معرفی و برررسی کتاب جشن بُز نَر
این کتاب رمانی است که توسط ماریو بارگاس یوسا برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 2000 منتشر شد داستان این کتاب در جمهوری دومینیکن در آمریکای مرکزی می گذرد دومین رمان از بارگاس یوسا است که روایت اصلی داستان در خارج از کشور پرو اتفاق می افتد. تم اصلی داستان درباره ترور رافائل تروخیو، دیکتاتور دومینیکن ، و عواقب آن را از دو دیدگاه متمایز از یک نسل است . در طول و بلافاصله پس از ترور، در ماه مه 1961. و سی و پنج سال بعد، در سال 1996. این رمان در سراسر جهان، بازتاب گسترده ای داشت چرا که روایتگر دوران اوج دیکتاتوری در دومینیکن ، در دهه 1950، و اهمیت آن برای این جزیره آمریکای مرکزی و ساکنان آن وجود دارد.
این رمان سه خط داستانی در هم تنیده را دنبال می کند. اولین مورد مربوط به زنی به نام اورانیا کابرال است که پس از مدت ها غیبت به جمهوری دومینیکن بازگشته است تا پدر بیمار خود را ملاقات کند. در نهایت، او قبل از بازگو کردن یک راز طولانی مدت برای عمه و پسرعموهایش، حوادث دوران جوانی خود را به یاد می آورد. خط داستانی دوم بر آخرین روز زندگی تروخیو از لحظه بیدار شدنش به بعد تمرکز دارد و حلقه درونی رژیم را که زمانی پدر اورانیا به آن تعلق داشت به ما نشان می دهد. رشته سوم قاتلان تروخیو را به تصویر می کشد، که بسیاری از آنها قبلاً از وفاداران دولت بودند، در حالی که اواخر آن شب منتظر ماشین او هستند. پس از ترور، این خط داستانی آزار و شکنجه قاتلان را به ما نشان می دهد. هر یک از جنبه های طرح کتاب دیدگاه متفاوتی را در مورد محیط سیاسی و اجتماعی جمهوری دومینیکن، در گذشته و حال نشان می دهد.
مارپیچ نزولی رژیم، ترور تروخیو و پیامدهای آن از چشم خودی ها، توطئه گران و زنی میانسال که به گذشته نگاه می کند به خوانندگان نشان داده می شود. بنابراین، این رمان تصویری زیبا از قدرت دیکتاتوری است، از جمله تأثیرات روانی و تأثیر درازمدت آن. مضامین رمان شامل ماهیت قدرت و فساد و رابطه آنها با انحراف جنسی در جامعه ای به شدت سلسله مراتبی با نقش های جنسیتی شدید است. حافظه و فرآیند به خاطر سپردن نیز موضوع مهمی است، به ویژه در روایت اورانیا که او دوران جوانی خود را در جمهوری دومینیکن به یاد می آورد. داستان او (و کتاب به طور کلی) زمانی به پایان می رسد که او حوادث وحشتناکی را که منجر به ترک کشور در سن 14 سالگی شد، بازگو می کند.
وارگاس یوسا عناصر داستانی و رویدادهای تاریخی را در هم آمیخته است: این کتاب یک مستند نیست و خانواده کابرال، برای مثال، کاملاً تخیلی است. از سوی دیگر، شخصیتهای تروخیو و قاتلان تروخیو برگرفته از سوابق تاریخی هستند. وارگاس یوسا حوادث تاریخی واقعی از وحشیگری و ظلم را در داستان های این افراد می بافد تا ماهیت رژیم و واکنش هایی را که برانگیخته است روشن کند. به قول بارگاس یوسا، "این یک رمان است، نه یک کتاب تاریخی، بنابراین من آزادی های بسیار زیادی را در نظر گرفتم. من به حقایق اساسی احترام گذاشته ام، اما بسیاری از چیزها را تغییر داده ام و تغییر شکل داده ام تا داستان را متقاعد کننده تر کنم - و اغراق نکرده ام."
جشن بز تا حد زیادی نقدهای مثبتی دریافت کرد و چندین منتقد درباره توصیف کتاب از رابطه بین جنسیت و قدرت و همچنین توصیفات گرافیکی رویدادهای خشونت آمیز اظهار نظر کردند. این به عنوان یک کاوش قدرتمند در مورد جنایات مرتبط با دیکتاتوری و گواهی بر خطرات قدرت مطلق توصیف شده است. نسخه سینمایی این رمان در سال 2005 با بازی ایزابلا روسلینی ، پل فریمن و توماس میلیان منتشر شد
پس زمینه جشن بز تنها دومین رمان از بارگاس یوسا است که در خارج از پرو روایت می شود (اولین رمان جنگ پایان جهان است). همچنین غیرعادی است زیرا اولین باری است که یک قهرمان زن دارد: همانطور که منتقد لین والفورد درباره شخصیت اصلی در جشن بز و همچنین کتاب بعدی وارگاس یوسا به نام راه بهشت می نویسد، "هر دو کاملاً شبیه هیچ یک از شخصیت های زن دیگر در رمان های قبلی او نیستند". مردم جشن می گیرند و تمام راه را برو برای جشن بز سی ام اردیبهشت -"آنها بز را کشتند" مرنگ دومینیکن - اشعار از Mataron al Chivo، همانطور که در ابتدای رمان نقل شده است. این رمان به بررسی رژیم دیکتاتوری رافائل لئونیداس تروخیلو مولینا در جمهوری دومینیکن می پردازد. به گفته مورخ اریک روردا، تروخیو "یکی از تاثیرات قوی در تاریخ دومینیکن و کارائیب" بود که در طول سی و یک سال بین تصرف قدرت در سال 1930 و ترورش در سال 1961، "یکی از بادوام ترین رژیم های قرن بیستم" را رهبری کرد.[4] تروخیلو در طول اشغال جزیره توسط ایالات متحده، با سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آموزش دیده بود و در سال 1921 از آکادمی نظامی هاینا فارغ التحصیل شد.[4] پس از خروج ایالات متحده در سال 1924، او رئیس پلیس ملی دومینیکن شد که تحت فرمان او به ارتش ملی دومینیکن و "پایگاه قدرت عملا خودمختار" شخصی تروخیو تبدیل شد.[5] تروخیو فقط از 1930 تا 1938 و از 1942 تا 1952 رسماً دیکتاتور بود، اما در تمام مدت در قدرت مؤثر باقی ماند. اگرچه رژیم او به طور گسترده ای ملی گرا بود، دانیل چیروت اظهار می کند که او "هیچ ایدئولوژی خاصی" نداشت و سیاست های اقتصادی و اجتماعی او اساساً مترقی بود.[6] عنوان رمان برگرفته از مرنگ محبوب دومینیکن Mataron al Chivo ("آنها بز را کشتند") است که به ترور تروخیو در 30 مه 1961 اشاره دارد.[7] Merengue سبکی از موسیقی است که توسط ایکو لورا در دهه 1920 ایجاد شد و به طور فعال توسط خود تروخیلو ترویج شد. اکنون به عنوان موسیقی ملی کشور در نظر گرفته می شود.[8] منتقدان فرهنگی جولی سلرز و استفان راپ درباره این مرنگ خاص اظهار میکنند که با تصور کردن دیکتاتور بهعنوان حیوانی که میتوان آن را به خورش تبدیل کرد (همانطور که اغلب با بزهایی که در بزرگراههای جمهوری دومینیکن مورد ضرب و شتم قرار میگیرند اتفاق میافتد)، این آهنگ «به کسانی که اجرا میکردند، گوش میدادند و میرقصیدند، این حس را به آنهایی داد که سه سال بر او تسلط ندارند.» یوسا اشعار ماتارون آل چیوو را در ابتدای رمانش نقل می کند. خلاصه طرح روایت رمان به سه رشته مجزا تقسیم می شود. یکی از آنها بر روی Urania Cabral، یک شخصیت خیالی دومینیکن متمرکز است. دیگری با توطئه گران درگیر در ترور تروخیو سروکار دارد. و سومی بر خود تروخیلو تمرکز دارد. این رمان به طور متناوب بین این خط های داستانی، در حالی که از سال 1961 تا 1996 به این سو و آن سو می پرد، با فلاش بک های مکرر به دوره های قبل از رژیم تروخیو می چرخد. جشن بز با بازگشت اورانیا به زادگاهش سانتو دومینگو آغاز می شود، شهری که در زمان قدرت تروخیلو به سیوداد تروخیلو تغییر نام داده بود. این داستان تا حد زیادی درونگرا است و به خاطرات اورانیا و آشفتگی درونی او در مورد رویدادهای قبل از خروج او از جمهوری دومینیکن سی و پنج سال قبل می پردازد. اورانیا در سال 1961 با ادعای اینکه قصد دارد زیر نظر راهبههایی در میشیگان تحصیل کند، از رژیم در حال فروپاشی تروخیو فرار کرد. در دهه های بعد، او به یک وکیل برجسته و موفق نیویورک تبدیل می شود. او سرانجام در سال 1996 به جمهوری دومینیکن باز میگردد، پیش از آنکه خود را مجبور به مقابله با پدرش و عناصر گذشتهاش ببیند که مدتهاست نادیده گرفته شده است. وقتی اورانیا با پدر بیمارش آگوستین کابرال صحبت می کند، خشم و انزجاری را که منجر به سی و پنج سال سکوت او شد، بیشتر و بیشتر به یاد می آورد. اورانیا نزول پدرش را به رسوایی سیاسی بازگو میکند، در حالی که خیانتی را که بین خط داستانی اورانیا و خود تروخیلو شکل میگیرد، آشکار میکند. داستان دوم و سوم در سال 1961 اتفاق میافتد، در هفتههای قبل و بعد از ترور تروخیو در 30 می. هر یک از آنها توسط تروخیو و رژیم او، با شکنجه و بی رحمی، یا از طریق حمله به غرور، ایمان مذهبی، اخلاق و عزیزان خود مورد ظلم قرار گرفته اند. وارگاس یوسا داستان مردان را به عنوان خاطراتی در شب مرگ تروخیو به یاد می آورد، زیرا توطئه گران در کمین "بز" هستند. در ارتباط با این داستانها، اقدامات دیگر تروجیلیستاهای معروف آن زمان وجود دارد: خواکین بالاگوئر، رئیسجمهور عروسکی. جانی آبس گارسیا، رئیس بی رحم سرویس اطلاعات نظامی (SIM)؛ و موارد دیگر - برخی واقعی، برخی ترکیبی از شخصیت های تاریخی، و برخی کاملاً تخیلی.
انگیزه های خود رافائل لئونیداس تروخیلو مولینا. فصول مربوط به بز وقایع مهم زمان او، از جمله کشتار هزاران هائیتی دومینیکن در سال 1937 را به یاد می آورد. آنها همچنین به روابط بین المللی پرتنش جمهوری دومینیکن در طول جنگ سرد، به ویژه با ایالات متحده تحت ریاست جمهوری جان اف کندی و کوبا در زمان کاسترو می پردازند. وارگاس یوسا همچنین در مورد درونی ترین افکار تروخیو گمانه زنی می کند و تصویری از مردی ترسیم می کند که بدن فیزیکی او به آرامی او را از بین می برد. تروخیلو هم از بی اختیاری و هم از ناتوانی اش در عذاب است. در نهایت، خط داستانی او با روایت اورانیا تلاقی می کند، زمانی که فاش می شود که اورانیا توسط تروخیلو مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. او قادر به نعوظ با اورانیا نیست و با ناامیدی به او تجاوز می کند. این اتفاق هسته اصلی شرم و نفرت اورانیا نسبت به پدرش است. علاوه بر این، این دلیل عصبانیت مکرر تروخیو از «دختر کوچک کم خون»[10] است که شاهد ناتوانی و احساسات او بود، و همچنین دلیلی است که او در راه خوابیدن با دختر دیگری در شب قتلش است. در فصل های پایانی رمان، سه خط داستانی با فرکانس فزاینده ای تلاقی می کنند. لحن این فصلها بهویژه تیره است زیرا عمدتاً به شکنجه و مرگ هولناک قاتلان به دست مأموران دولتی، شکست کودتا، تجاوز به اورانیا و امتیازاتی که به شریرترین حامیان تروخیو داده شده است که به آنها اجازه میدهد انتقام وحشتناک خود را از کشور توطئهگران انجام دهند و فرار کنند، میپردازد. کتاب در حالی به پایان می رسد که اورانیا برای بازگشت به خانه آماده می شود و این بار مصمم است با خانواده اش در جزیره در تماس باشد. شخصیت ها روز مدرن اورانیا کابرال و پدرش آگوستین کابرال هم در بخش های مدرن و هم در بخش های تاریخی رمان ظاهر می شوند. در سال 1996، اورانیا برای اولین بار پس از خروجش در سن 14 سالگی به جمهوری دومینیکن بازگشت. او یک وکیل موفق نیویورکی است که بیشتر 35 سال گذشته را صرف تلاش برای غلبه بر آسیب های دوران کودکی خود کرده است، هدفی که او از طریق شیفتگی آکادمیک به تروخیلو و تاریخ دومینیکن دنبال می کند. اورانیا عمیقاً از وقایع گذشته خود ناراحت است و مجبور می شود با پدرش آگوستین درباره نقش او در آن رویدادها روبرو شود. اورانیا به ملاقات پدرش می رود و متوجه می شود که او به دلیل سن و سال و سکته شدید ضعیف شده است، به طوری که او به سختی می تواند به حضور او پاسخ فیزیکی بدهد، چه برسد به صحبت کردن. آگوستین با درماندگی گوش میدهد و اورانیا گذشتهاش را بهعنوان «کابرال سر تخممرغ»، یکی از اعضای بلندپایه حلقه درونی تروخیو، و سقوط شدید او از فضل بازگو میکند. اورانیا جزئیات نقش آگوستین را در وقایعی که منجر به تجاوز به او توسط رهبر دومینیکن و متعاقب آن دوران تجرد و آسیب های عاطفی شد، ارائه می دهد.[11] شخصیت آگوستین در بخش مدرن رمان اساساً به عنوان یک تابلوی صدا برای خاطرات اورانیا از دوران تروخیلو و وقایعی است که هم رسوایی آگوستین کابرال و هم فرار اورانیا از کشور را احاطه کرده است. پاسخهای او معمولاً حداقلی یا بیصدا هستند، علیرغم تند اتهامات اورانیا و عظمت اقدامات او در دوران سلطنت تروخیو. رژیم تروخیو دیکتاتور جمهوری دومینیکن و شخصیت اصلی جشن بز، رافائل لئونیداس تروجیو رافائل تروخیلو که با نامهای بز، رئیس و نیکوکار نیز شناخته میشود، شخصیتی تخیلی است که بر اساس دیکتاتور واقعی جمهوری دومینیکن از ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۱ و رئیسجمهور رسمی جمهوری از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۸ و ۱۹۴۳ تا ۱۹۵۲ ساخته شده است.[12] در جشن بز، وارگاس یوسا درونیترین افکار دیکتاتور را تصور میکند و آخرین ساعات بز را از دیدگاه خود بازگو میکند.[13] شخصیت تروخیو با پیری و مشکلات جسمی بی اختیاری و ناتوانی جنسی دست و پنجه نرم می کند.[14] از طریق رویدادهای تخیلی و روایت اول شخص، به خواننده بینشی نسبت به مردی داده میشود که در طی «سی و یک سال جنایات هولناک سیاسی» [7] زیرساختها و ارتش کشور را مدرن کرد، اما حمله رژیمش به دشمنانش در خارج از کشور (بهویژه تلاش برای ترور رومولو بتانکورت علیه رئیسجمهور اقتصادی تحمیلشده دوکور، رئیسجمهور تحریم شده) جمهوری توسط سازمان کشورهای آمریکایی در دهه 1950.[15] رکود اقتصادی ناشی از آن، همراه با عوامل دیگر، منجر به طرح ترور مورد حمایت سیا می شود که به زندگی تروخیو در 30 می 1961 پایان داد.[12] رژیم تروخیو توسط جانی آبس گارسیا، رئیس سرویس اطلاعات نظامی (SIM) حمایت میشود، مردی وحشی که بسیاری از «ناپدید شدن، ... اعدامها، ... سقوط ناگهانی به رسوایی» [16] به او نسبت داده میشود. Abbes و افسران اطلاعاتی او به دلیل ظلم و ستم خود، به ویژه عادت آنها به کشتن مخالفان با پرتاب آنها به آبهای پر از کوسه، بدنام هستند.[17] سرهنگ آبس "شاید شیطان باشد، اما برای رئیس مفید است؛ هر چیز بدی به او نسبت داده می شود و فقط خوبی ها به تروخیو".[18] پسر تروخیو، رامفیس تروخیلو
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد