گزارش سه ماهه سياسی 31تير 1358

از اسناد بدست امده از لانه جاسوسی امریکا در جلد دوم چاپ انتشارات موسسه مطالعات پژوهش های سیاسی ص 78

از : سفارت آمريکا در تهران تاريخ : 22 ژوئيه 1979 ـ 31تير 1358

به : وزارت امور خارجه ـ واشنگتن دی.سی

رونوشت جهت سفارتخانه آمريکا در: ابوظبی، آنکارا، بغداد، ظهران، دوبی، اسلام‏آباد، جده، کابل،

کويت، لندن، منامه، مسکو، مسقط، پاريس، وی هينگان

محور سند : دولت موقت ايران

موضوع: گزارش سه ماهه سياسی

1ـ (تمام متن خيلی محرمانه است)

2ـ خلاصه: تحليل زير سعی در اندازه‏گيری کمی (ولو اينکه کاملاً دقيق نباشد) پيشرفت در جهت حل دوگانگی خلاف قاعده سيستم حکومتی ايران از انقلاب فوريه تاکنون دارد و اين دوگانگی بر اثر پيروزی غير منتظره و ناگهانی بودن انقلاب، به وجود آمده است. ما چنين می‏فهميم که عليرغم ظاهر بسيار عادی، دولت موقت ايران در تثبيت اقتدار سياسی خويش ناموفق بوده است. بخش غير رسمی (کميته‏های انقلاب و ملحقات آن) همچنان به پيشرفت (رشد) خود ادامه می‏دهند و البته به عنوان يک منبع قدرت موازی (با قدرت دولت) پيوسته قويتر می‏شوند. رشد ناآرامي‌های سياسی، ملازم اين وضع غير عادی امور بوده است.

در هفته‏های اخير، دولت موقت بيشترين توجه خود را به مراحل مربوط به قانون اساسی و دورنمای يک دولت انتخاب شده به وسيله مردم که تا اوايل پاييز تشکيل شود، به عنوان راه حلی برای معمايی که تاکنون از طرق ديگر موفق به حل آن نشده، معطوف کرده است. (پايان خلاصه)

3ـ اين گزارش سعی در ارزيابی موقعيت سياسی ايران، به عنوان يک جريان، با مشخصه‏های کمی دارد. انجام اين کار مشکلاتی سياسی در بر دارد که کمترين اين مشکلات، کمبود اطلاعات رسمی است که ممکن است برای ارزيابی روندها لازم شود. بلکه سوءظنی که در ايران امروز نسبت به کليه اعمال حکومت آمريکا وجود دارد و همچنين عدم امنيت عمومی در تمام مناطق کشور، تقريباً جمع آوری اطلاعات برای کارمندان سفارت را غير ممکن ساخته است، مگر در موارد خيلی نادر. معهذا پديده‏هايی وجود دارند که قابل اندازه‏گيری به طور کمی می‏باشند (حداقل به شکل تقريبی) و ما سعی کرده‏ايم با استفاده از اين اطلاعات، مدلی بسازيم که با آن به خوبی بتوانيم جريان سياسی را ارزيابی کنيم.

4ـ ارثی که انقلاب ايرانيان باقی گذاشت، سيستم دوگانه حکومت بود. بخش رسمی آن توسط بازرگان

و قسمت غير رسمی آن به وسيله آيت‏اللّه‏ خمينی رهبری می‏شود. بر طبق مدل (روش) ما، اين يک موقعيت غير عادی است و پيشرفت (بهبود) سياسی بايد اين طور تعريف شود: پيشرفت به سوی يک حکومت واحد که قابليت اداره امور ملت را داشته باشد. همچنين اين نيز پذيرفته شده است که مقدار ناآرامي‌های سياسی با پيشرفت به سوی يک حکومت معتقد، نسبت معکوس دارد. حوزه‏های بررسی شده (در اين گزارش) عبارتند از:

(الف) ـ حکومت رسمی

کابينه ،

حکومت استانی و محلی ،

دادگستری ـ قوه مجريه ،

آموزش ،

سياست و طراحی اقتصادی ،

رفاه عمومی ،

وسايل ارتباط جمعی ،

دفاع ملی ،

(ب)ـ جریان انقلابی

رهبری

کميته‏ها

دفاع اضطراری و نيروهای غير منظم

نظام دادگاههای انقلابی

(ج)ـ مخالفين سياسی

سازمان‌های چپ‌گرا

گروه‌های ميانه‏رو

تندروها ـ تروريست‌ها

اقليت‌های قومی

با استفاده از اين طبقه‏بندی ما قصد داريم هر سه ماه يک بار اين گزارش را تهيه کنيم.

5ـ حکومت

(الف) کابينه

وقتی که بازرگان و کابينه‏اش بر سر کار آمدند، چنين گمان می‏کردند که وظيفه آنها نظارت و رسيدگی به امور ملت و در ضمن آن تهيه قانون اساسی که تحت آن سرانجام دولت قانونی انتخاب می‏شد، است. اما دو مسئله اين گمان را درهم ريخت؛ اول آنکه وظيفه ايجاد يک چهارچوب حکومتی که دولت موقت از ابتدا تصوير آن را در ذهن داشت، بسيار پيچيده‏تر از آنکه رهبران جديد و بی‏تجربه فکر می‏کردند، از آب درآمد و مسئله دوم که مهمتر نيز هست، اين است که دولت موقت خيلی زود دريافت که اوقات زيادی را در جهت يکسانسازی منابع متضاد قدرت که ناشی از دوگانگی سيستم حکومت بود، صرف کرده است. در نتيجه حرکت به سوی انتخابات برای حکومت دائم، به کندی و به طور تصادفی انجام می‏پذيرفت (گواه اين مسئله رفراندوم جمهوری اسلامی در ماه مارس است)

با گذشت زمان از بهار به تابستان، بازرگان و يارانش دريافتند که شديداً در کوشش‌های بی‏ثمر برای اعمال قدرت در سطوح مختلف حکومت ملی ناتوان هستند. در حالی که روحيه کابينه بازرگان در حال خرد شدن بود، وزير دادگستری (مبشری) به دليل اينکه وجود دادگاههای انقلاب اعمال او را غير ضروری می‏نمودند، استعفا کرد. وزير امور خارجه (سنجابی) نيز (از دور) خارج شد؛ وزير دفاع ملی (مدنی) به يک مرتع سبزتر سياسی در نيروی دريايی و استان خوزستان ارتقاء پيدا کرد و مشاور نخست وزير، امير انتظام، ايران را به قصد اسکانديناوی ترک کرد. کوشش برای مهار قدرتهای غير رسمی نظامی ادامه دارد، گرچه عملی بی‏ثمر است. به نظر می‏رسد که دولت ايران توجه خود را به سمت مسئله قانون اساسی معطوف و ازاتلاف انرژی در درگيريها خودداری می‏کند. موقعيت کنونی نشان می‏دهد که فقط يک «دولت منتخب مردم» قادر است به مشکلات متعدد موجود بپردازد، که يکی از اين مشکلات همان سيستم دوگانه حکومتی غير رسمی است.

(ب) اداره استانی و محلی

دولت موقت ايران سريعاً استانداران اکثر 22 استان ايران را تعيين کرده است. تا ماه مارس اين مسئله مشخص بود که استانداران در اعمال قدرت در منطقه مأموريت خود در سطح استان، با مشکلات قابل توجهی مواجه بودند. تا پايان 8 ژوئن، استانداران در هفت استان کار خود را ترک کرده بودند. علت ترک کار يا قادر نبودن به انجام وظيفه به علت دخالت کميته‏های انقلاب بود و يا اينکه به وسيله همين کميته‏ها بيرون رانده شده بودند.

در سطح استانها، ساختمان اداری رژيم سابق، تقريباً دست نخورده باقيمانده بود. اين استخوان‌بندی در بيشتر استانها دليل از سر گرفتن خدمات اساسی از قبيل جمع‏آوری زباله و مسائل رفاهی واقعی به طورلاين‌قطع، به شمار می‏رود. نتيجتاً زندگی شهری فقط به صورت حاشيه‏ای از انقلاب تأثير پذيرفته است. در چنين موقعيتی نيز اقتدار واقعی در اداره محلی در دست کارمندان دولت نيست. بر عکس هرچه قدرت کميته‏ها بيشتر شود. سطح اداره دولت پايين می‏رود.

(ج) قوه مجريه و قضائيه

پليس راهنمايی اولين بخش از قوه مجريه رسمی ايران بود که بعد از انقلاب فوريه ظاهر شد. پليس

شهربانی خيلی آهسته‏تر شروع به اشغال دوباره کلانتري‌ها کرد. آنها اغلب اين گونه امکانات را با نيروهای شبه نظامی غير منظم شريک می‏شوند. گرچه دستوراتی که توسط افسران صادر می‏شود، توسط کميته‏های مستقر در کلانتري‌ها وتو می‏شوند و اين کميته‏ها اعضايشان به ندرت توسط پرسنل رسمی کنترل می‏شوند.

پليس عادی و حتی ژاندارمری به طور محدود اجازه حمل سلاح دارند و معمولاً تحت شرايط خاصی،

مانند نگهبانی از دفاتر دولتی.

موقعيت در استانها ممکن است کمی بهتر از تهران باشد. گرچه ظاهراً از محلی تا محل ديگر، مسائل فرق می‏کند. مثلاً مدت کمی پيش در شهر ساحلی چالوس، کارمندان رسمی سفارت مشاهده کردند که ژاندارمری و پليس شهری به طور عادی انجام وظيفه می‏کردند. اما در خرمشهر بی اثر بودن پليس در مهار نيروهای مسلح يکی از دلائل مهم ناآرامي‌های آن شهر بوده است.

اساساً وزارت دادگستری در حال احتضار است. امور قضائی که برای مردم اهميت زيادی دارند، درانحصار دادستانی انقلاب و دادگاه انقلاب می‏باشد که هر دو خارج از ساخت اداری دولت موقت بوده و به طور مستقل عمل می‏کنند. با وجود بيانيه‏های رسمی مبنی بر اينکه دادگاه‌های انقلاب با يک سيستم

دادگاه‌های ويژه به منظور محاکمه جرائم ضد انقلابی تعويض می‏شوند و پيش‏نويس قانون اساسی که

دستگاه قضائی را پيشنهاد می‏کند، دولت موقت به طور استثنائی در اعمال اقتدار خويش در اداره قضائی

ناموفق بوده است. علي‌رغم پيدايش تدريجی پليس و ژاندارمری، دولت موقت قادر به کنترل نبوده و

دستگيری توسط کميته‏ها و نيروهای مسلح غير رسمی صورت گرفته است. اگر چه پليس و ژاندارمری به مقرهايشان بازگشته‏اند، نقش آنها اساساً به عنوان نيروهای کمکی کميته‏ها و نيروهای مسلح شبه نظامی می‏باشد.

(د) آموزش

مدارس ابتدايی و دبيرستان‌ها مدت کمی بعد از سقوط دولت بختيار در فوريه باز شدند و علی‏رغم

مشکلاتی که بر اثر کوتاه کردن سال تحصيلی و سياسی شدن دانش‏آموزان به علت تجربه‏هايشان در

ماه‌های اخير، دولت موقت ايران می‏تواند از قدرت خويش در دوباره فعال کردن نظام مدارس عمومی

راضی باشد. ولی اين مسئله در برگزاری امتحانات پايان سال، کاملاً مشهود بود. (اين مسئله را بايد يادآور شد که امتحانات به علت مشکلات اداری، مدت زمانی بايد عقب می‏افتاد.) مشکلات بزرگی از قبيل کمبود معلم، امکانات ناکافی، مواد درسی متوسط، در آينده مطرح می‏شود. اما اينها در هر حادثه‏ای وجود داشته است.

در سطح دانشگاه‌ها، گزارش معتدل‏تر است. دانشکده‏ها در پايتخت، به خصوص دانشگاه تهران

همچنان بستر گرم فعاليت‌های سياسی هستند و کلاس‌های درس به تعداد کم تشکيل می‏شوند. حتی در

استان‌ها، جايی که مؤسسات آموزشی متعددی قادر به بازگشايی کلاسها در تاريخ نسبتاً زود بوده‏اند، به

علت رشد نارضايتی در ميان دانشجويان و هيئت استادان در هفته‏های اخير، تمايلی به اين کار وجود

نداشت. پاکسازی وسيعی در سطح استادان و دانشجويان و همچنين جنگ بين گروههای رقيب در سطح

دانشکده‏ها وجود داشته است.

(ه) سياست و برنامه‏ريزی اقتصادی

توانايی دولت موقت در راه اندازی صنعت نفت و دوباره به دست آوردن محصولات آن، بايد به عنوان يک عمل اساسی تلقی شود، گرچه بخش سوخت از مشکلات عاری نيست. دولت موقت در تبديل وجوه نفت به موجودی اقتصادی قابل استفاده، مشکلاتی را تجربه کرده است. اين مورد عدم توانايی دولت موقت در راه اندازی صنعت نفت، يقيناً باعث نابودی زودرس آن می‏شده. ولی درآمد نفت باعث کاهش ضربات عواقب سنگين انقلاب اقتصادی و اجتماعی شده است.

گزارش در مورد وضع اقتصادی دولت موقت بد است. کوشش‌ها در جهت تشويق صنايع در جهت توليد و يا حفظ منافع دراز مدت ملی از طريق به موازنه درآوردن و عادی کردن سريع روابط قراردادی پيچيده که توسط رژيم سابق با کشورهای خارجی و شرکتهای خصوصی بسته شده، به طور استثنائی عقيم مانده است. البته در زمينه اخير دولت موقت اغلب در اجتناب از دخالت منافع فرعی در روابط قراردادی به طرفی که شديداً مضر به منافع طرفين قرار داد باشد، ضعيف بوده است. در طرف مثبت قضيه، در روزهای اخير مقداری پيشرفت در تعيين و تصريح حق تقدم‌ها وجود داشته است و تعدادی مؤسسات تجارتی خارجی که به ايران باز می‏گردند، از استقبالی که از آنها به عمل آمده، خشنود شده‏اند، و در اين رابطه تسهيلاتی در دادن اجازه کار به پرسنل خارجی فراهم شده است.

دولت موقت سرانجام بودجه‏ای طرح کرده که کمتر از مقدار لازم است و از جهات زيادی با سياست‌های اعلام شده تناقض دارد (مثلاً در کشاورزی، آموزش، رفاه عمومی و راه‌ها). اين مسئله بايد فرض شود که روش سريع و فوری که در تدوين بودجه به کار رفته، بيانگر قدرت کنترلی است که برنامه‏ريزان اقتصادی دولت در زمينه‏های مربوط به خود دارا هستند.

سرانجام تصميم در مورد ملی کردن بانکها، بيمه و صنايع معينی که شايد تحت شرايط، غير قابل

اجتناب باشد، بيشتر نشان‌دهنده سياست غير مشخص اقتصادی در دولت موقت است تا عدم وجود آن.

(و) رفاه عمومی

برنامه‏های رفاهی دولت تحت تأثير نتايج اعمال اقتصادی که در خلاف جهت رژيم سابق انجام شده و همچنين فرار مغزها، از قبيل مهارت‌های تکنيکی و مديريت است. بيکاری و کم کاری و اشتغال به کار غير توليدی مرضی است که شايد اکثريت مطلق نيروی کار را در بر گرفته باشد. پاسخ دولت به اين مشکل مسکن بوده و نه به طور علاج بخش. مثلاً دولت ايران هيچ برنامه‏ای برای حل مشکلات عظيم کارگری ندارد، در عوض در مواجهه با آنها روش تسکين و ارضای بيکاران را ترجيح می‏دهد و بر کارفرمايان فشاروارد می‏کند که تعداد حداکثر ممکن کارکنان را در استخدام خود نگهداشته و به آنان حقوق بدهند، چه کار برای آنها موجود باشد و چه نباشد. در بهترين شکل اين کار ممکن است فرصتی برای تدوين سياست کاری مؤثری را به دست بدهد و در بدترين حالت فقط روز تسويه حساب را به تأخير می‏اندازد.

(ز) وسايل ارتباط جمعی

دولت موقت ايران، از طرف قم تحت فشار شديد برای مهار و کنترل مطبوعات است. از انقلاب فوريه تاکنون روزنامه‏های مستقل و دست چپی مانند پيغام امروز و آيندگان، آماج حملات و تهديدها، به انزوا کشانيدن و دشمنی آشکار بوده‏اند. تازه‏ترين حادثه حمله به دفتر آيندگان در خرمشهر و آبادان است. در اجتماعی که توسط هواداران آيت‏اللّه‏ خمينی در هفده ژوئيه برگزار شد، روزنامه‏های ضد انقلابی شديداً محکوم شدند و در نتيجه اين فشارها دولت ايران (وزارت ارشاد ملی) در موقعيت بدی برای تهيه قانون مطبوعات قرار گرفته است. اشخاص زيادی از آن دسته که از انقلاب اسلامی حمايت نمی‏کنند، اين مسئله را تجاوز به آزادي‌های مطبوعات قلمداد کرده و در نتيجه آن را محکوم می‏کنند.

آنچه که مؤيد نفوذ بخش غير رسمی دولت در روزنامه‏ها است، آغاز به کار بعضی از آنها که منتسب به شخصيت‌های مهم مملکتی هستند (مثلاً روزنامه جمهوری اسلامی، منتسب به محمد بهشتی رئيس حزب جمهوری اسلامی و روزنامه انقلاب اسلامی منتسب به بنی صدر، اقتصاددان اسلامی) می‏باشد. در اين رابطه پديده ديگری که روز به روز ممکن است مهمتر شود، کنترل مالی و مديريت بعضی روزنامه‏ها توسط اطرافيان خمينی است؛ مانند روزنامه کيهان، که توسط گروه مافيايی بازاری انجام گرفته است.

راديو و تلويزيون از انقلاب فوريه تاکنون تحت نظر شديد يکی از نزديکان خمينی، صادق قطب زاده است. راديو و تلويزيون وسيله مهمی در دست قم برای اسلاميزه کردن برنامه‏ها است. عليرغم انتقادات فراوان به روش قطب زاده و محتوای برنامه‏های تلويزيون، تصميم قم مبنی بر اسلامی کردن برنامه‏ها، با ظاهر شدن يک ملا بر صفحه تلويزيون در کنار قطب زاده و با تعيين يک هيئت نظارت از طرف تيم‌های اسلامی سخت گير، تأکيد شده است. مسئولين دولت ايران، منجمله وزير امور خارجه يزدی، و مشاورنخست وزير، امير انتظام، اظهار داشته‏اند که دولت علي‌رغم پرداخت مخارج راديو و تلويزيون، هيچگونه کنترلی بر آن ندارد.

(ح) دفاع ملی

ارتش به کندی برای ترميم ضرباتی که در طی انقلاب خورده، تقلا می‏کند، رهبری جديد، چه داخل وچه خارج خدمت، در مورد طرحی جامع برای نيروهای مسلح صحبت کرده که طی آن تعداد نيروها نسبت به زمان شاه کمتر خواهد شد. معهذا با همين کاهش‌هايی که تا کنون صورت گرفته، نيروهای مسلح، به خصوص نيروی زمينی در پر کردن کليه واحدهايش، با اشکالات فراوانی مواجه شده است. مثلاً سطح سربازگيری در نيروی زمينی ممکن است که بيش از 50 درصد احتياجات جديد تقليل يافته، نباشد. گزارش در مورد نيروهای هوايی و دريايی بهتر است اما در آنجا نيز اشکالاتی وجود دارد. به طور مثال تقريباً 000/14 همافر نيروی هوايی شديداً سياسی شده‏اند و مشکلات در سر راه بازسازی ايجاد می‏کنند، به جای آنکه هسته‏ای برای انجام آن به وجود آورند.

گروه افسران ارشد تارومار شده‏اند (مثلاً نيروی دريايی فقط سه افسر دريايی در خدمت دارد و نيروی هوايی با يازده تيمسار در موقعيت بهتری قرار دارد).

افسران کم تجربه‏ای که اکنون پست‌های حساس را اشغال کرده‏اند، اغلب توسط کميته‏های ارتش در

نشان دادن توانايی رهبری عقيم شده‏اند. گروه اخير که تاکنون سکوت و انعطاف پذيری عجيبی از خود

نشان داده است، اکثراً تحت سلطه همافران و افسران معلق و کسانی با درجه پايين که قرار است که در

ارتش استخدام شوند بوده و مهمترين تصميمات ارتش را سخت تحت تأثير قرار می‏دهند. ظاهراً در

هفته‏های اخير قدری بهبود در بعضی واحدهای ارتش وجود داشته و بعضی از فعاليت‌های جاری از قبيل بازرسی، مانور و غيره از سرگرفته شده است. اما در حال حاضر ارتش ايران بيشتر يک مفهوم ذهنی است تا يک واقعيت خارجی. در حال حاضر آنها قادر نيستند يک عمليات منسجم اساسی را برای دفاع از کشورشان رهبری کنند.

6ـ جریان انقلابی

(الف) رهبری

رهبری خمينی بدون هيچ مقابله جدی باقی می‏ماند. انتقادها بی شمار گروه‌های مخالف که تازه شروع به کار کرده‏اند، تاکنون بی اثر بوده است. همچنين قدرت شورای انقلاب که چهره‏اش نامشخص است، رو به رشد می‏باشد. در حالی که از ابتدا به نظر می‏رسد که فقط نقش مشاوره‏ای مبهمی داشته باشد. در هفته‏های اخير شورای انقلاب به عنوان يک نيمه قانونگذار عمل کرده است. اکنون همه مسائل معمولی دولت برای تصويب نهايی به شورای انقلاب می‏رود.

(ب) کميته‏ها

نارضايتي‌های عمومی از کميته‏های انقلاب بسيار بیشتر از رهبری حرکت انقلابی است و بدون شک برمبنای تماس‌های مستقيم با آنها، واقعاً بر روی همه ايراني‌ها تأثير می‏گذارد. تعداد دفعاتی که شهروندان ايرانی در مخالفت با کميته‏ها در کنار دولت قرار گرفته‏اند، رو به افزايش است. گرچه اين روزها اين گونه مخالفت‌ها بی نتيجه است. در موقعيت‌های گوناگون دولت ايران اعلام کرده است که طرحی برای ادغام کميته‏ها و يا به نحوی يکی کردن آنها با نيروهای موجود دولتی دارد، اما تاکنون کميته‏ها موفق شدند در مقابل تمام کوشش‌هايی که به منظور مهار قدرتشان انجام گرفته، مقاومت کنند.

رقابت‌ها ميان کميته‏ها رو به تزايد است و سرانجام ممکن است اين مسئله نقطه ضعفی برای آنها باشد. آنها هميشه نسبت به اختيارات قانونی يکديگر حسادت می‏ورزند و همراه با محکم شدن موقعيتشان، چشم و هم‌چشمی‏ها رو به تزايد دارند.

(ج) نيروهای مسلح شبه نظامی و نيروهای پراکنده (غير منظم) گروه‌های مسلح بسيار کمتر از ماه‌های پيش قابل رؤيت هستند. تعداد بسيار کمی از آنها خارج از کميته‏های مختلف و يا رهبری سازماندهی شده‏ای که در آن قرار دارند، می‏باشند. پاسداران انقلاب که نيروهای شبه نظامی انقلاب هستند، چنان در حال رشد هستند که ممکن است از نيروهای ارتشی پيشی بگيرند. اين پاسداران بودند (اکثر آنها از تهران آمده بودند) که سهمی بيشتر از ارتش در به وجود آوردن صلحی موقت پس از چند روز جنگ[طرفدران شبیر خاقانی] در خرمشهر در تاريخ اوائل ژوئن داشتند و نمايش قدرت آنان در رژه روز پاسداران در 28 ژوئن بسيار مؤثرتر ازارتش که دو مورد قبل از آن به اجرا در آورد، بود.

رقابتها و چشم و هم‌چشمی‏ها در ميان شبه نظاميان کميته‏ها (که غير از پاسداران هستند) و گروه‌های

مسلح که همچنان فعالند، رو به تزايد است. پس از آنکه تيراندازي‌ها رو به نقصان گذاشت، حمله به مقر افراد اين گروهها در روزهای اخير افزايش يافته است. نيروی غير منظم امنيتی سفارت با کينه ورزی شديدی نسبت به مجاهدين خلق عمل می‏کند و قبلاً نيز زد و خوردی مسلحانه بين آنان صورت گرفت.

(د) نظام دادگاه‌های انقلاب

ظاهراً برای موقعيت‌های فوق‏العاده (مثلاً محاکمه و تنبيه همکاران رژيم گذشته) به وجود آمده است. ولی دستگاه دادگاه‌های انقلاب به صورت بخش لاينفک جريانات سياسی ايران بعد از انقلاب درآمده است.

در حالی که کليه کسانی که تاکنون محاکمه شده‏اند، به طريقی با رژيم پهلوی رابطه داشتند، معنای

همکاری رژيم گذشته روز به روز گسترده‏تر می‏شود. همچنين دادگاه‌ها گاه‌گاهی مواردی را که صرفاً

جنايی بوده‏اند، رسيدگی کرده‏اند. دادگاه‌ها به طور محسوسی استقلال خود را نشان داده‏اند و کوشش‌هايی

(از هر ناحيه می‏خواهد باشد) را که برای مهار (از هر ناحيه می‏خواهد باشد) را که برای مهار قدرتشان

انجام می‏شود، با اعدام چهارده نفر در 48 ساعت اول بعد از اعلام عفو عمومی اخير به خواری کشانيدند.

7ـ مخالفان سياسی

(الف) سازمانهای چپ‌گرا

چپي‌ها به طور جدی تجزيه شده‏اند. يکی از دو سازمان اصلی دست چپی، حزب توده که سر سپرده

مسکو است، در حال حاضر به طور حاشيه‏ای به جمهوری اسلامی اظهار خدمت می‏کند و شفاهاً به رهبری خمينی وفادار است. گروه ديگر، فدائيان خلق، پس از مدتی که سعی در حفظ ظاهر جبهه متحدی با ديگر سازمانهای غير مارکسيستی داشت، اعلام کرد که دوباره مخفی خواهد شد.

(ب) گروه‌های ميانه‏رو

سازمانهای غير مارکسيست، اما قطعاً ضد مذهب، از ارشاد مذهبی متعصبانه روحانيت سخت‌گير،

شديداً انتقاد می‏کنند. گرچه اين گروهها از اعتراض در برابر خمينی اکراه دارند و مانند حزب توده به طور حاشيه‏ای اظهار خدمت به جمهوری اسلامی می‏کنند، اما مکرراً در مورد محدوديت آزادي‌های شخصی وحقوق فردی در بينش سياسی خمينی صحبت می‏نمايند. روحانيت ميانه‏رو و همپيمانان آنها در بازار،چگونگی عملی بودن حکومت الهی را مورد سؤال قرار داده‏اند و اگر چه نسبت به ضد مذهبی‌ها در اعتراض به خمينی، اکراه بيشتری به خرج می‏دهند، سرانجام ممکن است تأثير بيشتری بر شکل سياسی آينده ايران نسبت به ضد مذهبي‌ها داشته باشند.

(ج) تندروها و تروريستها

موج تروريسم که با قتل رئيس ارتش، قرنی، شروع شد، هنوز فرو ننشسته است. روزنامه‏ها خبر

سوءقصدها به شخصيت‌های مهم که اکثر آنها روحانيون در ارتباط با خمينی و جنبش اسلامی بودند، که او آن را رهبری می‏کند، انتشار داده‏اند. اما هيچ اطلاعاتی در مورد تعداد تلفات اين حملات که اکثراً در شب انجام می‏گيرد، در دست نيست. اگر چه اطلاعات به آسانی قابل دسترسی نيست، ولی عموماً مشاهده می‏شود که سطح کلی خشونت در چند هفته اخير افزايش يافته است.

(د) اقليتهای قومی

نا آراميها به طور واقعی در ميان اقليتهای قومی ايران افزايش يافته است. کردستان و خوزستان مانند بشکه باروتی هستند که هر لحظه ممکن است منفجر شوند. سرزمين ترکمن صحرا به طور حاشيه‏ای آرام است. سروصدای شوم در ميان قبايل بدوی فارس بلندتر شده است و دولت موقت ايران به طور واضح در مورد بلوچستان نگران می‏باشد.

8 ـ (نتايج)

برمبنای ميزانهای مطلق، جريان صحنه ايرانيان سراسر سرد نيست. به عنوان اولين نتيجه انقلاب،

مملکت ايران به هرج و مرج و بی‏نظمی اقتصادی و سياسی کامل، کشيده نشده. البته دولت ايران و

کميته‏های انقلاب توانسته‏اند شرايطی به وجود بياورند که ظاهر اوضاع بسيار عادی جلوه کند. تلفن کار

می‏کند، آب جريان دارد، چراغها روشن می‏شوند، نفت توليد می‏شود، بازارها باز هستند، کشاورزها رو به سوی مزارع دارند و ترافيک به بدی هميشه است.

بر طبق گزارش مقطعی بالا، دولت ايران در تثبيت قدرت خويش، به طور کامل در بيشتر زمينه‏هايی که سياسی شمرده می‏شوند، شکست خورده است. پنج ماه بعد از انقلاب، سيستم حکومتی غير رسمی به همان قدرت و پا بر جايی هميشه است. هيچ پيشرفت مهمی در جهت حذف دوگانگی سيستم حکومت که نتيجه ناگهانی بودن انقلاب و پيروزی غير منتظره فوريه می‏باشد، صورت نگرفته است. عدم موفقيت در اين مورد، برطبق پيش‏بينی ما، توأم با رشد نا آرامي‌های سياسی بوده است.

اخيراً به نظر می‏رسد که دولت موقت تاکتيک‎های خود را در برخورد با معمائی که توسط سيستم قدرت سياسی رقيب (منظور سيستم حکومتی غير رسمی) به وجود آمده، تغيير داده است. دولت موقت ايران بيش از سعی در جذب کميته‏ها و عناصر حکومتی غير رسمی، عموماً وجود آنها را ناديده گرفته است و توجه خود را به جريان قانون اساسی که دولت جديدی را احتمالاً تا اوائل پائيز به روی کار خواهد آورد، معطوف کرده است. به نظر می‏رسد دولت ايران در مورد موفقيت يک دولت منتخب مردم در زمينه‏هايی که او شکست خورده، قانع شده است. البته وزير امور خارجه، دکتر يزدی، به چارلز ناس گفته که کميته‏های انقلاب روزی که دولت جديد منصوب شود، از دور خارج خواهند شد. اين گفته در نظر ما خوش‏بينی بيهوده‏ای است، اما اثر عملی اين گونه مواضع حداقل طی يک زمان کوتاه، ادامه وقفه سياسی خواهد بود.

لينگن