همچنين در مورد انرژي هسته‌اي نيز تكميل نيروگاه هسته‌اي بوشهر، يكي از اقداماتي است كه مي‌تواند اعتماد متقابل در روابط طرفين را افزايش دهد. در واقع بحث اتمام نيروگاه اتمي بوشهر، به نماد همكاري‌هاي ايران و روسيه مبدل شده است و چنانچه در زمان مقرر راه‌اندازي شود، مي‌تواند دو كشور را به سوي طرح‌هاي راهبردي ديگر در زمينه‌هاي صنعتي و انرژي رهنمون سازد.علاوه بر اين عليرغم آنكه در 10 سال آينده نفت مهمترين منبع انرژي خواهد بود، با اين حال نبايد از ياد برد كه گاز طبيعي و انرژي هسته‌اي از جايگاه برتري نسبت به زمان حاضر برخوردار خواهند شد. از اين رو همكاري دو كشور در زمينه گاز و انرژي هسته‌اي مي‌تواند تا حد زيادي معادلات آينده‌ي بازار انرژي را تحت تاثير قرار دهد. اين مسئله به خصوص با توجه به تلاش‌هاي ايالات متحده آمريكا مبني بر ممانعت از نزديکي روسيه و ايران در حوزه انرژي به يكديگر، قابل بحث و بررسي است. زيرا آمريكا همواره سعي كرده از يك سو نقش مخربي در خصوص همكاري‌هاي هسته‌اي ايران و روسيه ايفا نمايد و از سوي ديگر به محروم ساختن ايران و روسيه از درآمد كلان انتقال انرژي بپردازد. در اين خصوص آمريكا همواره با گذر لوله‌هاي انتقال انرژي از ايران و روسيه كه از نظر اكثر كارشناسان اقتصادي، كوتاهترين وكم هزينه ترين مسير براي عبور خطوط لوله‌هاي نفتي منطقه است، به مخالفت برخاسته است. زيرا در صورت تحقق اين امر، ايران و روسيه كنترل بازار انرژي اروپاي غربي را در دست مي‌گيرند. در واقع با توجه به اينكه ايران و روسيه، هر دو با يك بازيگر فرامنطقه‌اي نظير آمريكا مواجه هستند كه سعي دارد آنها را از درآمد حاصل از لوله‌ها و خطوط انتقال انرژي محروم سازد، لذا به نظر مي‌رسد ارتقاء و افزايش سطح همكاري‌ها ميان تهران و مسكو مي‌تواند اقدامات و تلاش‌هاي واشنگتن جهت تغير مسير خطوط انتقال انرژي را بي ثمر گرداند.علاوه بر اين همكاري‌هاي ايران و روسيه مي‌تواند به تثبيت بازارهاي جهاني انرژي نيز منجر شود. به خصوص در حال حاضر كه بهاي نفت در پي بحران مالي جهاني کاهش يافته است، ايران و روسيه مي‌توانند نقش موثري در تثبيت و حتي افزايش قيمت ايفا نمايند. به عنوان نمونه همکاري دوجانبه در مواردي مانند بورس نفتي سنت پترزبورگ، استفاده از روبل در بورس نفتي تازه ‌تأسيس ايران و حضور شرکت‌هاي روسي در بخش نفت و گاز ايران مي‌تواند راهكاري عملي و مناسب باشد. در اين راستا امضاي تفاهم نامه ميان دو کشور در زمينه بهره برداري از حوزه گاز پارس جنوبي، حركت مهمي بود كه به ثمر نشست.بنابراين با توجه به شرايط فعلي اقتصاد جهان و همچنين وضعيت حاكم بر نظام بين الملل، به نظر مي‌رسد ايران و روسيه تنها در شرايطي بتوانند از انرژي به عنوان اهرمي موثر در نظام بين‌الملل بهره گيرند كه در كنار يكديگر باشند. هر نوع جدايي و فاصله در مواضع دو كشور، اگر چه در كوتاه‌مدت به تامين منافع آنها مي‌انجامد، اما در دراز مدت مي‌تواند به سود كشورهاي مصرف كننده‌ي انرژي تمام شود. به همين دليل در فضاي جهاني انرژي، ايران و روسيه بيش از آنكه رقيب يكديگر محسوب شوند، متحد هم به شمار مي‌آيند. به خصوص با توجه به وجود ظرفيت‌ها و همچنين علاقه‌مندي‌هاي دوجانبه براي مشاركت و همكاري در طرح‌هاي محتلف و همچنين با تاكيد بر فرصت‌ها و تهديدهاي مشتركي كه براي دو كشور بصورت توامان وجود دارد، مي‌توان چنين عنوان نمود كه ايران و روسيه بيش از آنكه رقيب يكديگر باشند و از رقابت با يكديگر منفعت كسب كنند، از اتحاد با هم مي‌توانند منافع بيشتري حاصل نمايند. در اين راستا به نظر مي‌رسد تاكيد بر نقش سازمان‌هاي همكاري منطقه‌اي، گسترش مناسبات اقتصادي، حركت به سوي عملگرايي و تغير نگاه از يك شريك تاكتيكي به يك شريك استراتژيك، بتواند روند همكاري‌ها را تسريع بخشد.

متن سخنراني در همايش انرژي روسيه و ايران؛ ابعاد انساني توسعه انرژي (همايش فوق در روزهاي 20 و 21 فروردين 1388 برابر با 9 و 10 آوريل 2009 در مسکو، با مشارکت دانشگاه دولتي علوم انساني روسيه، سفارت ج.ا.ايران در فدراسيون روسيه، مرکز مطالعات روسيه و آسياي مرکزي و قفقاز ( ايراس) و دانشکده روندهاي جهاني دانشگاه دولتي مسکو برگزار شد.)