گفتوگوهاي ايران-آمريكا كار آساني نخواهد بود
اين كشور كه از آمريكا در جنگ عليه طالبان حمايت كرده بود از سوي آمريكا
بعنوان يكي از كشورهاي عضو محور شرارت نامگذاري شد و به ناگهان به يكي از
اهداف اوليه آمريكا تبديل شد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه اين
اقدام واشنگتن از منظر تهران نهايت خيانت بود، به نقل از يك تحليلگر
آمريكايي مي نويسد: تهران به منظور رفع خطر طالبان با آمريكا همكاري كرده
بود ولي پس از آن بدون هيچ هشداري واشنگتن تغيير موضع داد و بوش رئيس
جمهوري سابق آمريكا اين كشور را بعنوان يكي از اعضاي محور شرارت اعلام
كرد. اين گزارش در ادامه به اشغال نظامي عراق در سال 2003 و سقوط صدام
اشاره كرده و مينويسد: سياست واشنگتن نتايج ناخواسته و متناقضي به همراه
داشت. با سقوط طالبان و رژيم صدام آمريكا دو دشمن بزرگ تهران را سرنگون
كرد و راه را براي گسترش نفوذ ايران در منطقه هموار كرد. تهران نيز با
گرفتار شدن آمريكا در باتلاق عراق و افغانستان جسورتر شد و شروع به گسترش
قدرت خود در منطقه كرد. موسسه "گروه بحران " در ادامه گزارش خود با اشاره
به اينكه كاملا مشخص شده بود كه سياست هاي آمريكا در قبال ايران نتايج
دلخواه آمريكا را توليد نميكند، به گزارش بيكر هميلتون در خصوص راهكارهاي
آمريكا در عراق اشاره كرده و مي افزايد: در دسامبر سال 2006 "جيمز بيكر "
وزير خارجه اسبق آمريكا و "لي هميلتون " از اعضاي سابق كنگره، گزارش گروه
مطالعه عراق را منتشر كردند كه يكي از مهمترين پيشنهادات آنها در اين
گزارش گفتوگو و كمك گرفتن از همسايگان عراق نظير ايران و سوريه بود. هر
چند دولت بوش پيشنهادات اين گزارش و ساير درخواست ها براي گفتگو با ايران
را نپذيرفت ولي سياست آن شروع به تغيير كرد و شروع به گفتگوهاي دو جانبه
با ايران در خصوص عراق كرد و حتي در جولاي 2008 نيز "ويليام برنز " يك
ديپلمات عاليرتبه را عازم گفتگوهاي چند جانبه با تهران در خصوص مساله
هستهاي كرد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه تحريم ها و سياست هاي
دولت بوش نتوانستند مانع از گسترش نفوذ ايران شوند و ايران علي رغم تمامي
فشارها توانست در برنامه هسته اي، فضايي و دفاعي خود پيشرفت هاي چشمگيري
داشته باشد مي افزايد: رويكرد پيشنهاد شده اوباما، رئيس جمهور آمريكا،
كنار گذاشتن مستقيم اين ميراث بوش و بازتابي از درسهايي است كه آمريكا در
قبال ايران آموخته است. در 100 روز اول رياست جمهوري اوباما، دولت او
پيغامي براي ايران فرستاد و از اين كشور براي شركت در گفتوگوهاي چند
جانبه در خصوص افغانستان دعوت نمود. او حتي در پيغامي به مناسبت آغاز سال
نو در ايران عيد نوروز را به مردم ايران تبريك گفت. رهبري ايران نيز در
پاسخ به اين اظهارات، كلام اوباما را شعار ناميد و به عدم وجود تغييراتي
اساسي در سياست هاي آمريكا اشاره كرد ولي در را به روي آمريكا نبست. اين
گزارش در ادامه با تحليل فضاي گذشته و موجود در ميان دو كشور و اميد به
عادي سازي روابط دو كشور در صورت شناخت خواسته هاي ايران تصريح ميكند:
شايد براي اولين بار از زمان قطع روابط ايران و ايالات متحده آمريكا در
سال 1980 ميلادي است كه چندين چشم انداز واقعي براي تغيير بنيادين روابط
دو طرف وجود دارند. باراك اوباما، اعلام كرده كه حاضر است بدون هيچ گونه
پيش شرطي با ايران وارد گفتگو شود. آيت الله سيد علي خامنهاي، رهبري
ايران نيز تلويحا از گفتگو حمايت كرده و كانديداهاي رياست جمهوري ايران
نيز بشدت در حال رقابت با يكديگر هستند تا ثابت كنند كه آنها بهترين طرف
براي مذاكره و گفتگو هستند. با اينحال هر چند اهداف و تاكتيكهاي آمريكا
تا حدودي شناخته شده هستند ولي اطلاعات بسيار كمي در خصوص نحوه طرز فكر
ايران و اينكه اين كشور چگونه به اين مذاكرات مي نگرد، وجود دارد. گزارش
موسسه "گروه بحران " كه تهيه كنندگان آن چندين هفته را در تهران در
گفتوگو با كارشناسان و تحليلگران ايراني سپري كردهاند، ميافزايد: هر
چند فعل و انفعالات غرب با سيستم سياسي ايران بيشتر روي پرونده هستهاي
اين كشور متمركز شده ولي پي بردن و آشنايي با نحوه نگرش ايران به اين
فرايند براي موفقيت آميز بودن هر گونه گفتوگو و همكاري با اين كشور ضروري
است. بنابر اين گزارش هر چند عادي سازي كامل روابط ايران و آمريكا با
يكديگر ممكن است فعلا دست يافتني نباشد، ولي حداقل اين فرصت وجود دارد كه
به هدف واقع بينانه تري دست يافت و آن هدف شروع گفتگوهاي بلند مدت است كه
خطرات درگيري نظامي و تقابل را به حداقل ميرساند و حوزههاي منافع دو
جانبه را گسترش مي دهد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه سياست هاي
دولت بوش در قبال ايران تنها منجر به افزايش قدرت ايران و اثبات ناكامي
هاي سياستي شد كه منحصرا بر پايه انزوا قرار دارد، ميافزايد: واشنگتن از
همكاري با ايران در دو جبهه جنگ خود در كشورهاي عراق و افغانستان
دستاوردهاي بيشتري خواهد داشت ولي با دشمني و عداوت با ايران متحمل ضررها
و خسارات بيشتري خواهد گرديد. اين گزارش در اين خصوص مينويسد: سالها
تحريم، تهديد و فشارهاي بينالمللي سرعت برنامه غني سازي اورانيوم در
ايران را كند نكرده است. اين در حالي است كه ساير زواياي سياست هاي آمريكا
در قبال ايران باعث افزايش نفوذ تهران در افكار عمومي منطقه اي و تحكيم
روابط آن با سوريه، حماس و حزب الله شده است. اين سياست آمريكا نه فقط
شكست نخورده بلكه نتيجه آن به ضرر خود ايالات متحده آمريكا تمام شده است.
اين گزارش در ادامه با اشاره به ايران نيز مي نويسد: البته شرايط فعلي
چندان هم براي ايران رضايت بخش نيست. هيچ تضميني وجود ندارد كه نفوذ
منطقهاي اين كشور همچنان به رشد خود ادامه دهد. اين در حالي است كه اين
كشور با خشم رژيم هاي عربي مواجه شده و تحريم ها عليه اين كشور نيز هر چند
در تغيير سياستهاي ايران نا كارآمد بودهاند ولي در تحميل هزينههاي
سنگين اقتصادي به اين كشور كاملا موثر بودهاند. اين گزارش ميافزايد: هر
چند ايران و آمريكا منافع بسياري در خصوص موضوعات مهم منطقه اي نظير حفظ
تماميت ارضي عراق و ايجاد ثبات در اين كشور، محدود نگاه داشتن طالبان و
جلوگيري از انتقال مواد مخدر از طريق مرزهاي افغانستان به ساير نقاط جهان
دارند ولي اين مسائل به اين معنا نيست كه گفتوگوهاي بين دو كشور كه به
احتمال زياد مثمر ثمر است كار آساني خواهد بود. بنابر اين گزارش ايران و
آمريكا بايد بر 3 دهه بيگانگي و اختلاف كه با اتفاقاتي كه در اين چند دهه
رخ داده عميقتر شده و شكاف بين آنها را بيشتر كرده، غلبه كنند. در ادامه
اين گزارش در خصوص ضرورت شناخت ديدگاههاي ايران آمده است: باراك اوباما
در جريان مبارزات انتخاباتي خود آشكارا از تعامل با ايران و سوريه كه
پيشتر بعنوان كشورهاي حامي شرارت شناخته ميشدند صحبت كرد ولي مساله اين
است كه ايران به چه چيزي فكر مي كند؟ شناخت ساختار قدرت و فرايند تصميم
گيري در جمهوري اسلامي كار دشواري است. نظام ايران دلايلي براي خود دارد
كه برخي از آنها توجيه شدهاند به همين علت دولت اوباما بايد به مسائلي كه
در ادامه به آنها اشاره مي شود در خصوص ايران توجه نمايد: خواستهاي كه
تهران همواره آنرا مطرح ميكند و در همين حال مهمترين مانع بر سر راه دو
كشور است، تغيير نوع نگاه آمريكا به ايران، رفتارش با اين كشور و همچنين
نقش و خواستههاي منطقهاي اين كشور است. اين موضوعي مركزي در طرز فكر
رهبري ايران است كه قانع شده واشنگتن به طرق مختلف به دنبال سرنگوني،
تضعيف يا محدود كردن ايران است. بنابر اين گزارش آمريكا بايد به تماميت
ارضي ايران احترام بگذارد، به حكومت اين كشور احترام بگذارد و نقش
منطقهاي ايران را نيز به رسميت بشناسد. اين گزارش با اشاره به اينكه
آمريكا غالبا به اين درخواست به چشم يك خواسته لفظي نگاه كرده و آنرا رد
كرده مينويسد: اين رويكرد آمريكا اشتباه است. هر اقدام ابتكاري مثبتي در
خصوص ايران بايد بر پايه شناخت جديدي از ايران بنا شود. به عبارت ديگر،
غرب بايد تفكرات و رويكردهاي پيشين خود را كه در قبال ايران در پيش گرفته
بود ترك نمايد. غرب ايران را فقط به چشم يك قدرت تهديد كننده ميبيند و
تمام طرز فكر و استراتژي خود را بر اساس چنين ترسي ساخته است. بنابر اين
گزارش اولين موضوعي كه آمريكا بايد پاسخ آنرا به درستي پيدا كند اين است
كه ايران چيست و چه ميخواهد؟ اين در حالي است كه از نظر ايران تنها
گفتوگو كافي نيست. گفتوگو همانطور كه در گذشته در خصوص عراق و افغانستان
اتفاق افتاده مي تواند انجام شود ولي بنابر اظهارات كارشناسان آمريكا بايد
گام هاي اساسي براي شناخت ايران بردارد. بنابر اين گزارش تا زماني كه چنين
اقدامي صورت نگيرد و ايران بعنوان يك قدرت منطقه اي به رسميت شناخته نشود،
تعامل با ايران نمي تواند به نتايج بادوام و پايداري دست يابد، چون با
تجربه اي كه ايرانيها از همكاري شان با آمريكا در خصوص افغانستان دارند،
آمريكا همواره ممكن است مواضع معكوسي در قبال همكاريهاي تهران اتخاذ
نمايد. اين گزارش در ادامه با اشاره به اينكه ايران هيچ چيزي از گفتگوهاي
ساختگي بدست نمي آورد، مينويسد: آمريكا تا ابد ميتواند با ايران بر سر
ميز مذاكره بنشيند ولي در صورتيكه همچنان به توجهي به ديدگاهها، ترديدها
و منافع ايران ادامه بدهد نميتواند گفتگوي سازنده اي با تهران داشته
باشد. بنابر اين گزارش تعامل واقعي با ايران وقتي برقرار مي شود كه بر
چهار ستون استوار شده باشد: 1- احترام به حق حاكميت و تماميت ارضي ايران:
بنابر اين گزارش اين موضوعي بسيار حساسي براي ايراني است كه باور دارد
استقلال كشور همواره از جانب غرب مورد تهديد بوده، كشوري كه قانع شده غرب
در تلاش براي سلطه يافتن بر اين كشور و كل منطقه است و متقاعد شده آمريكا
حتي امروز هم به دنبال دامن زدن به اختلافات قومي و قبيلهاي است و در
افزايش راديكاليسم سني در مناطق مرزي بلوچستان نقش دارد. 2- به جمهوري
اسلامي ايران احترام بگذارد: سياست آمريكا همواره بر اين استوار بوده كه
بين رژيم ايران و مردم اين كشور و يا بين گروه هاي مختلف در خود نظام
تفرقه بياندازد. هر چند باراك اوباما در پيام نوروزي خود مردم و مسئولان
ايران را با هم مورد خطاب قرار داد ولي نگراني همچنان به قوت خود باقي
است. بنابر اين گزارش تمامي تحليلگران و مقامات ايراني كه اعضاي گروه
بحران با آنها مصاحبه كردهاند از چپ گراها گرفته تا محافظه كاران، از
رفتار آمريكا براي انطباق رويكردهاي خود بر اساس تقويم انتخاباتي ايران
انتقاد كردهاند. بنابر اين گزارش در پيش گرفتن چنين رويكردي در آمريكا
تنها باعث ايجاد موانع غير ضروري بر سر راه عادي سازي روابط دو كشور خواهد
شد. 3- جايگاه و قدرت منطقهاي ايران را به رسميت بشناسد: در ميان تمامي
خواستههايي كه ايران دارد به رسميت شناختن قدرت و نفوذ منطقه اي ايران
مهمترين و محوريترين آنهاست. بنابر اين گزارش تعامل با ايران نميتواند
مجزا از به رسميت شناختن اين كشور بعنوان يك قدرت منطقه اي صورت بگيرد.
بنابر اين گزارش ايران يك پرونده در ميان ساير پرونده هايي نيست كه آمريكا
بايد به آنها رسيدگي نمايد بلكه يك تمدن، ملت پر افتخار و مستقل است كه
جايگاه منطقه اي مشروعي براي خود دارد. اين گزارش حتي ميافزايد: رهبران
ايران امروزه بيشتر از هر زمان ديگري بر اين اصرار دارند كه جايگاه منطقه
اي آنها توسط آمريكا تائيد شود زيرا آنها متقاعد شده اند كه به يك توازن
استراتژيك منطقه اي با ايالات متحده آمريكا دست يافته اند و اين توازن
صرفنظر از تصميمات دولت اوباما همچنان برقرار خواهد ماند. اين گزارش در
همين خصوص به نقل از يك تحليلگر ايراني مي نويسد: "هر اقدامي كه واشنگتن
انجام دهد به نفع ما خواهد بود. اگر آمريكائيها در عراق و افغانستان ثبات
ايجاد كنند، اقتصاد اين كشورها را احيا نمايند و در زير ساخت هاي اين
كشورها سرمايه گذاري نمايند ما خوشحال خواهيم شد زيرا چنين اقداماتي
همراستا با منافع ما در جهت برقراري ثبات در منطقه است. ولي از سوي ديگر
اگر گزينه تداوم بحران و درگيري را انتخاب كنند، روز به روز ضعيفتر خواهند
شد و به تدريج تهديد كم اهميت تري براي ايران ميشوند ". 4- پرونده
هستهاي بعنوان يك آزمايش: در حال حاضر آمريكا و غرب بطور كلي در مورد
ايران بر اساس فعاليتهاي هستهاي اين كشور قضاوت خواهند كرد. از تهران
نيز ميتوان انتظار داشت كه رفتار دولت جديد آمريكا را از دريچه همين لنز
مورد ارزيابي قرار دهد. از آنجايي كه برنامههاي هستهاي ايران، مركزيت
تمامي درخواستهاي رهبران ايران را بعنوان تضميني براي استقلال ملي، خود
اتكايي و سمبلي براي جايگاه منطقهاي ايران شكل ميدهند، ايران سياست
آمريكا در اين خصوص را بعنوان آزمايشي در خصوص اينكه دولت آمريكا واقعا
چقدر رويكرد جديدي اتخاذ كرده مد نظر قرار خواهد داد. از نطقه نظر ايران
مساله كليدي در اين خصوص اين خواهد بود كه آيا آمريكا در نهايت حق ايران
براي غني سازي اورانيوم در خاك خود را خواهد پذيرفت يا خير. هشدار ديگر
تهيه كنندگان اين گزارش به باراك اوباما پرهيز از تحركات منطقهاي عليه
ايران است. اين گزارش در اين خصوص مي افزايد: مقامات آمريكايي در حال حاضر
در تلاشند تا با استفاده از راه هاي ديپلماتيك يك ائتلاف عربي-اسرائيلي
عليه ايران يا يك اتحاد بينالمللي براي تشديد تحريم ها به منظور ايجاد
اهرمي براي مذاكرات موفقيت آميز ايجاد كنند. ولي ايراني ها به اين تلاش ها
به چشم اقداماتي مغرضانه براي افزايش فشارها و محدوديت ها عليه ايران مي
نگرند و در چنين شرايطي و با وجود چنين انتظاراتي هر گونه مذاكره اي به
شكست خواهد انجاميد. اين گزارش همچنين ميافزايد: تهران به پذيرش حقوق خود
در مسئله هستهاي از سوي آمريكا و موافقت با انجام غني سازي در خاك خود
بعنوان خط قرمز مينگرد و هر چيزي كمتر از آن براي تهران غير قابل پذيرش
خواهد بود. بنابر اين گزارش مسئله ديگري كه اوباما بايد مد نظر قرار دهد
اين است كه ايران در حال حاضر قصد ندارد حمايت از حماس و حزبالله و
مخالفت با اسرائيل را متوقف نمايد. درك تهران از روابط آينده با آمريكا از
سه عامل مجزا از يكديگر تشكيل شده است: گفتگويي فراگير كه هم مسائل داخلي
و هم موضوعات منطقهاي را پوشش ميدهد، مشاركتهاي هدفدار در مسائل خاص
منطقهاي مخصوصا در عراق و افغانستان و در نهايت اختلافات قديمي و ريشه
دار بين دو كشور و رويهمرفته رقابت استراتژيك دو كشور. در اين گزارش در
خصوص تاثير تحريم ها نيز آمده است: هر چند تحريم ها هزينه هايي براي ايران
در پي داشته و محدوديت هايي اقتصادي براي ايران بوجود آورده ولي بسيار
بعيد به نظر مي رسد كه اين تحريم ها بتوانند تاثيرات مهمي در تغيير سياست
هاي ايران داشته باشند. بنابر اين گزارش شناخت مهارت هاي ايران در تطبيق
خود با شرايط و احساس اولويت، براي ارزيابي تاثير تحريم ها ضروري است.
بنابر ديدگاه تهيه كنندگان اين گزارش براي ارزيابي تاثير تحريم ها بايد
گذشته و مخصوصا شرايط اقتصادي دشواري كه ايران بعد از جنگ با عراق با آن
مواجه شد، بعنوان راهنما مورد بررسي قرار بگيرد. تهيه كنندگان اين گزارش
در همين خصوص به نقل از يكي از كارشناسان ايراني كه با او مصاحبه كرده
اند، مينويسند: "بعد از جنگ عراق ما شرايط دشوارتري را تجربه كرديم. تورم
به 50 درصد رسيده بود و رشد اقتصادي صفر بود. اين در حالي بود كه قيمت نفت
در آن زمان 6 يا 7 دلار بود ولي امروزه ما رشد اقتصادي داريم، جوانانمان
را خودمان آموزش مي دهيم و در حال تلاشيم تا از استقلال تكنولوژيكي كشور
اطمينان حاصل كنيم. اين گزارش در ادامه به نقل يك اقتصاد دان ايراني نيز
مي نويسد: "هنگامي كه احمدي نژاد مي گويد اقتصاد علم نيست بايد او را جدي
گرفت. اين اظهار نظر احمدي نژاد را نبايد نشانه ناشايستگي اقتصادي او در
نظر گرفت بلكه در عوض بايد بعنوان نشانه اي از وفادر ماندن او به شعار
معروف امام خميني (ره) مبني بر اينكه انقلاب براي قيمت هندوانه نجنگيده در
نظر گرفت. بعبارت ديگر دست يابي به اهداف سياسي جمهوري اسلامي ارزشمندتر
از هر هزينه اي است كه ممكن است در پي داشته باشد ". بنابر اين گزارش هر
چند كه از يك ديدگاه صرفا اقتصادي، بهبود روابط با آمريكا و رفع تحريمها
شرايط خوبي ايجاد خواهد كرد و سبب افزايش سرمايه گذاريها در ايران و ورود
تكنولوژي به اين كشور ميشود ولي تصميم گيري ايراني ها حتي در خصوص مساله
حساس انرژي بيشتر از اينكه بر اساس بهبود شرايط و افزايش بهره وري باشد بر
اساس حفظ استقلال است. در اين گزارش با اشاره به انتخاب شركت روسي گازپروم
نسبت به شركت شركت فرانسوي توتال علي رغم برتري فني اين شركت بر همتاي
روسي خود براي توسعه فازهاي 11 و 12 ميدان گازي پارس جنوبي آمده است: هيچ
شكي در خصوص برتري تكنولوژيكي دانش آمريكايي و غربي در حوزه انرژي وجود
ندارد ولي اين برتري فني در بخش انرژي لزوما تصميم گيري ايران را تحت
تاثير قرار نمي دهد. بنابر اين گزارش هر چند مد نظر قرار دادن چنين
معيارهايي مي تواند 10 الي 15 درصد درآمد بيشتري براي ايران داشته باشد
ولي عدم تكيه ايران بر تكنولوژي غربي استقلال انرژي اين كشور را تامين مي
كند و تهران را از تكيه كردن بر حسن نيت آمريكايي خلاص مي كند. حتي يك
تحليلگر ايراني ديگر در اين خصوص گفته است: "اين استدلال كه ايران به
تكنولوژي هيدروكربني آمريكا نياز دارد 15 يا 20 سال پيش درست بود ولي ديگر
اينطور نيست. ما زير بناي خودمان را كه زماني كاملا آمريكايي بود جايگزين
كرده ايم. وابستگي تكنولوژيكي ما به غرب موضوعي در گذشته بود و ديگر خيلي
براي واشنگتن دير شده تا با اين كارت بازي كند ". اين گزارش بر اساس
گفتگوهايي كه با كارشناسان و تحليلگران داخلي انجام داده اينطور در خصوص
تحريم هاي اقتصادي نتيجه گيري مي كند كه نه فشار اقتصادي و نه تحريم هاي
تحت رهبري آمريكا از اين توان برخوردار نيستند كه كشوري كه براي سه دهه با
تحريم ها و طوفان هاي اقتصادي زندگي كرده را وادار به تغيير رفتار خود
نمايد. بنابر اين گزارش عوامل اقتصادي باعث نخواهند شد كه ايران امتيازات
اقتصادي يا سياسي به غرب بدهد. بنابر اين گزارش حتي عادي سازي روابط با
واشنگتن در كنار تمام مزايايي كه براي تهران دارد هزينههاي سياسي جديي
نيز براي رژيم ايران خواهد داشت. دشمني با آمريكا يكي از پايه هاي
ايدئولوژيك رژيم ايران است. سختي هاي اقتصادي را مي توان به گردن تحريم ها
انداخت ولي پيروزيهاي تكنولوژيكي مخصوصا در مساله هسته اي را مي توان
نتيجه مقاومت در برابر قدرت هاي غربي اعلام كرد و از آن سمبل قدرتمندي
ساخت. اين گزارش مي افزايد: تنش ها با واشنگتن هر چه بيشتر باشد تهران با
راحتي بيشتري مي تواند حاميان خود را دور هم جمع كند و اختلافات را فرو
بنشاند. اين موضوع از آن جهت حائز اهميت است كه مقامات آمريكايي همواره به
مشكلات باز كردن كانالي در ايران اشاره مي كنند. گزارش موسسه "گروه بحران
" در انتها اينطور نتيجه گيري ميكند كه در چهار ماهي كه از روي كار آمدن
باراك اوباما بعنوان رئيس جمهور آمريكا ميگذرد، تحركات زيادي در خصوص
مساله ايران صورت گرفته ولي روابط ايران و آمريكا پيشرفت چنداني نكرده
است. اين تحركات شامل پيام تبريك احمدي نژاد به اوباما، پيام تبريك نوروزي
اوباما به ايران، حضور آمريكا در گفتگوهاي گروه 1+5، دعوت از ايران براي
شركت در اجلاس افغانستان و رويهمرفته لحن ملايمتر آمريكا در قبال ايران
بوده است ولي علي رغم تمامي اين موضوعات تغيير عملي چنداني صورت نگرفته
است. مقامات آمريكايي با اشاره به اينكه هنوز براي نتيجه گيري در اين خصوص
زود است ميگويند كه آنها منتظر نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران هستند
كه شرايط را مشخص خواهد كرد ولي براي تشخيص بذر سوء تفاهم هاي احتمالي و
تلاش براي خنثي كردن آنها زود نيست. هر چند اين اولين باري نيست كه قرار
است تلاشي براي بهبود روابط صورت بگيرد ولي اميدوار كننده ترين موقعيت است
و اگر اين فرصت نيز از دست برود تمامي طرفين ممكن است بهاي سنگيني براي آن
بپردازند.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 6:49 توسط حسین بیات
|
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد