حالا بعد از حدود 21 سال از سقوط صدام بار دیگر اسرائیل می کوشد ایران را وارد کارزار جدیدی با آمریکا کند تا یکی دیگر از دشمنان اسرائیل را با هزینه مالیات دهندگان آمریکایی از معادله شطرنج قدرت منطقه خاورمیانه حذف کند . اینبار ظاهرا این ایران است که دست اسرائیل را خوانده و می کوشد با صبر استراتژیک شرایط را به گونه ای طراحی کند که از یکسو ضربه متقابل به اسرائیل وارد کند چرا که نمی تواند حمله به کنسولگری خود در دمشق را صرفا با حمله به اقلیم کردستان عراق پاسخ دهد و از سوی دیگر آمریکا را متقاعد کند که قصد ایران درگیر شدن با آمریکا نیست، بلکه صرفا زمین بازی جایی تعریف می شود که حوزه عمل اسرائیل است .

این که ایران چگونه می تواند بین منافع آمریکا و اسرائیل مرز بندی کند و از اختلاف های موجود بین بایدن و نتانیاهو برای وارد آوردن ضربه متقابل و موثر به مراکز اسرائیلی استفاده کند، از آن پرسش های کلیدی است که طی پنج روز گذشته ذهن اکثر تحلیل گران را به خود مشغول کرده است.

ظاهرا بازی بزرگ تازه بعد از حملات ایران که احتمالا بازدارنده خواهد بود، آغاز می شود. همکاری تاکتیکی ایران با آمریکا، برای نشاندن نتانیاهو بر سر جایش حداقل از لحاظ تئوری امکان پذیر است فقط باید دید آیا چنین درایتی برای درک چنین ضرورتی در شرایط تاریخی کنونی وجود دارد؟