فني – نظامي ميان آستانه و تل‌آويوو يكي از مهم‌ترين موضوعات سفر پرز و مذاكرات او با مقامات قزاقي خواهد بود. از سوي ديگر به تبع بروز برخي نقايص و اشكالات در انتقال فن‌آوري و توليدات نظامي اسرائيل به قزاقستان كه اسباب ناراحتي‌هايي در آستانه شده بود، به نظر مي‌رسد يكي ديگر از اهداف پرز به آستانه رفع اين مشكلات باشد. افزون بر اين اسرائيل در دورنماي روابط خود با قزاقستان توسعة تعاملات در حوزة انرژي، مواد غذايي، سرمايه‌گذاري‌هاي متقابل و توسعة همكاري‌ها در قالب سرمايه‌گذاري‌هاي مشترك در برخي پروژه‌هاي خاص را نيز مطمح‌نظر دارد. افزون بر اين دو كشور، اسرائيل طي سال‌هاي اخير نگاهي جدي نيز به ازبكستان داشته و ليبرمن با اين اظهار كه «آسياي مركزي براي ما مهم است، و بدون شك، ازبكستان كليد اين منطقه است»، اين اهميت را مورد تأكيد دوچندان قرار داده و در ساير اظهارنظرات خود نيز بر اهتمام تل‌آويوو بر گسترش روابط با تاشكند نيز تصريح كرده است. او در اين اظهارات از سفر قريب‌الوقوع پرز نيز به اين كشو خبر بود و هرچند قرار بود كه وي پس از آذربايجان و قزاقستان رهسپار ازبكستان شود، اما بنا به دلايلي اين سفر به موعد ديگري موكول شده است. هرچند ازبكستان اولين كشورِ منطقة‌ آسياي مركزي بود كه به ايجاد روابط ديپلماتيك با تل‌آويوو اقدام كرد و در مقابل، اولين سفارت اسرائيل در اين منطقه نيز در ازبكستان افتتاح شد، اما آمارها نشان از ناچيز بودن تعاملات بين دو كشور حكايت دارد. با اين وجود،‌ مقامات طرفين در سخنان خود بر گسترة ظرفيت‌هاي موجود براي توسعة همكاري‌ها تأكيد كرده‌اند. براي مثال، اخيراً يكي از شركت‌هاي معروف اسرائيلي در حوزة فن‌آوري پيش‌رفته مذاكراتي را با طرف‌هاي ازبكي براي احداث يك پارك علم و فن‌آوري در ازبكستان آغاز كرده و به توافق‌هاي اوليه نيز دست يافته است. افزون بر اين، همان طور كه سفير اسرائيل در ازبكستان نيز ضمن نام بردن از اين كشور به عنوان كشور كشاورزي، عنوان داشته، تل‌آويوو با اتكاء به تكنولوژي و تجربيان خود در اين حوزه و با عنايت به ظرفيت‌هاي آسياي مركزي و به طور خاص ازبكستان در زمينة كشاورزي، در پي توسعة روابط با اين كشور در زمينة افزايش بهره‌وري توليد كشاورزي از جمله در تكنولوژي‌هاي پيشرفته‌ آبياري و كشت گلخانه‌اي است. بر اساس برخي اخبار، شركت اسرائيلي «آگروتال» در همين زمينه با طرف‌ ازبكي به توافقات اوليه دست يافته و قرار است در آيندة نزديك نسبت به گسترش فعاليت خود در بخش كشاورزي ازبكستان اقدام كند.