یک "سه گانه هسته ای" متشکل از ایالات متحده، روسیه و چین می تواند تفاوت ایجاد کن

همانطور که دنیا درگیر ترامپی‌ها - کاهش خدمات عمومی، جنگ تعرفه‌ها و سرزنش مهمانان کاخ سفید- شده است - ممکن است نادیده گرفته باشیم که رئیس‌جمهور ایالات متحده دوباره اعتقاد چند دهه‌ای خود را مبنی بر اینکه می‌تواند برای خلاص کردن جهان از سلاح‌های هسته‌ای به توافق برسد، نادیده گرفته باشد .

حتما نه؟ همان رئیس جمهوری که در دوره اول خود توافق شش جانبه سلف خود برای مهار برنامه هسته ای ایران را نابود کرد ؟ و حالا ایران را تهدید به بمباران می کند؟

همان رئیس‌جمهوری که تحقیر سازمان‌های چندجانبه، شبح تضعیف آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را برمی‌انگیزد – حتی در شرایطی که آژانس همچنان به تضمین امنیت تأسیسات انرژی هسته‌ای آسیب‌دیده اوکراین ادامه می‌دهد؟ و از نزدیکی طرح و کشنده بودن برنامه هسته ای لجام گسیخته کره شمالی را می داند؟

همان رئیس‌جمهوری که به وزارت کارآیی دولت خود اجازه داده است تا توپ ویرانگری را به اداره امنیت ملی هسته‌ای ببرد، حتی در زمانی که دانشمندان و مهندسان آن تلاش می‌کنند تا دستگاه‌هایی را ارتقا دهند که زرادخانه هسته‌ای ایالات متحده را ایمن و ایمن نگه می‌دارد؟

با این حال، همانطور که رز گوتمولر، کارشناس هسته‌ای آمریکایی اخیراً در جریان سفر به استرالیا و در سخنرانی در موسسه لوی ، بیان کرد ، ممکن است دریچه‌ای از فرصت در میان آسیب‌های جهانی باز شود.

ترامپ نه تنها نسبت به تهدید ناشی از در اختیار داشتن تسلیحات هسته‌ای، بلکه همچنین ضایعات مربوط به نگهداری آن‌ها، دیدگاه ضعیفی دارد. او در فوریه بلافاصله پس از بازگشت به دفتر گفت : «همه ما پول زیادی را خرج می‌کنیم که می‌توانیم آن را برای چیزهای دیگری خرج کنیم که در واقع، امیدواریم که بسیار سازنده‌تر باشند».

همانطور که گوتمولر داستان را تعریف می کند، ترامپ به عنوان یک غول املاک در دهه 1980 نیویورک، یک بار مجبور شد از معاون رئیس جمهور جورج اچ دبلیو بوش بخواهد تا به او اجازه دهد تا درباره «معامله» کاهش تسلیحات استراتژیک با روسیه مذاکره کند.

گوتمولر معاون وزیر امور خارجه باراک اوباما در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین‌الملل و سپس معاون دبیرکل ناتو بود. او تخصص عمیقی دارد و در مورد آخرین معاهده محدودیت تسلیحات هسته ای آمریکا و روسیه به نام استارت جدید مذاکره کرده است و توانایی در هم تنیدن از میان انبوه های سیاسی را دارد. این که گوتمولر ارزیابی می کند ترامپ ممکن است یک بار دیگر تلاش کند تا جهان را از شر سلاح های هسته ای خلاص کند، ارزش توجه زیادی را دارد. ترامپ در اولین دوره ریاست جمهوری خود نتوانست به طور جدی با روسیه بر سر یک معاهده کنترل هسته ای تعامل کند (استارت جدید در سال 2026 منقضی می شود)، یا در تأثیرگذاری بر "دوست" رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون که زرادخانه اش به طور تصاعدی افزایش یافته است. ترامپ نیز جایگزینی برای توافق هسته ای اوباما با ایران پیدا نکرد. اما نکته این است که او به هر کدام علاقه شخصی داشت.

ترامپ ممکن است دوباره تلاش کند. اما او این کار را در مواجهه با پوتین متخاصمی انجام می‌دهد که تهدید کرده است که یک بمب هسته‌ای روی اوکراین پرتاب می‌کند - چیزی شبیه به آن از زمان بحران موشکی کوبا شنیده نشده بود. علاوه بر این، طبق برآوردهای ایالات متحده، چین ممکن است تا سال 2035 دارای 1500 کلاهک هسته ای با سیستم های تحویل در کلاس جهانی باشد - موشک، هواپیمای بمب افکن و زیردریایی .

روسیه و ایالات متحده چندین دهه است که کار راستی‌آزمایی جهانی را رهبری کرده‌اند، اما با شفافیت در این فرآیند دقیق، اعتماد در میان سایر متحدان و شرکا افزایش می‌یابد.

گوتمولر پیشنهادی برای پیشبرد مذاکرات با روسیه دارد. ممکن است در نهایت از خلع سلاح هسته‌ای کامل کوتاهی کند، اما منطق و رویکرد روشمند او - مبتنی بر دانش و تجربه لایه‌های عمیق مذاکره با روس‌ها - قانع‌کننده است:

"سه گانه هسته ای" ایالات متحده، روسیه و چین می توانند در مسیرهای موازی برای پیشبرد کاهش های هسته ای (ایالات متحده و روسیه) و تضمین "اقدامات کنترل هسته ای" (چین) کار کنند.

ایالات متحده و روسیه به طور علنی به جهان اطمینان خواهند داد که به کلاهک هسته ای مستقر شده استارت جدید که هر کدام حدود 1550 دستگاه و هر کدام 800 وسیله نقلیه تحویلی است، پایبند خواهند بود.

در همین حال در طول یک دهه - چنین مذاکراتی سال ها طول خواهد کشید - کل زرادخانه چین می تواند در دسترس 1500 کلاهک هسته ای باشد، مستقر شده و مستقر نشده باشد.

بنابراین، این سه به برابری نزدیک‌تر خواهند بود، اگرچه زرادخانه‌های ایالات متحده و روسیه، شامل کلاهک‌های مستقر و غیر مستقر و وسایل نقلیه تحویلی، بیشتر خواهند بود - بنابراین به ایجاد تعادل استراتژیک که تحت معاهدات متوالی محدود کردن تسلیحات دوجانبه از زمان اوج جنگ سرد، زمانی که ذخایر آنها بیش از 32000 و 600 نفر از روسیه بود، ادامه می‌دهند.

حسابداری، کاهش و محدودیت های کلاهک ها و سیستم های تحویل باید مستلزم تأیید این باشد که کشورهای مربوطه آنچه را که وعده داده اند انجام داده اند. روسیه و ایالات متحده چندین دهه است که کار راستی‌آزمایی جهانی را رهبری کرده‌اند، اما با شفافیت در این فرآیند دقیق، اعتماد در میان سایر متحدان و شرکا افزایش می‌یابد. اگرچه بعید است که دیگران برای پیوستن به آن دعوت شوند، اقدامات روسیه و ایالات متحده می‌تواند شرایطی را برای چین ایجاد کند - با رسانه‌های دولتی که قبلاً ادعا می‌کردند سیلوهای هسته‌ای آن از فضا قابل مشاهده هستند در واقع «آسیاب‌های بادی» هستند - تا استنباط کنند که زمان شفاف‌تر شدن فرا رسیده و پایبندی خود به کنترل‌های کافی فرا رسیده است.

گفتگوها در مورد معاهده جایگزین استارت جدید نیز می تواند به موازات روند توقف جنگ در اوکراین امکان پذیر باشد.

دستیابی به این مراحل یک جریان الکتریکی را به دنیای ناظران هسته ای ارسال می کند. اظهار نظر در اروپا، ژاپن و کره جنوبی در امتداد خطوطی رشد می کند که قبلاً غیرقابل تصور بود - اینکه کشورهای آنها باید سلاح های هسته ای خود را بسازند تا هرگونه خلأ در ضمانت بازدارندگی هسته ای گسترده ایالات متحده برای متحدان خود را پر کنند. گروه سه گانه به زمزمه های سایر کشورهای دارای سلاح هسته ای پرداخت که آنها برای ساختن زرادخانه های خود به آن نیاز دارند.

امیدهای ایده آلیستی از ویژگی های این طرح نیست. ارزش‌ها و اخلاقیات حرف اول را نمی‌زنند. در عوض، گوتمولر ارزیابی دقیقی از منافع اساسی هر یک از سه کشور ارائه می دهد. نکته مهم این است که ایالات متحده، روسیه و چین همگی به این باور پایبند هستند که سلاح‌های هسته‌ای یک تهدید وجودی برای بشریت است.