تاریخ جنگ جهانی دوم مجموعه کتابی که در زمان انتشار در شش جلد منتشر شد این کتاب حاوی شرح وقایع جنگ جهانی دوم از دیدگاه وینستون چرچیل است که وقایع آن را از سال پایان جنگ اول جهانی تا ژوئیه ۱۹۴۵ در بر می‌گیرد. از میان رهبران کشورهای عمده درگیر در جنگ دوم آلمان ، ایتالیا ، شوروی و آمریکا (هیتلر، موسولینی، استالین و روزولت) تنها چرچیل کتابی تاریخی منتشر کرده‌است. برخلاف خبرنگاران که تنها از مسایل علنی مطلع می‌شدند، چرچیل در اموری مانند مذاکرات محرمانه و طراحی‌های عملیات نظامی شرکت داشته‌است و به جزئیات مسایل و رویدادها وقوف داشته‌است؛ علاوه بر این، او به گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا و خصوصاً نتایج عملیات اولترا که در مکالمات سری ارتش آلمان رخنه کرده بود دسترسی داشته و می‌توانسته تصویری روشن‌تر از وقایع جنگی و انگیزه‌های رهبران کشورها به‌دست بدهد. چرچیل از شروع جنگ، قصد داشته که کتابی تاریخی درباره آن بنویسد و از این رو به صورت هفتگی گزارش‌هایی از خلاصه وقایع تهیه می‌کرده و در منزلش این گزارش‌ها را نگهداری می‌کرده‌است. برخی معتقدند نگارش کتاب تنها به دست چرچیل انجام نشده و در حقیقت کتاب نتیجه کار گروهی از محققان هست که زیر نظر چرچیل و با استفاده از نوشته‌ها و یادداشت‌های او این کتاب را ایجاد کرده‌اند. در مقابل برخی نیز اعتقاد دارند که موشکافی و حساسیت چرچیل اجازه چنین کاری را نمی‌داده و بیشتر همکارانش، تنها در تهیه اسناد و مدارک مورد استفاده به او یاری رسانده‌اند

اولین چاپ این مجموعه کتاب به صورت مجموعه شش جلدی بوده‌است. جلد اول با عنوان طوفان نزدیک می‌شود، ۱۹۴۸، حاوی مطالبی است که چرچیل در دهه ۳۰ نوشته بود و قصد داشت در کتابی درباره اتفاقات پس از ۱۹۱۹ چاپ کند. این کتاب در برگیرنده دیدگاه‌های انتقادی او درباره سیاست مماشات دولت‌‌های بالدوین و چمبرلین می‌باشد. عنوان جلد دوم عالی‌ترین ساعت آنها، ۱۹۴۹، (به انگلیسی بهترین ساعات آنها) از سخنرانی مشهور ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰ چرچیل هست: "باشد که چنان به وظایف و مسئولیت‌های خود عمل کنیم که اگر امپراتوری بریتانیا و کشورهای مشترک‌المنافع هزار سال هم برپا بمانند، همگان بگویند که این عالی‌ترین ساعت آن‌ها بوده‌است." این جلد شامل شرح پیشروی‌های آلمان در غرب و دوران سخت پس از سقوط فرانسه می‌باشد که با مقاومت بریتانیا و انصراف آلمان از عملیات شیر دریایی پایان می‌باید.

جلد سوم، اتحاد بزرگ، (سال انتشار ۱۹۵۰)، شامل شرح گسترش جنگ از اروپا به بقیه جهان، از جمله حمله آلمان به شوروی و ورود آمریکا به جنگ در سال ۱۹۴۱ می‌باشد.

در مجلدهای باقی مانده، جلد چهارم چرخش سرنوشت، منتشر شده در ۱۹۵۰، جلد پنجم بسته شدن حلقه، منتشر شده در ۱۹۵۱، و پیروزی و تراژدی، منتشر شده در ۱۹۵۳، به سال‌های افول قدرت ارتش هیتلر پس از شکست استالینگراد، شرکت وسیع آمریکا در عملیات‌های نظامی و تصمیم‌گیری درباره سرنوشت جنگ، تصمیم‌گیری‌های کنفرانس‌های تهران، یالتا و پتسدام، روابط با شوروی و سرنوشت آلمان، لهستان، یونان و دیگر کشورهای درگیر در جنگ پس از جنگ پرداخته می‌شود. علاوه بر دوره شش جلدی، این کتاب در دوره‌های ۱۲ جلدی و ۴ جلدی نیز منتشر شده‌است.

هیتلر در ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۳۳ به قدرت رسید. چرچیل به سرعت از برقراری چنین رژیمی در آلمان احساس خطر و از کاهش بودجهٔ نیروی هوایی توسط دولت بریتانیا ابراز نگرانی کرد. او هشدار داد آلمان به زودی از بریتانیا در تولید هواپیما و سایر تجهیزات نیروی هوایی پیشی خواهد گرفت. چرچیل به گفته خودش مخفیانه از طریق دو کارمند ارشد دولت به داده‌های رسمی در مورد آنچه در آلمان می‌گذشت به ویژه توسعهٔ نیروی هوایی آلمان دست یافته بود و سخنرانی محکمی کرد. او در صحن مجلس عوام، نازیسم را به دلیل تعصب و نظامی‌گری محکوم کرد و در یک سخنرانی رادیویی به تاریخ نوامبر ۱۹۳۴ نگرانی‌های خود را با مردم در میان گذاشت. چرچیل رژیم موسولینی را دژی در برابر تهدید انقلاب کمونیستی می‌دانست، اما با حملهٔ ایتالیا به اتیوپی مخالفت کرد، گرچه اتیوپی را کشوری عقب‌مانده و غیرمتمدن می‌یافت. او آلفونسوی سیزدهم، پادشاه تبعیدی اسپانیا، را ستایش می‌کرد و بیم داشت کمونیسم در طول جنگ داخلی اسپانیا نفوذ پیدا کند. او از ارتش فرانکو به عنوان «جنبش ضد سرخ» یاد کرد، اما بعداً به دلیل نزدیکی فرانکو به موسولینی و هیتلر منتقد او شد.

سِر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل زادهٔ ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ و درگذشتهٔ ۲۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ سیاست‌مدار، افسر ارتش و نویسندهٔ بریتانیایی بود. وی طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵، یعنی در طول جنگ جهانی دوم، و بار دیگر بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ نخست‌وزیر بریتانیا بود. جز دو سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴، چرچیل از ۱۹۰۰ تا ۱۹۶۴ نماینده پارلمان بود. به عنوان یک معتقد به لیبرالیسم اقتصادی و امپریالیست، بیشتر عمرش را در حزب محافظه‌کار عضو بود که از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۵ رهبریش را نیز بر عهده داشت. او از سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۲۴ عضو حزب لیبرال بود. چرچیل ابتدا به مدرسهٔ «هارو» و پس از آن به «مدرسه نظامی سلطنتی سندهرست» ملحق شد. در سال ۱۸۹۵ به ارتش بریتانیا پیوست و در ۱۸۹۸ به‌عنوان افسر ارتش در جنگی در سودان شرکت کرد. در سال ۱۸۹۹ ارتش را به قصد انجام فعالیت‌های سیاسی ترک کرد ولی قبل از آن به‌عنوان روزنامه‌نگار به آفریقای جنوبی که در آن «جنگ دوم بوئر» در جریان بود رفت. در آنجا توسط بوئرها به‌عنوان اسیر جنگی دستگیر و زندانی شد، ولی چرچیل توانست از آنجا فرار کند. چرچیل جایزهٔ نوبل ادبیات را در سال ۱۹۵۳ به‌خاطر نوشته‌هایش دریافت کرد. چرچیل یکی از سیاست مداران بزرگ و تاثیر گذار قرن بیستم است. مجلهٔ تایم در سال ۱۹۴۹ وینستون چرچیل را به‌عنوان «مرد نیمهٔ اول قرن بیستم» انتخاب کرد. چرچیل در میان عامهٔ مردم مظهر زیرکی و نیرنگ است. چرچیل سال ۱۹۴۰ نیز به‌عنوان مرد سال تایم انتخاب شده بود.

اشتباه بزرگ آلمانها در جنگ جهانی دوم در درجه اول حمله به روسیه بود دقیقا حماقت ناپلئون بناپارت و دوم آلمانها فکر میکردند تجهیزات و تکنولوژی میتواند به تنهایی باعث پیروزی شود در حالی که در جنگ برنامه ریزی ، درایت و سیاست ، و فریب دشمن در کنار تجهیزات پیشرفته لازم است . مثلا در داستان حمله به روسیه باید منطقه نفت خیز قفقاز تصرف میشد و شهرهای مهم نه تصرف اراضی بی حاصل در کل جنگ جهانی دوم هیچ طرف انسانی نداشت چه المان نازی با اون حجم جنایت و چه مخالفانش مثل چرچیل و استالین تنها اگر نازیسم آلمان پیروز می شد جهان نیره روز تری داشتیم . فکر میکنم اگر ژاپن به وعده خودش عمل میکرد و به جبهه آلمان نازی در نبرد با شوروی می پیوست و موسیلینی اون حماقت قبل از حمله آلمان نازی به شوروی را نمی کرد سرنوشت جنگ چیز دیگری بود . هرچه بود بهتر انکه ارتش نازی با آن توسعه طلبی هایش برنده نشد

خاطرات چرچیل مثل یک روایت تاریخی یکطرفه از جنگ است اما برای کسانی که میخواهند در مورد جنگ جهانی دوم بدانند چاره ای جز خواندن این متن دست اول ندارند چرچیل در این کتاب روابط خودش با دیگران را بر اساس واقعیت نگفته است یعنی کاملا مشخص است بخشی را که صلاح بوده روایت کرده است ازجمله سخن نگفتن چرچیل از یکی از عوامل پیروزی متفقین در جنگ یعنی شکستن رمز انیگما است که پس از سالها از طبقه بندی محرمانه درآمد و در زمان نوشتن کتاب نباید این را فاش میکرد. هنگام مطالعه کتاب خوب است اگرامکانش را دارید از گوگل مپ استفاده کنید و مکان هایی رو که ذکر میکند علامت بزارید درپایان شاهد ابعاد حنگی خواهید بود که معنای واقعی کلمه جهانی بودن ان را می توان درک کرد .