این کتاب درس های زیادی برای مخاطبان خود به ویژه مسئولین و روسای ادارات و نهادها و شرکتها دارد که از جمله ان «مطمئن ترین و ضروری‌ترین شیوه برای کاستن از آثار شوم تصمیم‌های نابخردانه برنامه‌ریزان مرکزی، روی آوردن آنان به تواضع و مقیم شدن در سرزمین «شنیدن» – به جای اسکان دائمی در سرزمین سخن گفتن و راه حل دادن – است. تنها شنیدن حرف مردم از پیر و جوان تا عامی و دانشمند است که مدیران متوهم را از ارزشمندترین گنجینه حکمت ها و راه حل ها برخوردار می کند و بهترین و ارزان‌ترین راهکارها را در دسترس آنها قرار می دهد. »

جمیز اسکات در کتاب «حکومت‌ها چگونه به دنیا می‌نگرند»، در صدد رمزگشایی از شیوه نگرش برنامه‌ریزان دولتی و برنامه‌ریزی متمرکز بوده است. او با کنجکاوی و اشتیاق یادگیری مثال‌زدنی‌اش، به کند و کاو در تاریخ برنامه‌ریزی امروزی پرداخته است تا بداند نگرش برنامه‌ریزی متمرکز چگونه پدید آمده است، مبتنی بر کدام جهان‌بینی بوده است، به چه علت با اصرار پیگیری شده است، و چه آثار و تبعاتی برای طبیعت، جوامع محلی و دانش بومی و دیرین انسان‌ها به بار آورده است.

کتاب «حکومت‌ها چگونه به دنیا می‌نگرند؟» اشاره‌ای هوشمندانه و مختصر به مهم ترین جنبه این ویرانگری‌های بشر امروزی است که از چنته حکومت‌ها صادر می‌شود. درک تمام و کمال پیام کتاب، مستلزم مطالعه کتاب از آغاز تا پایان است، یکی از مهمترین پیام‌ها و درس‌های کتاب که برای حکومتیان و مجریان برنامه‌ها و طرح‌های حکومتی بسیار گرانقدر است درک این واقعیت است که در هر برنامه و فکر ظاهراً عالی ولی اغلب توخالی، عقل آحاد مردم و دانش ژرف عملی آنها باید بر عقل کوتاه و منفعت طلبانه مسئولان و مجریان ترجیح داده شود. عقل چندصد یا چند هزار ساله مردم محلی و آشنایی ایشان با ملاحظات ظریف و دقیق در هر محل، علاوه بر آنکه سخیف و پیش پا افتاده نیست، اغلب بسیار ریشه دارتر و دوراندیشانه‌تر از تخیلات سرهم‌بندی شده و ناشیانه بوروکرات‌های مرکز است.

متن کامل کتاب را می توانید در نشانی زیر ببینید :

https://pooyeshfekri.com/%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%D9%87%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%9F/