… “داستان رستم و سهراب” (روایت نقالان) از ضرورت‌ها و زمینه‌هایی جز آنچه فردوسی را به‌ سرودن داستان رستم و سهراب و دیگر بخش‌های شاهنامه واداشت، مایه گرفته است و به‌نحوی مشخص، بازتاب ذوق و پسند و طرز تفکر و روحیات اکثریت مردم میهمن ماست. سنجش این روایت با رستم و سهراب فردوسی، مسیر تغییر و تحول یکی از مهم‌ترین داستان‌های پهلوانی ایرانیان و نحوه دگرگون شدن فرهنگ ایرانی را در طول هزاره گذشته – یعنی از روزگار نظم شاهنامه تا به امروز – نشان می‌دهد…

مرشد عباس زریری فرزند حسین، از مشاهیر نقّالان و شاهنامه‌خوانان معاصر اصفهان بوده است. وی در سال ۱۳۲۷ق (مطابق ۱۲۸۸ش) در محلّه مستهلک اصفهان متولّد شد. در کودکی بر اثر قحطی پدر و مادر و بستگان خود را از دست داد و برای امرار معاش به شغل‌های مختلفی روی آورد. در جوانی به نقّالی در قهوه‌خانه‌های اصفهان پرداخت و کم‌کم شهرت و مهارت زیادی یافت، تا جایی که از شهرهای دیگر برای شاهنامه‌خوانی از او دعوت می‌شد. او روایات نقالان قدیم از شاهنامه و سایر کتاب‌های اساطیری ایران را که سینه‌به‌سینه به دوره او رسیده بود از حفظ داشت و با بیانی گیرا و جذّاب در جمع کثیر مستمعین حاضر در قهوه‌خانه‌ها با حرکات دست و پا و عصا روایت می‌کرد و صحنه‌های رزم و بزم را برای حاضرین مُجَسّم می‌ساخت. از داستان‌های زیبای شاهنامه رزم رستم و سهراب بود که در نقالی به سهراب‌کشان ختم می‌شد و پس از بیان آن، مرشد شاهنامه‌خوان به ماجرای عاشورا و شهادت جوان رعنای امام حسین (علیه‌السّلام) حضرت علی اکبر (علیه‌السّلام) گریز می‌زد و مجلس را به گریه می‌آورد. مرشد عباس طومارهایی از روایت نقّالان قدیم از داستان‌های شاهنامه گردآوری کرده بود که از میان آنها «داستان رستم و سهراب» با تصحیح و ویرایش دکتر جلیل دوستخواه، ادیب و شاهنامه پژوه معاصر، در سال ۱۳۶۹ش به چاپ رسید.مرشد عباس در ۳۰ تیر ۱۳۵۰ش در سن ۶۲ سالگی در اصفهان درگذشت و در تکیه زرگرها در تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. بر سر مزار او بقعه کوچکی بنا کردند.

شاهنامه توده مردم ساده و عامی این مرز و بوم توصیف دقیقی از شاهنامه نقالان است؛ گنجینه‌ای از روایات شنیدنی از شاهنامه و جوانمردی و میهن‌پرستی اسطوره‌ها. در قدیم و زمانی که هنر نقالی هنوز زنده بود و نفس می‌کشید و مردم برای شنیدن و دیدن هنر نقالان قهوه‌خانه‌ها را لبریز می‌کردند، این روایات سینه به سینه نقل می‌شد. تا امروز که دیگر نبض این هنر ضعیف می‌زند و آنچه از هنر نقالی، پرشدن قهوه‌خانه‌ها و داستان‌های پهلوانی به‌جای مانده روایاتی‌ست مکتوب که تعدادشان از سه عنوان فراتر نمی‌رود. یکی از عناوین همین مجموعه‌ای است که به‌تازگی منتشر شده و مرشد عباس زریری اصفهانی ۱۸ سال از عمرش را برای تدوین و نگارش آن صرف کرد و جلیل دوستخواه ۵۰ سال برای ویرایش آن زحمت کشید.

اما چرا باید این اثر نفیس و گرانقدر را که مرشد عباس به آن می‌گوید «کتاب مستطاب نثر شاهنامه فردوسی» خواند؟ این کتاب هم برای کسانی‌ست که می‌خواهند شاهنامه را به زبانی ساده و همه‌فهم برای بزرگسالان و کودکان روایت کنند، هم تمامی کسانی را که به ادبیات و نگارش علاقه دارند به گنجینه‌ای از یک میلیون واژه متشکل از واژه‌های کهن و نو فارسی و وام‌واژه‌ها متصل کند و هم ماده‌های لازم برای پژوهش در زمینه نقالی و دگردیسی بن‌مایه‌های اسطورگی و حماسی در روایات نقالان را در دسترس پژوهشگران قرار داده است.

مرحوم مرشد عبّاس زریری اصفهانی (زادۀ ۱۲۸۸ ه.ش در اصفهان- درگذشتۀ ۱۳۵۰ ه.ش در همان شهر) یکی از چیره‌دست‌ترین نقّالان معاصر بود که سی‌وهفت سالِ پیوسته هر روز عصر در کافه گلستانِ خیابانِ چهارباغ اصفهان با شور و مهارت تمام نقّالی می‌کرد. میراث ارزشمندِ این مرشد، دست‌نویس طوماری است در نه‌صد و نود و نه صفحه که به نوشتۀ خودِ ایشان هجده سال صرفِ نوشتن آن شده است. شادروان زریری این طومار را «کتاب نثر شاهنامه» و «زریری‌نامه» نامیده‌ است. این نسخۀ مهم و مفصّل از طومارهای نقّالی به کوششِ پرزحمت و ویراستاری طولانی‌مدّتِ دکتر جلیل دوستخواه، شاهنامه‌شناسِ اصفهانیِ ساکن استرالیا، و با همّت تحسین‌برانگیزِ نشر ققنوس در زمستان سال ۱۳۹۶ در پنج جلد با نام شاهنامۀ نقّالان منتشر شد. با توجّه به حجم و تفصیلِ داستان‌های این طومار که حدود سه هزار و هشت‌صد صفحه و تقریباً یک‌میلیون واژه است آن را باید فعلاً جامع‌ترین طومار نقّالیِ شناخته و چاپ‌شده بدانیم.

متن چاپیِ طومار مرشد زریری اصفهانی که دکتر دوستخواه آن را شاهنامۀ نقّالان نام گذارده‌اند، با پیشگفتار ویراستار دکتر دوستخواه دربارۀ مهم‌ترین طومارهای چاپ‌شده، مقایسۀ کوتاه طومار کنونی با طومار هفت لشکر و گزارشی از چگونگیِ آماده‌سازی و انتشار کتاب آغاز می‌شو.د تاریخ نگارشِ این پیشگفتار شانزدهم مهر (مهرگان) سال ۱۳۹۳ است. پس‌ازآن دکتر دوستخواه مقدّمه‌ای در معرّفیِ مرشد زریری، زندگی‌نامۀ ایشان و بررسی پاره‌ای ویژگی‌های روایات طومار نوشته‌اند. سپس برگزیده‌ای از سخنان روان‌شاد زریری دربارۀ سرگذشتشان و فنّ نقّالی آمده و در پایان نیز تصاویری از مرشد زریری و صفحاتِ نسخۀ طومار ایشان چاپ شده است .

متن داستان‌های طومار مرحوم زریری با فهرست سلسله‌های شهریاریِ ایرانِ پیش از اسلام در سنّت رِوایی آغاز می‌شود و بعد، از پادشاهی گیومرث تا پایان پادشاهی دارا و کشته شدن او در نبرد با اسکندر را در بر می‌گیرد. این محدودۀ داستانی- که شامل بخش‌های به‌اصطلاح حماسی- اساطیریِ روایات ایرانی و پیش از دورۀ تاریخی است- در اغلب طومارهای جامعِ دیگر هم دیده می‌شود؛ امّا در طومار مرشد زریری در این ساختار داستانی (دو سلسلۀ پیشدادیان و کیانیان) روایت‌های متعدّد و متنوّعی آمده که بعضی از آن‌ها یا اصلاً در طومارهای تاکنون شناخته‌شده نیست و یا با این تفصیل و جزئیّات به نظر نمی‌رسد.

از میان نقالان ایران‌زمین، مرشد عباس زریری و کتابی که او «مستطاب شاهنامه فردوسی» نام نهاد و بعدها به اسم «شاهنامه نقالان» منتشر شد، شهرت زیادی دارند و این شهرت بیش از متن طومار، به اجراهای سحرانگیز و تاریخی مرشد عباس در اصفهان و شب‌های سهراب‌کشی مربوط است. او در باره کتاب خود نوشته است «من برای حفظ گنجینه داستان‌های ملی کتابی نوشته‌ام که از هر جهت بی‌نظیر است و شامل همه داستان‌های پهلوانی و افسانه‌های ملی توام با اشعار شاهنامه و نقل عباراتی از تواریخ و اشعار بسیاری از شعرا به مناسبت مطلب و حتی ذکر برخی آیات و کلمات قصار بزرگان می‌شود و از هر حیث جامعیت دارد. کتاب من از زمان مهابادیان، که قبل از آدم ابوالبشر بودند، تا به هنگام پادشاهی کیومرث و از آن هنگام تا جلوس اسکندر را شامل است.»

ویراستار کتاب در توصیف مرشد زریری می نویسد « کودکی را در محله‌های فقیرنشین اصفهان تصور کنید، که پدر و مادرش را در قحطی سال‌های جنگ جهانی اول از دست داده است و مجبور است برای گذراندن زندگی‌اش شغل‌های مختلفی را قبول کند، تا آن زمان که دوران جوانی‌اش فرامی‌رسد. جوانی در قهوه‌خانه‌های سنتی اصفهان، که سال‌های سال محل شاهنامه‌خوانی و نقالی بود، با حافظه‌ای درخشان، و سینه‌ای سرشار از داستان‌ها و روایت‌های ملی و مذهبی. جوانی که طومارهای بسیاری را برای خودش جمع کرد و خواند و بعد هم با بیانی شیرین برای دیگران روایت کرد. مردی قصه‌گو و روضه‌خوان، که ملی‌گرایان و مذهبیون را یکجا دلبسته روایات خود کرد.»

آنچه که امروز روز از میان طومارهای نقالی منتشر می‌شود ، مربوط است به راویان و نقالانی از دوره صفویه و قاجاریه، با خصوصیات زبانی و ادبی است که در نوشته‌های پیشین از آنان یاد می شود. آنچه این کتاب را از باقی طومارهای موجود متمایز می‌کند و از خواندنش لذتی و بهره‌ای نصیب خواننده می‌شود،بخاطر ساده فهم بودن و انتقال راحت پیام اصلی شاه نامه به مخاطبان کتاب است از همین رو نه تنها مخاطب را خسته نمیکند بلکه انگیزه او را برای بیشتر خواندن شاهنامه تقویت میکند.

شاهنامه نقالان داستان معرفی هویت تاریخی گذشته ایرانیان است. مجموعه‌ای است، شامل آنچه در شاهنامه و متون حماسی دیگر می‌خوانیم و آنچه که در اصل یا حلقه‌های گم‌شده داستان‌هایی هستند که روایان آن‌ها را گنگ یا ناقص بیان می کردند، یا روایاتی که با هدف ایجاد شور و ترس و هیجان در مخاطب، سال‌های مدید نقالان را سرگرم خلقشان می‌کرد. از آنجا که در نقالی گفتن و شنیدن اساس انتقال مفهوم بوده، شاخ‌وبرگ‌‌های ایجاد شده بر اصل داستان های شاهنامه امری طبیعی می‌نماید.

به گفته کارشناسان نقالی «مطالعات فراوان مرحوم استاد زریری در زمینه تاریخ و شعر؛ چه دیوان شاعران، چه حماسه‌ها، قوه سرایش او را هم تقویت کرده بود. چنان که می‌دانیم بسیاری از این داستان‌ها را با در مجالس، با اشعاری از خود در ستایش یا سوگ ائمه اطهار به پایان می‌رسانید، تا بنابر سنت‌ها مجلس با نام آن بزرگان متبرک شود. این تسلط به روایات تاریخی و اشعار دیگران، باعث شده بود تا حین نقالی، در تناسب با موقعیت بیتی هم از شاعری دیگر یا خودش بخواند و نقالی خود را متنوع کند.» ردپای این اشعار در کتاب هم دیده می‌شود. البته باید گفت بیشتر این اشعار، همان ابیاتی است که از شاهنامه نقل شده است.

ویژگی مهم این کتاب، آمیختگی زبان ادب فارسی با زبان ماهواره ای رایج در کوچه و بازار آن است. آنچه در طومارهای قدیمی‌تر دیده می‌شود، این است که می‌توانیم بگوییم این کتاب ویژگی‌های زبانی کدام دوره را به طور مشخص دارد. اما آنچه در شاهنامه نقالان دیده می‌شود، همانا آمیختگی هر دو زبان ادبی و عامیانه است. همین ویژگی کار نقالان شاهنامه را جذاب می کند. وجود واژه‌های رسمی و درباری در کنار واژه‌های کوچه‌بازاری، وجود ردپاهایی از تقلید نثر منشیان دوره صفوی و قاجار و حتی وفور برخی کلمات فرامرزی، مانند ترکی و اروپایی، مثلا راپورت، ژست و...، نشان از این مسئله دارد.

از آنجا که در ایران ما اسلامیت و ایرانیت کاملا با هم ممزوج شده اند و در طول قرن ها ترکیبی بدیع به وجود آمده است که نمی توان این دو را از هم جدا کرد یکی از جلوه های همین ترکیب را می توان در روایت گری نقالی در این کتاب مشاهده کرد جایی که در شخصیت‌های کتاب دیده می‌شود، بسیاری از شخصیت‌ها نماز می خوانند و آیه‌های قرآن ورد زبانشان است و به آن‌ها استناد می‌کنند. البته در بسیاری از موارد هم تناقض‌هایی با این رویکرد اسلامی کردن شخصیت‌ها به وجود آمده است . مثلا بانوگشسب بلافاصله بعد از خواندن نماز به بزم و شادنوشی می‌پردازد! یا شیوه تدفین مسلمین و زردشتیان با هم خلط می‌شود. اما در این میان یک نکته قابل‌توجه است همه شخصیت ها به راحتی با ما ارتباط برقرار می کنند و گویا سالها با آنها مراوده داشتیم و غریبه نیستند.

پاکی کلام از الفاظ ناشایست، یکی از خصوصیات کلام فردوسی است. در واقع برخی استفاده‌ها از استعاره‌ها و مجازها و کنایه‌ها در شاهنامه برای دوری گزیدن از استفاده از کلمات رکیک و در پرده بیان کردن برخی مسائل است. اما شاهنامه نقالان خالی از واژه های رکیک به کار برده شده در بین عموم مردم نیست. بطوریکه پهلوانان بعضی از فحش‌های رایج در افواه مردم را استفاده می‌کنند و این متاسفانه تنها مختص مردان معرفی شده در کتاب نیست. بلکه زنان کتاب نیز به این مسئله دچارند!

اشاره به قرآن و حدیث و روایت‌های مذهبی در این اثر زیاد به چشم می‌خورد. چه از زبان پهلوانان باشد، چه از زبان راوی. می‌شود گفت داستان‎های این اثر بیشتر از باقی طومارها حال و هوای اسلامی به خود گرفته‌اند و بیشتر از آن هسته اصلی روایت دور شده‌اند. هرچه از دوران شاهان صفوی بیشتر به روزگار فعلی نزدیک می‌شویم، این مسئله شدت می‌گیرد.

نقال آنقدر در آنچه بیان می گند غرق شده است که جلوی تیتر برخی از داستان‌ها به عباراتی درون پرانتز برمی‌‌خوریم که راوی شهادت داده است که آن واقعه را خودش دیده است ! اصلا ذهنتان طرف اتفاق‌های متاخر نرود! بحث بر سر دیدن حوادث دوران پادشاهی پیشدادیان است! این بخاطر آن است که نقالان در واقع با این رویداد ها زندگی کرده می کنند وقتی کسی سی سال هر شب در قهوه خانه داستان های شاهنامه را برای مردم با عشق و علاقه تعریف میکند بطور طبیعی انقدر باان داستان ارتباط میگیرد که گویا خود دراد به عینه آنها را می بیند .

یادداشت‌های مولف و ویراستار هم در این کتاب آمده‌اند. آنچه را استاد دوستخواه نوشته، با عدد علامت‌گذاری کرده‌اند و آنچه گفته مرشد زریری است، ذیل عددهایی آمده‌اند که درون پرانتز هستند. البته یادداشت‌های استاد دوستخواه مفصل‌تر است. ایشان با ذکر منابع اشعار، آیات، اقوال و تصحیح صورت‌های غلط آن‌ها این متن را به یک متن نسبتا پاکیزه و مستند تبدیل کرده‌اند. نقالی‌های روی جلد هم هرکدام از یک مجموعه شخصی است. می‌توانید فهرست این نقاشی‌ها و شرحشان را در آغاز جلد اول ببینید. علاوه بر این، تصویر تعدادی از صفحات این شاهنامه که به دست مرشد زریری کتابت شده است هم در این کتاب منتشر شده