اين رادار که روسيه بابت اجاره آن سالا نه 7 ميليون دلا ر به جمهوري آذربايجان پرداخت مي کند در جنگ تحميلي 8 ساله عراق و ايران، پرتاب موشک هاي اسکاد و پس از آن پرتاب موشک شهاب 3 ايران را رديابي کرده است.به منظور بررسي شرايط ناتو در قفقاز جنوبي و تاثير آذربايجان و روسيه در تحولا ت منطقه و ايران با دکتر افشار سليماني، سفير سابق ايران در جمهوري آذربايجان به گفت وگو نشسته ايم.اولين حضور ناتو در سال 1990 به زمان بحث کاهش نيروهاي متعارف در چارچوب پيمان ناتو و ورشو بر مي گردد و حدود 7 سال طول کشيد تا خاوير سولا نا دبير کل وقت ناتو از سه کشور ارمنستان، آذربايجان و گرجستان ديدار کند. به نظر شما چه پتانسيلي براي گسترش حوزه نفوذ ناتو در منطقه قفقاز وجود دارد؟در منطقه قفقاز جنوبي سه کشور در کنار هم قرار دارند که به لحاظ ديني با يکديگر متفاوت هستند که به عنوان فاکتور موثر بر روي ماهيت مسئله خيلي تاثيرگذار است. کشورهاي ارمنستان و گرجستان مسيحي هستند ولي بيش از 80 درصد جمعيت آذربايجان مسلمان است. به لحاظ ژئوپوليتيک گرجستان و آذربايجان با روسيه هم مرز هستند ولي ارمنستان با روسيه مرز مشترک ندارد. در شرايطي که ارمنستان با ايران و ترکيه با گرجستان هم مرز هستند هر چند ترکيه با ارمنستان مناسبات اقتصادي و تجاري دارد ولي با يکديگر روابط سياسي ندارند و سفارتخانه هاي آنها داير نيست. مشکل عمده اين دو کشور بحث قتل عام سال 1915 است که ارامنه مطرح مي کنند و بحث ديگر ادعاهاي سرزميني بين دو کشور است که با توجه به مذاکره هايي که تاکنون صورت گرفته ولي شاهد نزديکي در روابط آنها نبوده ايم. ترکيه از ابتدا با آذربايجان ارتباط نزديکي داشته است ولي روابط آذربايجان و ارمنستان همراه با مناقشه است. گرجستان نيز پس از تحولا تي که در اين کشور روي داد با روسيه داراي مشکل است به نحوي که گرجستان خواستار خروج پايگاه هاي نظامي روسيه از اين کشور شد. در چنين شرايطي به جز ترکمنستان اکثر کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز در چارچوب پيمان مشارکت براي صلح با ناتو همکاري مي کنند. در مواردي نيز بعضي از کشورها از جمله آذربايجان، ارمنستان و گرجستان به صورت انفرادي و جداگانه با ناتو سند قرار داد همکاري به امضا رسانده اند. البته شرايطي براي همکاري کشورها با ناتو وجود دارد که نبايستي با ساير کشورها مشکل مرزي داشته باشند. اين در شرايطي است که ارمنستان با آذربايجان و نيز با گرجستان داراي مناقشات مرزي هستند. البته ناتو طي قراردادهاي همکاري تلا ش مي کند تا در اين کشورها استاندارد سازي کند. در رابطه با ورود کشورهاي قفقاز جنوبي به ناتو، گرجستان به دليل هم مرز بودن با روسيه و عدم تنش مرزي با ارمنستان و آذربايجان گزينه محتمل تري است. هر چند ارمنستان و آذربايجان اعلا م کرده اند که نمي خواهند عضو ناتو شوند.در صورت عضويت آذربايجان در ناتو و متنعم شدن از ماده5 آيا موازنه قدرت در مواجهه با ارمنستان به سود اين کشور تغيير خواهد کرد؟باتوجه به شرايط بحراني در منطقه، ناتو جمهوري آذربايجان را به عضويت خود در نميآورد بلکه فقط در چارچوب پيمان مشارکت براي صلح با اين کشور فعاليت مي کند. به عنوان نمونه از نيروهاي آذربايجان در مناطقي که براي حفاظت از صلح، ناتو نيروي پاسدار صلح اعزام مي کند از اين کشور فقط چند نفري فرستاده شود. در مواردي نيز در چارچوب قرارداد همکاري نظامي، ناتو اقدام به استاندارد سازي نيروهاي نظامي آن کشور مي کند. البته به اين معني نيست که اقدام به راه اندازي تاسيسات نظامي در خاک آن کشور نمايد. کشورهاي قفقاز جنوبي تا زماني که در ميان آنها مناقشه وجود دارد و مناقشات مرزي آنها حل نشود، نمي توانند عضو ناتو شوند. به اين دليل که اگر مناقشه اي ما بين آنها به وجود بيايد، ناتو بايد طرفدار کدام کشور باشد و به همين دليل ناتو اعلا م مي کند که در ابتدا اين کشورها مشکلا ت ميان خودشان را حل کنند و در مرحله بعد براي عضويت در ناتو اقدام کنند. البته اين نکته را بايد مورد توجه قرار داد که اکثريت اعضاي ناتو از کشورهاي غير مسلمان تشکيل شده است و با فرماندهي ايالا ت متحده آمريکا نگاه خاصي را در تحولا ت بين المللي دنبال مي کند. همان طور که اشاره کردم با تمام شرايطي که مطرح شد ناتو مي خواهد در منطقه حضور داشته باشد و تنها کشوري که در آينده دور با کسب شرايط استانداردهاي ناتو مي تواند به عضويت اين سازمان در بيايد همان کشور گرجستان است.آيا حضور ناتو در دروازه هاي شمالي ايران خطري براي امنيت ملي ايران محسوب مي شود؟در حال حاضر ناتو در شمال ايران حضور ندارد ولي درباره اين موضوع تحليل هاي زيادي مطرح شده است ولي بايد از هر گونه تحليل غير کارشناسي اجتناب کرد.اگر از ناتو درباره حضور اين سازمان در منطقه سوال شود در جواب مي گويند که اين سه کشور در چارچوب پيمان مشارکت براي صلح و نيز استاندارد سازي ارتش همکاري دارند. در اين سه کشور به لحاظ فيزيکي ناتو حضور ندارد و قرار نيست در آينده نزديک هم در منطقه حضور داشته باشد.آمريکا و شوروي در نظام دو قطبي به شرايطي رسيده بودند که يکديگر را خنثي مي کردند. ولي پس از پايان جنگ سرد، آمريکا به جاي فعاليت نظامي عليه روسيه به دنبال پيروزي در عرصه اقتصادي و وابسته کردن اين کشور به خود بود و در اين مسير در دوران قبل از پوتين به موفقيت هايي دست پيدا کرد هر چند که در دوره رياست جمهوري پوتين، روسيه به لحاظ اقتصادي منسجم تر شد. ولي براي موفقيت راه طولاني در پيش دارد. اکنون آمريکايي ها به دنبال افزايش همکاري با کشورها و تلاش براي واگرايي آنها با روسيه هستند به عنوان نمونه در گرجستان پس از اينکه انقلاب مخملين روي مي دهد بدون اينکه آمريکا در اين کشور حضور مستقيم داشته باشد ولي با نفوذ بر دولتمردان گرجستان به روسيه اعلام مي شود تا پايگاه خود را از اين کشور جمع کند. وقتي آمريکا بتواند با نفوذ خود، کاري کند که روسيه در گرجستان پايگاه نظامي نداشته باشد يک موفقيت براي آمريکا محسوب مي شود. اکنون روسيه با يک قرارداد 25 ساله فقط در ارمنستان نيروي نظامي دارد و ادوات نظامي که از گرجستان برچيده شد را به ارمنستان منتقل کرده است. در جمع بندي بايد گفت که ناتو و آمريکا تا زماني که اين تحولات در منطقه وجود دارد پايگاه نظامي ايجاد نخواهند کرد. بنابراين نبايد از اين موضوع هراس داشته باشيم و بي مورد هزينه پرداخت کنيم. اگر آمريکايي ها بخواهند درباره بحث ايران مرتکب اشتباهي شوند در جنوب ايران و خليج فارس امکانات لازم را در اختيار دارند. کشوري مانند آذربايجان با وجود اشتراک هاي فراواني که بحث شد هرگز اجازه نخواهد داد حتي از فرودگاه اين کشور عليه ايران استفاده شود. آذربايجان به لحاظ زباني با بخش بزرگي از ملت ايران اشتراک دارد و داراي يک درهم آميختگي تاريخي با ملت ايران است. دو کشور ايران و آذربايجان طبق ماده 5 معاهده همکاري متقابل و دوستي که به امضا رسانده اند متعهد شده اند که هر يک ازدو کشور اجازه نخواهد داد تا کشور ديگري از سرزمين آنها براي حمله به طرف مقابل استفاده کند و اين سند در پارلمان دو کشور نيز به تصويب رسيده است. از طرف ديگر در يکي از بندهاي پاياني اجلاس سران درياي خزر که در تهران به تصويب رسيد کشورهاي حاشيه درياي خزر پذيرفتند که به هيچ کشور ديگري اجازه ورود نيروي نظامي به درياي خزر نه تنها داده نشود بلکه اجازه استفاده براي حمله به يکي از کشورهاي ساحلي درياي خزر داده نشود. بنابراين در جايي که آذربايجان مسلمان هنوز مشکل حل نشده با ارمنستان دارد جبهه جديدي باز نخواهد کرد و حتي اجازه استقرار ادوات نظامي را در اين کشور نخواهد داد. در حالي پنتاگون مدعي استقرار سامانه موشکي در کشورهاي چک و لهستان جهت خنثي نمودن حملات هوايي و موشکي ايران و کره شمالي است که روسيه پيشنهاد استفاده از رادار قبله درباکو را به مقامات آمريکايي داده است که مي تواند به صورت آن لاين سرزمين هاي ايران، عراق، ترکيه تا فلات هند را پوشش دهد. چرا مقامات آمريکايي حاضر به دست کشيدن از برنامه هاي استقرار پدافند ضدموشکي در اروپاي شرقي نيستند؟ منطقي در بحث روس ها براي استفاده از رادار قبله وجود ندارد. روسيه طي قراردادي با آذربايجان رادار قبله را اجاره کرده اند و اين پيشنهاد نقض حاکميت ملي آذربايجان است. پس از ارائه پيشنهاد روسيه آذربايجان حتي مدعي شد که اين رادار در آن کشور قرار دارد و بايد با هماهنگي آنها اين طرح مطرح مي شد ولي نخواستند اين موضوع تبديل به تنش شود. در حقيقت روسيه نبايد بدون اجازه آذربايجان اين پيشنهاد را مطرح مي کرد. بايد اين طرح از سوي آذربايجان مطرح مي شد يا روسيه ضمن اعلام اين طرح به آذربايجان و پس از موافقت صورت گرفته طرح ارائه مي شد. به هر حال روسيه اين پيشنهاد را مطرح نمود تا آمريکايي ها را خلع سلاح کند. روسيه با اين طرح اين نکته را مشخص کرد که اگر هدف آمريکا ايران است، آنها مي توانند از طريق اين رادار تحولات ايران را مشاهده و بررسي کنند ولي فقط بهانه آمريکا ايران بود و هدف اصلي از راه اندازي سپر موشکي، مهار روسيه است. به اين دليل که آمريکا از هر جايي که بخواهد مي تواند ايران را تحت کنترل داشته باشد ولي آمريکا درصدد راه اندازي پايگاه ضدموشکي است. به اين دليل که هدف ايران نيست، آمريکا از اين طرح عقب نشيني نمي کند. البته به لحاظ شخصيتي بوش نمي خواهد جلوي روسيه کم بياورد چون در اين صورت اين معني را مي دهد که روسيه اجازه نداد و آمريکا نيز عقب نشيني کرد و همين اتفاق نيز بارها در نظام دو قطبي بين دو کشور روي داده است. البته وقتي رفتار آمريکا را مورد بررسي قرار مي دهيم متوجه مي شويم که آنها بارها رفتار غيرمنطقي داشته اند و در مواردي حتي بوش حرفي را عنوان کرده است ولي حاضر نيست اشتباه خود را بپذيرد و وزير خارجه او اين اشتباه را پذيرفته است. در آمريکا جمهوري خواهان رفتار تندي دارند و بوش در ميان آنها از همه تندتر است ولي دموکرات ها تا حدي منطقي تر رفتار مي کنند و وقتي اشتباهي مرتکب مي شوند از عملکرد خود پوزش مي خواهند. در حالي که ولاديمير پوتين آمريکا را به تشديد رقابت تسليحاتي و خارج شدن از پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي و توليد موشک هاي ميان برد تهديد مي کند آيا شاهد عقب نشيني آمريکايي ها از ايجاد سپرموشکي خواهيم بود؟ بايد قبول کنيم که دوران جنگ سرد تمام شده است و يک دوره نظام تک و چند قطبي غيرمنعطف را پشت سر مي گذاريم که در شرايط فعلي در حال منعطف شدن است. به اين دليل که آمريکا که ادعاي اداره جهان را دارد در زمان حمله به عراق به صورت يک جانبه و بدون اخذ مجوز شوراي امنيت و عدم کسب موافقت روسيه، فرانسه و آلمان به عراق حمله کرد. آمريکا پس از اين رفتار غيرمنطقي در عراق دچار مشکل شد و به مرور شاهد تغيير در گفته هاي مقامات آمريکايي بوده ايم به نحوي که آنها اکنون مي گويند به هر حال به عراق حمله کرده ايم و اشتباهي صورت گرفت. حالا با هم بياييم و اين مشکل را درست کنيم. ورود يک جانبه و عدم انعطاف آمريکا در حمله به عراق باعث شد تا در بحث ايران با انعطاف رفتار کند و در مورد ايران سياست تاکيد بر ديپلماسي در دستور قرار گرفته است و اگر مقوله عراق وجود نداشت شايد آمريکا در قبال ايران مرتکب اشتباه تاريخي مي شد و حمله مي کرد. به هر حال کشته شدن بيش از 3 هزار آمريکايي در عراق و بازتابي که در افکار عمومي جهان بر جاي گذاشته است آنها را به اين نتيجه رسانده است که بايد اين قائله و مشکل جدي را جمع کنند. در چنين شرايطي ايران مي تواند با همکاري جدي با ساختارهاي بين المللي، مشکلات خود را حل کند و تا حدي از فشار آمريکا کاسته شود. البته در نهايت باز نمي توان ديوانگي آمريکا را نفي کرد. شما در حالي از ديپلماسي به عنوان ابزاري جهت کاهش تنش با آمريکا سخن مي گوييد که روي کار آمدن دموکرات ها در کنگره آمريکا و به چالش کشيدن سياست تهاجمي جورج بوش در منطقه خاورميانه حتي منجر به سفر نانسي پلوسي به سوريه شد. چرا در قبال تمايل ملاقات نمايندگان کنگره آمريکا با همتايان ايراني خود که با استقبال اصولگرايان مجلس نيز مواجه شد، اين مسير در عرصه سياست خارجه ايران تداوم پيدا نکرد؟ ديپلماسي يک فن است و بايد اين فن به صورت همه جانبه اعمال شود. ديپلماسي زبان صلح ولي با اقتدار براساس مولفه هاي قدرت است. اين طرح ها از سوي مقامات آمريکايي به دنبال تشديد اختلاف هاي داخلي ما بين آنها مطرح شد. دموکرات ها کنگره را بردند و اگر اين روند ادامه پيدا کند چشم انداز موجود حاکي از پيروزي دموکرات ها در انتخابات رياست جمهوري آينده است. در قبال پيشنهادهايي که از سوي آمريکا مطرح شد انسجام در سياست رفتار خارجي موضوع مهمي است و بايد برخوردي که با مقوله سياست خارجي و نظام بين المللي اتخاذ مي کنيم به گونه اي باشد که اشتهاي طرف مقابل را زياد کند و براساس موازيني که به لحاظ رفتار ديپلماتيک بر دنيا حاکم است واکنش نشان دهيم. اگر اين انسجام در رفتار سياست خارجه مشاهده نشد و فقط يک نفر بگويد که مذاکره مي کند طرف مقابل مي گويد پس بقيه چه مي شوند؟ مجموعه سياست خارجي کشورمان از سوي طرف مقابل در حال ارزيابي است و اگر اين ارزيابي مثبت باشد آنها نيز علاقمند به مذاکره هستند. شايد کساني که سياست خارجي را به پيش مي برند فکر مي کنند که داراي استراتژي هستند ولي با واقعيت امروز جهان که در نظام بين الملل وجود دارد بايد اين نکته را بدانيم که همه واقعيت ها، حقيقت نيستند و همه به دنبال حقيقت نيستند. بايد با نگاه جامع به مسائل و تحولات، رفتار سياست خارجه کشور را تنظيم کنيم ولي بخشي از تصميم گيران کشورمان نگاه واقع بينانه کمتري دارند. آقاي احمدي نژاد در سفر به آذربايجان گفتند که ايران و آذربايجان به اقدامات کشورهاي مخالف مي خندند. آيا سياست خارجي کشورمان در گسترش روابط ديپلماتيک با کشورهاي شمالي و به خصوص آذربايجان منجر به کم رنگ شدن حضور مخالفان ايران در اين منطقه شده است؟ رفتار سياست خارجي کشور در دولت آقاي خاتمي بر پايه يک سري اصول واقع بينانه و منطقي استوار بود و از نزديک نيز دستاوردهاي آن را مشاهده مي کرديم. در سياست خارجي بايد براساس تضاد و اشتراک منافع کشور مقابل و خودمان و نيز بررسي اين پارامترها به نسبت منافع با ساير کشورها براساس مدل رياضي آنها را اندازه گيري کنيم. به عنوان نمونه بايد ارزيابي کنيم که در ارتباط با جمهوري آذربايجان که در ابعاد امنيتي، اقتصادي، سياسي و نظامي رابطه وجود دارد حجم مناسبات دراين ابعاد به چه ميزان است. بايد بررسي شود که با آذربايجان در کدام حوزه ها و تا چه اندازه اشتراک يا تضاد منافع داريم. البته هيچ کشوري پيدا نمي شود که به طور کامل با کشور مقابل اشتراک منافع داشته باشد. مقامات کشوري هنرمند هستند که با توجه به اينکه با کشور مقابل تضاد منافع دارد روابط دو کشور را بر بنيان همکاري و اشتراکات موجود قرار دهد و به سمت جلو هدايت کند. اين هنر ديپلماسي است. اين مساله حتي در روابط شخصي نيز حاکم است. من و شما در مواردي اشتراک منافع و در مواردي هم داراي اختلاف هستيم. اگر هر دو منطقي فکر کنيم براساس اشتراک منافع مي توانيم همکاري را تعريف کنيم که دو نتيجه را به همراه خواهد داشت. يکي اينکه طي همکاري روابط مستحکم تر مي شود و تهديد به فرصت تبديل مي شود و ديگر اينکه به مرور متوجه مي شويم که در حوزه هايي رقابت و اختلاف داشته ايم، پتانسيلي وجود دارد که مي توانيم آنها را به نقاط اشتراک تبديل کنيم و به طور حتم در بين کشورها ابعاد اشتراک بيشتري وجود خواهد داشت. آذربايجان و هر کشوري بر اساس منافع کشور خود مسيري را به درست يا غلط انتخاب کرده است و اگر اشتباهي مرتکب شود و کشورش ضرر کند، خودش بايد جوابگو باشد. آذربايجان اعلا م مي کند که يک کشور لا ئيک است و مي خواهد ضمن همگرايي با اروپا، در قبال آمريکا مشکلي نداشته باشد وقتي اين موارد را بررسي مي کنيم متوجه مي شويم که در اين موارد با آذربايجان اختلا ف داريم به اين دليل که نمي خواهيم با اروپا و آمريکا همگرايي داشته باشيم و نظام کشور ما لا ئيک نيست و جمهوري اسلا مي است. ولي چه بخواهيم يا نخواهيم دو کشور در کنار همديگر قرار گرفته اند. به طور حتم دوست داشتيم که ايران در جايي قرار بگيرد که کشورهاي همسايه ما آباد و امن باشند ولي پيرامون کشورمان به اين شکل نيست و کشورهايي همچون افغانستان، عراق و پاکستان قرار دارند. در بين اين کشورها ايران جزيره ثبات در منطقه است. بايد بر اساس مدل رياضي و منطق با در نظر داشتن مولفه هايي اعم از قدرت ملي، ديپلماسي، اقتصاد و توان نظامي روابط کشورمان را با ساير کشورها تنظيم کنيم. اگر در دوراني زندگي مي کرديم که هواپيما و ماشين وجود نداشت، بلوف زدن جايي داشت. در آن زمان هزاران کيلومتر فاصله بود و انتقال پيام يک ماه طول مي کشيد و زمان براي بلوف زدن بود. البته بلوف زدن در دنياي سياست وحتي روابط خارجي وجود دارد ولي با پيشرفت تکنولوژي و شفاف شدن مرزها، بلوف زدن بايد به صورت هنرمندانه صورت گيرد. چندي پيش شاهد لغو سفر آقاي حداد عادل به جمهوري آذربايجان و انجام آن با مدتي تاخير بوده ايم. اين در حالي است که همزمان با سفر آقاي حداد عادل، وزير دفاع ايران در ارمنستان مشغول امضاي پيمان دفاعي بااين کشور بود که به طور حتم خوشايند باکو نخواهد بود. نظر شما درباره برنامه زمان بندي تعاملا ت ديپلماسي کشور چيست؟آداب و تشريفات و کسب اطلا ع از تحولا ت و طرح هاي در حال اجرا در هر کشور بايد از طريق سفارت کشورمان و وزارت امور خارجه به صورت دقيق بررسي شود تا اين چنين اشتباهي صورت نگيرد. در زماني که به عنوان سفيردر آذربايجان يا کشورهاي ديگر حضور داشته ام همواره به نحوي هماهنگي ها را با دقت بررسي مي کرديم و در مواردي با توجه به شرايط موجود با تقاضاي سفر مقامات مخالفت مي کرديم و براي سفر آنها زمان مناسب تري را مشخص مي کرديم. با توجه به مناقشه مابين ارمنستان و آذربايجان سفر وزير دفاع به ارمنستان بايد با دقت بيشتري برنامه ريزي و تنظيم مي شد. البته نحوه مناسبات دفاعي ايران با ارمنستان نيز جاي سوال دارد. در زماني که در آذربايجان فعاليت داشتيم شرايطي فراهم شد تا دوبار وزيران دفاع ايران و ارمنستان به تهران و ايروان سفر کنند و براي اولين بار مابين دو کشور سند همکاري نظامي به امضا رسيد. البته دعوت نامه سفر آقاي حداد عادل که به تعويق افتاد در زماني که به عنوان سفير در باکو حضور داشتم به تهران ارسال شد. تا چه اندازه گسترش مناسبات سياسي، نظامي ايران با ارمنستان منجر به دور شدن آذربايجان از حوزه سياست خارجي ايران خواهد شد؟براي حفظ منافع ملي بايد دقيق عمل کنيم به عنوان نمونه دردوره اي آذربايجان در سازمان ملل پيشنهادي را مطرح کرد که هياتي از سازمان ملل براي بازديد مناطق اشغالي از سوي ارمنستان فرستاده شود. آنها مدعي بودند که آثار باستاني تخريب شده و اجساد از زير خاک درآورده شده اند. در آن موقع بحثي مطرح شد که آيا از آنها حمايت کنيم؟ در آن شرايط جدولي تهيه کردم و پارامترهاي مشترکي که با آذربايجان وجود دارد مشخص کردم و بنا به اهميت حداکثر براي هر کدام عدد 10 را انتخاب کردم. در مجموع آذربايجان 128 امتياز به دست آورد ولي ارمنستان از 12 پارامتر مورد نظر حتي 6 پارامتر را هم نداشت و از 6 پارامتر باقي مانده نيز نمي توانستم حداکثر عدد 10 را در نظر بگيريم. وقتي به صورت رياضي بررسي کنيم، اولويت ها به طور کامل مشخص مي شود که بحث ظريفي است. اگر به آذربايجان سفر کنيد متوجه مي شويد که با تبليغاتي که صورت گرفته است 99/5 درصد از مردم آذربايجان از رابطه ايران با ارمنستان ناراحت هستند ولي درست يا غلط بودن اين ناراحتي بحث ديگري است. البته دشمنان نيز بر روابط ايران و ارمنستان تبليغ کرده اند و اشتراکات ايران و آذربايجان تحت تاثير قرار گرفته است.بايد اين مشکل افکار عمومي حل شود. در غير اين صورت در شرايطي که افکار عمومي يک کشور تا اين حد ناراحت است منجر به دو اتفاق مهم خواهد شد. يکي اين که روابط دو کشور با اين همه اشتراکات ضعيف مي شود و ديگر در قلب ها نفوذ نداريم. ديگر اينکه وقتي دولت باکو با اين همه نارضايتي مواجه مي شود در قبال گسترش روابط خود با ايران با ترديد عمل خواهد کرد. بنابراين اين ناراحتي يک واقيت است ولي براي آن برنامه اي تعريف نکرده ايم.در شرايطي به ضعف ديپلماسي کشور اشاره کرديد که عملکرد سياست خارجي دولت آقاي خاتمي نه تنها باعث بازگشت سفيران کشورهاي خارجي به ايران شد بلکه روابط کشورمان را با اتحاديه اروپا و کشورهاي همسايه و منطقه بهبود بخشيد. چرا دولت نهم ضمن تغيير اين استراتژي، مدعي است که ديپلماسي هجومي در دستور کار خود قرار داده است؟در حقيقت ديپلماسي آقاي خاتمي هجومي بود. به اين دليل که ديپلماسي تهاجمي به معني داد و فرياد نيست بلکه ايستادگي بر مواضع منطقي است تا منافع ملي را با اتکا به اقتدار ملي حفظ کنيم. البته به اين معني نيست که با تهاجم به طرف مقابل شرايط را خراب کنيم. سياست تنش زدايي و اعتماد سازي دولت آقاي خاتمي همان سياست تهاجمي بود که توانست بدون ايجاد حساسيت در مورد درياي خزر و حوزه اتمي دستاوردهاي زيادي داشته باشيم و سياست تهاجمي در زماني موثر خواهد بود که تمام پارامتر هاي قدرت را در اختيار داشته باشيم.استراتژي سياست خارجي کشورمان از دولت آقاي خاتمي که گفت و گو و انعطاف با غرب بود در دولت جديد تبديل به گفت و گو و عدم انعطاف شده است.سياست عدم انعطاف در ديپلماسي کشور تا چه اندازه موفق بوده است؟ در شرايطي منطق حکم مي کند که انعطاف يا عدم انعطاف داشته باشيم که وابسته به تعريفي است که ازمنافع ملي انجام شده است. در حقيقت درجه انعطاف را منافع ملي تعيين مي کند. نتيجه سياست هايي که تاکنون اتخاذ شده همگي قابل مشاهده است. در سياست دولت آقاي خاتمي سفيران اروپايي به ايران بازگشتند به اين دليل که فردي با بيشترين راي ملت ايران رييس جمهور شده است و بحث دوستي، همکاري و گفت و گوي تمدن ها را مطرح مي کند. پس حرفي براي مخالفت باقي نمي ماند و حتي اعلا م مي شود که با ملت آمريکا مشکلي نداريم و در مقابل شاهد عذرخواهي وزير خارجه آمريکا هستيم و يا اينکه آقاي کلينتون در سازمان ملل متحد به دنبال اين است که با آقاي خاتمي دست بدهد.جايگاه روسيه را در ديپلماسي کشور چگونه ارزيابي مي کنيد؟در بحث روابط با روسيه نبايد با افراط و تفريط عمل کنيم. بايد ضمن ارزيابي منافع مشترک، مشخص کنيم تا چه اندازه داراي تضاد منافع و از چه امتيازاتي در قبال کشور مقابل برخوردار هستيم. پس از ارزيابي اين پارامتر ها در روابط با هر کشوري ديگر مشکلي نخواهيم داشت. در ابتدا براي تحليل بايد تاريخ کنار گذاشته شود. به اين دليل که در گذشته همه اعم از فرانسه، انگليس، آمريکا و روسيه بر سر ايران کلا ه گذاشته اند. در زمان جنگ تحميلي با عراق، با کشوري مي جنگيديم که تمام سلا ح هاي آن روسي بود. بعد از فروپاشي روسيه در دوران يلتسين نيز روابط با روسيه برقرار بود ولي عمده ترين روابط در دوران رياست جمهوري پوتين به وجود آمد. در شرايطي که غرب وحتي شرق پيشرفته مانند چين و ژاپن بعضي از نيازمندي که داشتيم را به کشورمان نمي دادند به همين دليل روابط با روسيه را گسترش داديم و عدم رابطه با ديگران تبديل به ابزاري در دست روسيه شد. در بحث انرژي اتمي نيز وقتي آلمان و ژاپن کنار رفتند قرار شد روسيه اين نيروگاه را بسازد. اکنون چند سال است که افتتاح اين نيروگاه طول کشيده است و روسيه بهانه هاي مختلفي را مطرح کرده است. يک بار مدعي شد که ساختار نيروگاه غربي است و بايد به طور کامل تعويض شود و يک بار پول را بهانه مي کند. روسيه در قبال عدم ارتباط ايران با غرب با در دست داشتن کارت ايران مي تواند امتيازهاي فراواني از دو طرف دريافت کند. آيا به نظر شما حفظ شرايط موجود بهترين گزينه براي منافع روسيه به حساب نمي آيد؟در جواب کساني که معتقد هستند که روسيه خيلي وفاي به عهد مي کند پرونده نيروگاه اتمي بوشهر يک معيار است و براي اثبات آن بايد روسيه اين پروژه را تکميل کند. پس از قرارداد ساخت نيروگاه اتمي بوشهر، بحث آژانس انرژي اتمي مطرح شد و بحث سوخت هسته اي نيروگاه طولا ني شد به نحوي که هر چند جزو تعهدات ايران نبود ولي طبق قراردادي ايران متعهد به برگشت پس ماند سوخت هسته اي شد. اکنون ايران علي رغم ميل خود و براي رفع بهانه ازسوي روسيه هزينه برگشت پس ماند، انبار و فرآوري سوخت نيروگاه را بر عهده گرفته است ولي طي اين چند سال تاکنون پيشرفت فيزيکي نيروگاه بوشهر در حد امروز بوده است. همان موقع اعلا م کرده بودند که طي 6 ماه نيروگاه راه اندازي مي شود. تحليل صريح بنده اين است که روسيه بر سر نيروگاه اتمي بوشهر با آمريکا معامله کرده است و اگر غير از اين بود بايد نيروگاه تکميل مي شد. به عنوان يک ديپلمات و يک شهروند ايراني به روسيه مي گويم که اگراين نظر را رد مي کند نيروگاه بوشهر را تکميل کند. در صورتي که نيروگاه راه اندازي شد قبول مي کنيم که اشتباه کرده ايم. معتقدم که روسيه با آمريکا مذاکره کرده اند و روسيه قول داده است تا اعلا م نهايي پرونده هسته اي ايران در آژانس انرژي اتمي نيروگاه بوشهر را تکميل نخواهد کرد. البته اميدوارم اين تحليل اشتباه باشد. در شرايط فعلي نيز آقاي البرادعي طي گزارشي که ارائه کردند اعلا م مي کنند که سوالا ت هنوز باقي مانده است. معتقدم که در پشت صحنه البرادعي نيز با آمريکايي ها هماهنگ است و به نحوي حرکت مي کند که به او شک نکنند آمريکا به دنبال اين است که اين موضوع را مطرح کند که پس از اين همه ديپلماسي و حضور اتحاديه اروپا و روسيه مشکل ايران حل نشده است. هر چند پشت صحنه آمريکا باشد ولي بايد همکاري با آژانس را ادامه دهيم به اين دليل که هر اندازه همکاري ما بيشتر شود، آمريکا خلع سلا ح مي شود زيرا امکان ديوانگي آمريکا وجود دارد. هر چند همانند عراق حمله اي صورت نخواهد گرفت. در شرايطي که ايران در حال تهيه سوخت است روسيه اقدام به تکميل نهايي نيروگاه بوشهر نخواهد کرد. زيرا در صورتي که نيروگاه تکميل شود ايران مي تواند سوخت نيروگاه را تامين کند ولي آمريکا مي خواهد زماني نيروگاه را مورد حمله قرار دهد که سوخت وارد نيروگاه نشده است. تا وقتي نيروگاه تکميل نشده است آمريکا مي تواند مورد هدف قرار دهد که به اين معني است ديگر نيروگاهي وجود ندارد که ايران به دنبال سوخت هسته اي باشد. سپس اعلا م مي شود ايران وقتي دوباره نيروگاه احداث کرد بعد اقدام به تهيه سوخت هسته اي کند. هر چند که هم اکنون نيز اعلا م مي کنند که هيچ کشوري براي يک نيروگاه چرخه سوخت هسته اي به وجود نميآورد و اين کار اقتصادي نيست بلکه بايد چند نيروگاه در کشور وجود داشته باشد. اين موارد ادله و اهرمي براي فشار عليه ايران تبديل شده است. در نهايت بايد گفت که تصور اينکه روسيه با آمريکا درباره موضوع هسته اي ايران هماهنگي نکرده است يک اشتباه ديپلماتيک است. نبايد فراموش کنيم که در زماني که نظام جهان دو قطبي بود و دو ابر قدرت که رقيب و دشمن بودند ولي در پشت صحنه هماهنگي هايي را انجام مي دادند و حتي اگر لا زم مي شد بر سر موضوعي به توافق مي رسيدند. پس از فروپاشي شوروي، روسيه مجبور است در بعضي از موارد با آمريکا به توافق برسد و در مقابل براي افکار عمومي حرف هاي بزرگي را مطرح مي کند.