کتاب توافق هسته ای ایران ، عدم اشاعه و حل منازعه ایران و آمریکا

نوشته سیرا خان

عنوان اصلی کتاب :

The Iran Nuclear Deal Non-proliferation and US-Iran Conflict Resolution

سر ویراستار :

شهرام اکبرزاده، موسسه شهروندی و جهانی سازی آلفرد دیکین، دانشگاه دیکین، بوروود، وی آی سی، استرالیا

هیئت تحریریه

محمد ایوب، گروه علوم سیاسی، دانشگاه ایالتی میشیگان، لنسینگ شرقی، MI، ایالات متحده آمریکا

انوش احتشامی، دانشیار امور بین المللی دولت، دانشگاه دورهام، دورهام، انگلستان

مهران کامراوا، دانشگاه جورج تاون قطر، دوحه، قطر

محمود سریع القلم، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

این کتاب بینش های بسیار ضروری را در مورد پویایی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران ارائه می دهد. ایران به عنوان بازیگر اصلی در خاورمیانه، با طیف وسیعی از چالش ها و فرصت ها مواجه است که پیامدهای مهمی برای شهروندان و همسایگانش دارد. مسائل مربوط به نمایندگی سیاسی، حکومت اسلامی، و همچنین جوانان و جنبش های جامعه مدنی موضوعات بحث برانگیز در دولتی است که احساس می کند توسط نیروهای متخاصم محاصره شده است. تلاقی چنین عواملی مطالعات موردی جذابی را ارائه می دهد. مطالعات در سیاست ایران، پژوهش‌های نوآورانه‌ای را منتشر می‌کند که از منابع اصلی استفاده می‌کند و به درک ما از ایران معاصر کمک می‌کند. هیئت مشاوران این مجموعه شامل پروفسور محمد ایوب (دانشگاه ایالتی میشیگان)، پروفسور انوش احتشامی (دانشگاه دورهام)، پروفسور مهران کامروا (دانشگاه جورجتاون) و پروفسور محمود سریع القلم (دانشگاه شهید بهشتی) می باشد.

سپاسگزاری ها

این کتاب تا حد زیادی مدیون دو نفر است که ممکن است کمک های آنها مورد توجه آنها قرار نگیرد. اولین مورد، مدیرکل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEA)، محمد البرادعی است، که در اوایل دهه 2000 در قاهره، زمانی که در دانشگاه آمریکایی قاهره تدریس می کردم، این افتخار را داشتم که با او صحبت کنم. دیدگاه مثبت وی در رابطه با نقش آژانس در بازرسی از سایت های هسته ای، مشروط بر اینکه کشورهای مربوطه اجازه دسترسی به این سایت ها را بدهند، بر اهمیت ناظر هسته ای در تلاش های منع اشاعه تاکید کرد. نفر دوم نخست وزیر سابق هند است که در همان دوره برای کتابی درباره درگیری های جنوب آسیا با او مصاحبه کردم. رهبری رویایی او مرا وادار کرد که دیدگاه خود را فراتر از درگیری های طولانی گسترش دهم و بر عواملی تمرکز کنم که به حل چنین درگیری ها کمک می کند.

پس از چندین سال، من در مفهوم همکاری در درگیری های طولانی مدت غرق شدم. من نظریه ای را ایجاد کردم که عمدتاً بر منابع قدرت نرم متمرکز بود و آن را در چارچوب درگیری های دوجانبه بین هند و چین و همچنین هند و پاکستان آزمایش کردم. زمانی که من یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاه بریتیش کلمبیا بودم، این فرصت را داشتم که این تحقیق را انجام دهم، و بعداً در کنوانسیون سالانه انجمن مطالعات بین المللی (ISA) در سانفرانسیسکو در مارس 2008 ارائه شد. من عمیقاً برای حمایت مالی سخاوتمندانه توسط انجمن امنیت و دفاع کانادا در طول این تلاش ارائه شده است. در سال‌های بعد، شروع به تفکر در مورد پتانسیل کردم

نتایج زمانی که همکاری در یک سطح موفقیت آمیز باشد و اینکه آیا این معیار اعتمادسازی می تواند برای همکاری در سطوح دیگر مورد استفاده قرار گیرد یا خیر. من مقالات اضافی در مورد پروژه های مشابه در کنفرانس های ISA ارائه کردم. زمانی که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) امضا شد، من به ویژه هیجان زده بودم، زیرا فرصتی برای بررسی این موضوع و درک اهمیت تلاش‌های نهادینه شده مشارکتی از طریق تأثیرات سرریز فراهم کرد. تمرکز من به سمت بررسی پتانسیل حل و فصل مناقشه طولانی‌مدت ایران و آمریکا از طریق جنبه‌های عملکردی برجام تغییر کرد. از این رو، افراد زیادی در هر دو مرحله تحقیق و نگارش این کتاب نقش حیاتی ایفا کردند، از جمله همکاران، آشنایان حرفه ای، دانش پژوهان و دوستان من. برای حمایت و مشارکت آنها، من همیشه سپاسگزارم.

تکمیل موفقیت آمیز این پروژه مدیون حمایت ها و کمک های ارزشمند افراد متعدد است. در حالی که فهرست کردن همه آنها در اینجا امکان پذیر نیست، مشارکت قابل توجه آنها نقش اساسی در ایجاد این کتاب ایفا کرد. من از همه کسانی که به من مصاحبه دادند و دیدگاه‌هایشان را به اشتراک گذاشتند، سپاسگزارم، که با دقت بررسی کرده‌ام تا استدلال‌هایم را تأیید یا به چالش بکشم. من همچنین مدیون کسانی هستم که در مصاحبه ها شرکت کردند و ترجیح دادند ناشناس بمانند. بینش آنها همچنین نقش مهمی در ایجاد ایده های جدید و غنی سازی تحقیقات من داشته است. از تریتا پارسی، سید حسین موسویان و هاینز گارتنر به خاطر دیدگاه ها و مشارکت های ارزشمندشان در خلق این کتاب تشکر ویژه می کنم. مایلم از الیزا گیورگه به خاطر اظهارات روشنگرش در مورد نسخه قبلی پروژه ارائه شده در کنفرانس ISA در نشویل تشکر کنم. دیدگاه های آنها تفکر پژوهشی من را بسیار غنی کرد و افق دید من را گسترش داد.

من از محمد یونس، برنده جایزه نوبل، به خاطر دیدگاه‌های ارزشمندش در مورد حل مناقشات جهانی، پیشرفت اقتصادی، و پیگیری صلح و رفاه، صمیمانه قدردانی می‌کنم.

مایلم از لوسی اوریت، ویراستار رسمی پالگریو مک میلان، و تیم تحریریه اختصاصی پالگریو برای کمک ارزشمندشان در انتشار این کتاب تشکر کنم.

از دوستان و خانواده‌ای که نیاز من را برای اولویت دادن به این کار بر تعهدات اجتماعی درک کردند، تشکر ویژه می‌کنم. یک تشکر صمیمانه از Nipa Barua و Rosario Fuentes Cabello، دوستان عزیزی که در این دوره سخت، بستری را برای من فراهم کردند تا آرام شوم. همچنین می‌خواهم از برادرزاده‌هایم، فارس خان و ابراهیم منظور، قدردانی کنم.

عشق و حمایت بی دریغ علاوه بر این، از دو نفر از اعضای خانواده، برادرم محمود خان، و پسر عموی احسان الرحمن، تشکر می کنم که در زندگی من ثابت بودند.

با کمال خرسندی این کتاب را به پسرم عندلیب احمد تقدیم می کنم که همیشه مایه شادی زندگی من بوده است. او به طور مداوم شنونده ای صبور و توجه به تلاش های تحقیقاتی من بوده است و برنامه ها و چالش های سخت من را با حمایت بی دریغ تحمل می کند. اعتقاد راسخ او به توانایی من در درک مسائل پیچیده ای مانند اشاعه هسته ای منبع الهام بوده است.

فهرست کتاب صفحه

1- مقدمه 1

بخش اول

2- توافق هسته ای ایران و شکست آن 2

معامله بسیار مورد انتظار 2015 11

دستیابی به توافق - روسای جمهور 12

سایر بازیکنان کلیدی 17

پیچیدگی های پیرامون معامله 21

معامله 25

جوانب مثبت و منفی معامله 30

برجام و عدم اشاعه 34

خلاصه 37

3- خروج ایالات متحده از توافق در سال 2018 39

خروج آمریکا از توافق هسته ای 40

نگرانی بیش از حد ترامپ 42

تصمیم اشتباه ترامپ؟ 44

پیامدهای عمده خروج 52

در هسته اصلی اشتباه 58

خلاصه 59

4-دیدگاه متخصصان در مورد نتایج معامله شکست خورده 61

خلاصه 72

بخش دوم: تئوری

5 -همکاری، اثرات سرریز و ادغام 75

کارکردگرایی و نئوکارکردگرایی 77

رقابت های پایدار و درگیری های طولانی مدت 79

همکاری و رقابت پایدا ر 81

اعتماد به همکاری 85

عادت به همکاری 88

اثرات سرریز همکاری 91

تحول تعارض 95

خلاصه 96

6- جلوه برگشت سریع 99

Spill-Back Effect100

برگشت به عقب و منفی 104

بازگشت و ارتباط بین سیاست خارجی و داخلی 106

نشت ناشی از بحران 114

برداشت های نادرست و سرریز 116

سرعت سرریز 119

خلاصه 123

7 - معامله شکست خورده و محرک هایی برای تجدید علاقه اشاعه 125

محرک‌های تجدید علاقه به گسترش سلاح‌های هسته‌ای 125

رقابت های دیرینه به عنوان کاتالیزورها 128

تأخیر هسته ای به عنوان درایور

تلاش برای ایجاد هویت و اعتبار از دست رفته

تلفات سرزمینی و هویت ملی

تضاد و راهبردهای بازپس گیری سرزمین های از دست رفته

ماهیت سرزمین های گمشده با مجموع صفر

تمایل به دریافت مزایای تجارت و کمک به عنوان رانندگان

عامل تشدید کننده: تفاوت بین قدرت های بزرگ در یک توافق هسته ای

خلاصه

قسمت سوم

مطالعه موردی: ایران

8- جاه طلبی هسته ای ایران و درگیری های آن در دوره پیش از توافق

تاریخچه برنامه هسته ای ایران

پیوند پیگیری‌های هسته‌ای ایران با درگیری‌های مداوم

درگیری ایران و آمریکا170

ایران و منازعات منطقه ای 173

برنامه هسته ای 179

خلاصه 186

9 - توافق و وضعیت خاموش هسته ای ایران 187

درک دوره، 2015–2018190

تعهد همه جانبه به توافق هسته ای 190

اعتماد سازی و وفاداری 196

سالهای حیاتی اجرا197

خوش بینی و انتظارات 198

اعتماد و صبر در طول سالهای آفتابی 200

رعایت پایبندی به شرایط معامله201

اجرا و نظارت202

انطباق و بازرسی 203

ایران تبدیل به یک Proliferator خاموش می شود

تکثیر نهفته هم؟

خلاصه

10- خروج آمریکا از توافق و علاقه شدید تهران به گسترش تسلیحات 213

تغییر رویکرد تهران در گسترش سلاح های هسته ای در اواسط 2019214

تهران یک استراتژی بازگردانده را اتخاذ می کند216

کسری اعتماد به ستون اصلی استراتژی بازگشت پول تبدیل می شود223

تأخیر به Spill-Back231 کمک می کند

درگیری های طولانی نشت سوخت234

باز کردن پتانسیل چانه زنی با استفاده از اثرات منفی 238

تسلط بر هسته ای ایران، هویت پارسی و تسلط منطقه ای از طریق اسپیل بک244

Spill-Back با تفاوت های عمده قدرت تقویت می شود248

درک اثرات سرریز ایران از توافق هسته ای شکسته 256

خلاصه

قسمت چهارم

فصل آخر

11- نتیجه

نمایه اصطلاحات به کار گرفته شده در کتاب :

ABM موشک ضد بالستیک

AEOI سازمان انرژی اتمی ایران

BRI ابتکار کمربند و جاده

BRICS برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی

CANDU اورانیوم دوتریوم کانادایی

CIA سازمان اطلاعات مرکزی

E3/EU+3 چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا، ایالات متحده - به علاوه آلمان

EU اتحادیه اروپا

EU4 آلمان، انگلستان، فرانسه و ایتالیا

FEP کارخانه غنی سازی سوخت

HEU اورانیوم بسیار غنی شده

HWPP کارخانه تولید آب سنگین

IAEA آژانس بین المللی انرژی اتمی

ICBM موشک های بالستیک قاره پیما

INARA قانون بازنگری توافق هسته ای

JCPOA برنامه جامع اقدام مشترک

JPOA برنامه اقدام مشترک

LEU اورانیوم با غنای پایین

NATO سازمان پیمان آتلانتیک شمالی

NPT معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای

P5+1 ایالات متحده، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان

SALT مذاکرات محدودیت تسلیحات استراتژیک

TPP قرارداد مشارکت ترانس پاسیفیک

UN سازمان ملل

UNSC شورای امنیت سازمان ملل متحد

UOC کنسانتره سنگ معدن اورانیوم

فهرست نمودارها :

شکل 5.1 همکاری، اثرات سرریز و همکاری نهادینه شده97

شکل 6.1

اثر سرریز مربوط به تکثیر 123

شکل 7.1

محرک‌های تجدید علاقه به گسترش سلاح‌های هسته‌ای158

مقدمه :

برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که با نام توافق هسته ای ایران نیز شناخته می شود، توافقی است که در سال 2015 بین ایران و کشورهای 1+5، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین به دست آمد. با اتحادیه اروپا هدف اولیه برجام اطمینان از صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای است. مذاکرات برجام در سال 2013 آغاز شد و در 14 جولای 2015، زمانی که ایران و کشورهای 1+5 به توافق نهایی دست یافتند، به نتیجه رسید. این توافق با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل متحد تأیید شد. برجام حاوی چندین مفاد کلیدی با هدف محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران است. این مقررات عمدتاً به غنی‌سازی اورانیوم، کاهش ذخایر، تأسیسات فردو، بازرسی و نظارت، رفع تحریم‌ها و اجرا و مدت زمان مرتبط است. ایران موافقت کرد که ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم خود را با کاهش تعداد سانتریفیوژها و حفظ سطح غنی‌سازی تا 3.67 درصد محدود کند، که به‌طور قابل‌توجهی کمتر از سطح غنی‌سازی مورد نیاز برای اورانیوم با درجه تسلیحاتی است. همچنین موافقت کرد که ذخایر اورانیوم غنی شده خود را تا 98 درصد تا حداکثر 300 کیلوگرم به مدت 15 سال کاهش دهد.[1] در مورد تأسیسات فردو ایران، موافقت کرد که تأسیسات هسته ای فردو خود را به مرکز تحقیقات هسته ای تبدیل کند.

به این معنی است که فعالیت‌های غنی‌سازی را در آن سایت انجام نخواهد داد. [2] آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برای اطمینان از پایبندی ایران به توافق، حقوق دسترسی و نظارت گسترده‌ای دریافت کرد. این شامل بازرسی منظم از تاسیسات هسته ای اعلام شده و توانایی بررسی سایت های مشکوک است. در ازای پایبندی ایران به محدودیت های هسته ای، کشورهای 1+5 موافقت کردند که تحریم ها را برای ایران کاهش دهند. این شامل لغو یا تعلیق برخی تحریم‌های اقتصادی و مالی است که قبلاً توسط ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل اعمال شده بود. اجرای برجام در 16 ژانویه 2016 آغاز شد. مدت این قرارداد 15 سال است و برخی مفاد آن برای دوره های طولانی تری ادامه خواهند داشت. پس از آن، ایران در برنامه هسته ای خود انعطاف بیشتری خواهد داشت، مشروط به نظارت و راستی آزمایی مداوم آژانس است.

بر اساس گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران در دو سال اول برجام به تعهدات خود در برجام پایبند بوده است. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که مسئول راستی‌آزمایی پایبندی ایران به توافق است، به‌طور مداوم گزارش می‌دهد که ایران به تعهدات مرتبط هسته‌ای خود همانطور که در توافق تصریح شده است عمل می‌کند. ناظر هسته‌ای بازرسی‌ها و فعالیت‌های نظارتی منظمی را برای اطمینان از پایبندی ایران انجام داد. این کشور به تأسیسات هسته‌ای اعلام‌شده ایران دسترسی داشت و بازرسی‌های دقیقی انجام داد تا تأیید کند که ایران به محدودیت‌های توافق‌شده در برنامه هسته‌ای خود، مانند محدودیت‌های سطح غنی‌سازی اورانیوم، کاهش ذخایر، و برچیدن برخی تأسیسات پایبند است. گزارش‌های آژانس حاکی از آن است که ایران به تعهدات خود در چارچوب برجام عمل می‌کند و هیچ مدرکی دال بر انحراف مواد هسته‌ای برای اهداف غیرصلح‌آمیز وجود ندارد. با این حال، ذکر این نکته حائز اهمیت است که فرآیند راستی‌آزمایی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر سایت‌ها و فعالیت‌های اعلام‌شده متمرکز بود و محدودیت‌هایی در دسترسی به سایت‌های نظامی خاص وجود داشت.

در نوامبر 2016، دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب شد. او در طول مبارزات انتخاباتی خود و در طول دوران ریاست جمهوری خود، همواره انتقادات شدیدی را از برجام ابراز می کرد و اغلب از آن به عنوان «توافق بد» یاد می کرد. اعتراضات ترامپ به برجام بر این باور بود که این برجام بیش از حد نسبت به ایران نرم بود و نتوانست به مسائل مهمی از جمله برنامه موشکی بالستیک ایران و فعالیت های منطقه ای آن رسیدگی کند. او اطراف خود را با مقامات همفکری احاطه کرد که اشتراک داشتند.

موضع انتقادی او در مورد برجام، به ویژه انتصاب افرادی مانند مایک پمپئو به عنوان رئیس سیا و سپس به عنوان وزیر امور خارجه، و همچنین جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی. پمپئو و بولتون هر دو از مخالفان صریح برجام بودند و از رویکرد سختگیرانه‌تری در قبال برنامه هسته‌ای ایران حمایت می‌کردند. در آوریل 2017، دولت ترامپ بازنگری جامعی از سیاست خود در قبال ایران را آغاز کرد و ارزیابی کرد که آیا باید به تایید پایبندی ایران به برجام ادامه دهد و ارزیابی کرد که آیا این توافق در خدمت منافع ملی ایالات متحده است یا خیر. شایان ذکر است، در حالی که خود برجام، رئیس جمهور را ملزم به تایید پایبندی هر 90 روز یکبار نمی کرد، قانون بازنگری توافق هسته ای ایران (INARA) این گواهی را الزامی کرد. در نهایت، در اکتبر 2017، پرزیدنت ترامپ تصمیم خود را مبنی بر عدم تایید پایبندی ایران به برجام مطابق با اینارا اعلام کرد.

در 8 می 2018، پرزیدنت ترامپ رسما خروج ایالات متحده از برجام را اعلام کرد. این تصمیم علی‌رغم مخالفت سایر امضاکنندگان، متحدان اروپایی و تایید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر پایبندی ایران به توافق، اتخاذ شد. پس از خروج، ایالات متحده تحریم‌ها علیه ایران را بازگرداند، از جمله تحریم‌های ثانویه که نهادهایی را که با ایران تجارت می‌کنند، هدف قرار می‌دهد. انتخاب پرزیدنت ترامپ برای خروج از برجام اساساً ریشه در این باور داشت که این توافق نتوانست به رفتارهای مشکل‌ساز مختلف ایران در منطقه رسیدگی کند و تضمین‌های کافی در مورد برنامه بلندمدت هسته‌ای ایران ارائه نکرده است. همچنین شامل اشاعه موشکی ایران نمی شد. این اقدامات در دوران ریاست جمهوری ترامپ که منجر به خروج آمریکا از برجام شد، به هم پیوسته و با هدف اعمال فشار حداکثری بر ایران از طریق تحریم‌ها، با هدف نهایی مذاکره برای توافق جدیدی که این نگرانی‌ها را در بر می‌گیرد و محدودیت‌های گسترده‌تری را اعمال می‌کند، انجام می‌شود. این اقدامات برجام را تحت فشار قرار داد و باعث ایجاد ابهام در مورد آینده توافق هسته‌ای، تلاش‌های ایران برای اشاعه هسته‌ای و هرگونه چشم‌اندازی برای بهبود روابط با ایالات متحده شد.

تصمیم ایالات متحده برای خروج از توافق هسته ای 2015 ایران، بریتانیا، فرانسه، آلمان، روسیه و چین را وادار به پیروی از آن نکرد. درعوض، این کشورها متعهد به پایبندی به تعهدات خود تحت این توافق در تلاش برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای و در عین حال حفظ قابلیت‌های موشکی خود باقی ماندند. علیرغم مواضع خوش نیت آنها، پیش بینی می شد که ایران ممکن است در غیاب مشارکت آمریکا و آمریکا در توافق، به دنبال اشاعه هسته ای تشدید کند. این دقیقاً همان کاری است که ایران در نهایت انجام داد.

ایران در حال حاضر اورانیوم غنی شده کافی برای ساخت چندین سلاح هسته ای دارد. هدف این کتاب بررسی علل اساسی اقدامات ایران در این زمینه است.

این کتاب بیان می‌کند که فعالیت‌های پیش از توافق هسته‌ای ایران عمدتاً ناشی از درگیری‌های طولانی‌مدت آن با عراق، اسرائیل و ایالات متحده بود که همگی به طور همزمان رخ می‌دادند.[3] توافق هسته‌ای این پتانسیل را داشت که نقش مهمی در حل و فصل رقابت پایدار بین این دو ایفا کند. ایران و آمریکا که متعاقباً می توانستند تنش ها را در روابط ایران با اسرائیل کاهش دهند. علاوه بر این، حضور دوستانه‌تر آمریکا در عراق می‌توانست نگرانی‌های تهران را که ناشی از تحولات بغداد است، کاهش دهد. برای ایران، توافق هسته ای بدون رقیب اصلی خود، ایالات متحده، اهمیت خود را از دست می دهد، زیرا هدف بلندمدت آن حل و فصل مناقشات با واشنگتن بود. خروج ایالات متحده از توافق، همراه با اتهامات ایران مبنی بر حمایت از تروریسم، احساس تهدید تهران را افزایش داده و آن را وادار می کند تا در صورت درگیری احتمالی با ایالات متحده، بازدارندگی هسته ای را در نظر بگیرد. علاوه بر این، قصد ایالات متحده برای انتقال راکتورهای هسته‌ای به عربستان سعودی، دشمن منطقه‌ای ایران، بر رویکرد متناقض واشنگتن در قبال سیاست‌های امنیتی در خاورمیانه تأکید کرد.[4] شکست توافق هسته‌ای همچنین باعث ایجاد کسری اعتماد قابل توجهی بین طرف‌های درگیر می‌شود و محیطی تهدیدآمیز برای دولت ضعیف‌تر در روابط نامتقارن درگیری ایجاد می‌کند که در نهایت به دنبال تقویت امنیت نظامی خود از طریق یک قابلیت بازدارنده است. تضمین امنیت از طریق توافق‌نامه‌ها غیرقابل اعتماد می‌شود و اقدامات اعتمادسازی اعتبار خود را از دست می‌دهند و در نتیجه باعث تسریع تلاش‌های گسترش می‌شوند. این امر با این واقعیت تسهیل می‌شود که توسعه سلاح‌های هسته‌ای در شرایط تأخیر هسته‌ای قابل دستیابی‌تر است، وضعیتی که ایران در زمان امضای برجام حفظ کرد. در جبهه داخلی، رهبران ایران خروج آمریکا از توافق را به عنوان خیانت با هدف فلج کردن اقتصاد ایران، کاهش نفوذ منطقه‌ای آن و ترویج تغییر رژیم درک می‌کنند. علاوه بر این، هویت قوی فارسی ایران، آن را در هر سطحی نسبت به توهین تحمل نمی کند. خروج آمریکا از توافقنامه و معرفی ایران به عنوان حامی تروریسم، ملت سرافراز فارس را آزرده خاطر کرده است.

تهران با قابلیت هسته ای خود می تواند به طور بالقوه، کمک های اقتصادی و نظامی قابل توجهی از ایالات متحده دریافت کند که در خدمت تاکید بر هویت ایرانی ایران در صحنه جهانی باشد. در نهایت، شکست اتحاد بین قدرت‌های بزرگ در این معامله، فرصتی را برای تهران فراهم کرد تا در تعهدات خود تجدیدنظر کند. چین، روسیه، ژاپن و قدرت های اروپایی همگی نارضایتی خود را از خروج آمریکا از توافق اعلام کردند. بنابراین، علاقه مجدد ایران به اشاعه متاثر از تأثیر متقابل پیچیده پویایی های سیاسی جهانی، منطقه ای و داخلی است.

ایران در حال حاضر اورانیوم بسیار غنی شده کافی برای ساخت چندین سلاح هسته‌ای دارد، اما تلاش‌های دیپلماتیک برای محدود کردن فعالیت‌های هسته‌ای خود از طریق احیای برجام بعید به نظر می‌رسد، زیرا تهران به مسکو با تسلیحات در جنگ با اوکراین و در چارچوب ناآرامی‌های داخلی در این کشور کمک می‌کند. ایران. هدف این کتاب برجسته کردن اهمیت برجام در قلمروهای جهانی و منطقه‌ای است. تهران هنوز از طراحی تسلیحات هسته ای یا سیستم انفجار انفجاری مناسب برخوردار نیست. یک برجام موثر می‌تواند آنها را با تعیین محدودیت‌هایی بر ذخایر اورانیوم غنی‌شده و آب سنگین ایران و وادار کردن برنامه تحت بازرسی‌های شدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی محدود کند. برجام - محصول دیپلماسی موثر - می‌تواند ابزاری کلیدی برای حل مناقشه لاینحل بین ایران و آمریکا باشد و به‌عنوان الگویی برای حل مناقشه از طریق مذاکره و سازش به جای جنگ عمل کند. تجدید برجام می‌تواند ایران را به غرب نزدیک‌تر کند و از این طریق به غرب اجازه می‌دهد کمک‌های نظامی ایران به روسیه را کنترل کند. محدودیت برنامه هسته‌ای کنونی ایران، خطر گسترش سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه را کاهش می‌دهد و پیامدهای امنیتی منطقه‌ای را تثبیت می‌کند.

موضوع این تحقیق از اهمیت فعلی برخوردار است، و در نتیجه، ادبیات موجود در مورد آن کاملاً محدود است. در میان ادبیات موجود، بسیاری از آثار عمدتاً از تحلیل‌های توصیفی تشکیل شده‌اند که پیش‌بینی‌هایی درباره آینده آرزوهای تسلیحات هسته‌ای ایران در غیاب مشارکت ایالات متحده در توافق هسته‌ای ارائه می‌کنند. این آثار اغلب فاقد استدلال های قوی برای اثبات ادعاهای خود هستند. آنچه به طور قابل توجهی در مجموعه ادبیات کنونی غایب است، بررسی عمیق این موضوع است که چرا توافق هسته ای شکسته شده با ایران احتمالاً علاقه بیشتری را در ایران برای دستیابی به سلاح های هسته ای تحریک می کند. علاوه بر این، در مورد تأثیر متقابل توافق هسته‌ای، اقدامات اعتمادساز، تأثیرات سرریز به سایر حوزه‌ها، پتانسیل حل مناقشه، و تمایلات و منافع تحت فشار یا تشدید شده ایران، توضیحات جامعی وجود ندارد. یک شکاف اضافی در ادبیات این است.

فقدان یک چارچوب نظری برای زیربنای سؤال تحقیق در دست، که دقیقاً همان چیزی است که این کتاب سعی در ارائه آن دارد.

این مطالعه دارای مفاهیم نظری قابل توجهی در حوزه روابط بین الملل است. رئالیسم، یک الگوی نظری غالب در این زمینه، عموماً پیش‌بینی می‌کند که دولت‌های درگیر درگیری به دنبال دستیابی به سلاح‌های هسته‌ای برای اهداف بازدارنده هستند و معتقد است که سرعت توسعه سلاح‌های هسته‌ای نباید تحت تأثیر توافق‌های همکاری یا ترتیبات با رقیب قرار گیرد. ایالت ها. علاوه بر این، رئالیسم فرض می‌کند که دولت‌ها به دلیل نگرانی در مورد تقلب یا فرار بالقوه در چنین ترتیبات تعاونی، برای همکاری مردد هستند. جالب اینجاست که ایران در یک درگیری پیچیده و غیرقابل حل با ایالات متحده، در کنار دیگر قدرت های بزرگ وارد یک توافق هسته ای شد تا فعالیت های هسته ای خود را برای یک دوره 15 ساله محدود کند. در حالی که فعالیت‌های هسته‌ای ایران قبل از توافق با سرعت کم تا متوسط پیش می‌رفت، در طول اجرای توافق کاهش یافت، سرعت آن در دوره پس از شکست توافق افزایش قابل‌توجهی داشت. این تغییر نشان دهنده ارتباط واضحی بین ترتیبات همکاری و شدت علاقه یک دولت به اشاعه هسته ای است - ارتباطی که رئالیسم اغلب نادیده می گیرد.

از سوی دیگر، لیبرالیسم، یکی دیگر از دیدگاه‌های تأثیرگذار در روابط بین‌الملل، از دولت‌ها انتظار دارد که به تعهدات توافق‌نامه‌ها یا معاملات همکاری عمل کنند. ایالات متحده به عنوان یک مدافع قوی لیبرالیسم، هنگامی که به طور یکجانبه از توافق هسته ای ایران خارج شد، از این اصل حمایت نکرد. علاوه بر این، لیبرال‌ها معمولاً پیامدهای بالقوه یک توافق ناموفق را بدتر از عدم توافق نمی‌دانند. در مورد ایران، فعالیت‌های اشاعه تسلیحات هسته‌ای آن قبل از توافق نسبتاً کم تا متوسط بود، در طول اجرای توافق متوقف شد، اما در دوره پس از شکست توافق با شدت بیشتری از سر گرفت. این الگو ارتباط قابل توجهی بین ترتیبات امنیتی با رقبا و تصمیمات اشاعه کشورهای مشتاق هسته ای را برجسته می کند. در حالی که لیبرالیسم بر اهمیت و مزایای همکاری بین‌دولتی تأکید می‌کند، اغلب پیامدهای منفی، مانند افزایش کسری اعتماد و ناامنی، ناشی از تلاش‌های تعاونی شکست خورده را نادیده می‌گیرد، که می‌تواند زیان‌بارتر از نداشتن یک توافق مذاکره شده باشد.

در حالی که این کتاب ممکن است به صراحت از این پارادایم های نظری برای تحلیل پرونده هسته ای ایران استفاده نکند، به طور ضمنی کاستی های این پارادایم ها را در سراسر محتوای خود برجسته می کند. این کتاب با ارائه پرونده برنامه هسته‌ای ایران و تعاملات آن با جامعه بین‌المللی، بر محدودیت‌های این بین‌المللی بزرگ تأکید می‌کند.

پارادایم‌های روابط در تبیین کامل پیچیدگی‌های روابط بین‌ملی در دنیای واقعی. کاستی‌های ضمنی واقع‌گرایی آشکار می‌شود، زیرا این کتاب نشان می‌دهد که ترتیبات همکاری، مانند توافق هسته‌ای ایران، واقعاً می‌تواند بر تصمیم‌های گسترش تسلیحات هسته‌ای کشورهای درگیر تأثیر بگذارد. این فرض واقع گرایانه را به چالش می کشد که چنین تصمیماتی صرفاً ناشی از نگرانی های امنیتی و بازدارندگی است و نشان می دهد که عواملی مانند توافقات مذاکره شده می توانند نقش اساسی در شکل دادن به رفتار دولت ایفا کنند. به طور مشابه، این کتاب به طور ضمنی این فرض لیبرالیستی را زیر سوال می برد که دولت ها به طور مداوم به تعهدات خود در قراردادهای همکاری پایبند خواهند بود. خروج یکجانبه ایالات متحده از توافق هسته ای ایران، غیرقابل پیش بینی بودن و پیامدهای بالقوه ناتوانی دولت ها در اجرای تعهدات خود را نشان می دهد، که ممکن است لیبرالیسم به اندازه کافی آن را به حساب نیاورد. این کتاب با برجسته کردن این کاستی‌های ضمنی، خوانندگان را تشویق می‌کند تا دیدگاه‌های جایگزین و نیاز به چارچوب‌های نظری ظریف‌تر را برای درک پویایی پیچیده روابط بین‌الملل در مواردی مانند برنامه هسته‌ای ایران در نظر بگیرند.

کتاب در سه بخش اصلی تنظیم شده است. بخش اول درک اساسی از توافق هسته ای ایران و شکست متعاقب آن را همراه با مروری بر دیدگاه های علمی موجود در مورد پیامدهای خروج ایالات متحده از توافق ارائه می دهد. در بخش دوم، چارچوب نظری این مطالعه توسعه می‌یابد که شامل سه فصل حیاتی است که مزایای ترتیبات مشارکتی بین دولت‌های رقیب، اثرات احتمالی سرریز در حوزه‌های مختلف، پاسخ‌های دولت‌های آسیب‌دیده در هنگام چنین معاملات مشارکتی را توضیح می‌دهد. توسط رقبای خود مختل می شوند، و عوامل کلیدی، چه اولیه و چه تسریع کننده، که بر تجدید حیات یک کشور قربانی در پیگیری اشاعه تسلیحات هسته ای تحت شرایط تغییر یافته تأثیر می گذارد. بخش سوم این ساختارهای نظری را در مورد پرونده هسته‌ای ایران اعمال می‌کند که شامل سه فصل است که بر وضعیت اشاعه هسته‌ای ایران قبل از توافق، فعالیت‌های هسته‌ای نسبتاً محدود آن در سال‌های اولیه توافق، و تسریع سریع تلاش‌های اشاعه هسته‌ای پس از توافق تمرکز دارد. خروج آمریکا از توافق یک نتیجه‌گیری جامع، یافته‌های مطالعه را ترکیب می‌کند، پیامدهای نظری و سیاستی را استخراج می‌کند و کاربرد بالقوه نظریه این مطالعه را در موارد دیگری که شامل توافق‌های هسته‌ای بین کشورهای رقیب پایدار است، برجسته می‌کند.


[1] «توافق تاریخی که ایران را از دستیابی به سلاح هسته‌ای باز می‌دارد»، کاخ سفید.

https://obamawhitehouse.archives.gov/issues/foreign-policy/iran-deal

[2] سایت وزارت امورخارجه آمریکا

https://2009-2017.state.gov/e/eb/tfs/spi/iran/jcpoa

[3] Saira Khan، ایران و سلاح های هسته ای: درگیری طولانی مدت و گسترش سلاح های هسته ای (لندن و نیویورک: Routledge، 2011).

[4] آایران و عربستان تا بهبود اخیر روابط بین این دو به دلیل قرارداد 2023 با میانجیگری چین رقیب یکدیگر بودند.