معرفی کتاب دیرینه شناسی دانش
به باور دکتر حسین کچوئیان جامعه شناس ، «تلقی فوکو از دانش که در کتاب دیرینه شناسی او مطرح شده معلول نگاهی است که به تاریخ و حیات انسان دارد. انسان با قوه عقل به خود، رفتار خود، عقلانیت و تاریخ حکومت می کند. در حالی که عقلی که بر تاریخ پیش از این رویکرد حکومت میکرده است یا هگلی است یا مارکسی و با یک سیر منظم از نقطه ای به نقطه دیگر حرکت می کند. از نظر فوکو این نوع تلقی از تاریخ، عقل و نحوه زندگی بشر باید مورد تجدید نظر قرار گیرد. باید از عقل خارج شد و اندیشید چگونه است که این گونه میاندیشیم؟ شرایط امکانی معرفت نه عام است و نه در اختیار خود عقل است بلکه در یک ظلمت ناپیدا است، مفهومی شبیه خدا در اندیشه هگل که هیچگاه قابل درک و لمس نیست. به اعتقاد فوکو علت دورهای اندیشیدن بشر در همین ظلمت ناپیدا شکل میگیرد. خود عقل معیارهای عقلانی را تعیین نمیکند؛ بلکه انسان تحت تاثیر سطحی نازلتر از آگاهی به این معیارها دست مییابد. این سطح عمق دیرینهشناسی است که مورد توجه فوکو قرار دارد.»
روش دیرینهشناسی فوکو در این کتاب، همانند بررسیهای باستانشناسی است که با مطالعه آثار کشف شده از زمانهای پیشین، شیوههای رایج زندگی انسان را در هر دوره تحلیل میکند. به عبارت دیگر، میشل فوکو نیز در این اثر با بررسی تاریخ اندیشه، قوانین مخفی ناآگاهانه موجود در دانش بشر را تحلیل میکند. بحث دیرینهشناسی، پیش از این اثر، در دو کتاب دیگر فوکو، «تولد کلینیک: باستانشناسی درک طبی» و «نظم اشیاء: باستانشناسی علوم انسانی» نیز مطرح شده بود.
دیرینهشناسی فوکو، روشی توصیفی است که تلاش میکند تا شرایط وجود گفتمان و حوزه عملی کاربرد و انتشار آن را شرح دهد. یکی از ویژگیهای دیرینهشناسی فوکو، عدم توضیح علت آغاز و شکلگیری گفتمانها در ذهن بنیانگذاران یک اندیشه است. به عبارت دیگر، دیرینهشناسی بر درونمایه عمومی توصیفی دلالت دارد که امر پیشاپیش گفته شده را در سطح وجودش مطالعه میکند. در دیرینهشناسی فوکو، گفتمانها، کردارهایی خاص در عنصر بایگانی توصیف میشوند.
دیرینهشناسی دانش به جستوجوی هیچ آغازی ترغیب نمیکند؛ دیرینهشناسی تحلیل را به هیچ حفاری یا عمقیابی زمینشناختی پیوند نمیزند. دیرینهشناسی در درونمایهٔ عمومی توصیفی دلالت دارد که امر پیشاپیش گفتهشده را در سطح وجودش مطالعه میکند: در سطح کارکرد گزارهای که در آن اعمال میشود، در سطح شکلگیری گفتمانی که این امر پیشاپیش گفتهشده به آن تعلق دارد، در سطح سیستم عمومی بایگانی که این امر پیشاپیش گفتهشده با آن مرتبط است. دیرینهشناسی گفتمانها را کردارهایی خاص در عنصر بایگانی توصیف میکند.
میشل فوکو، زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۶ و درگذشته ۲۴ ژوئن ۱۹۸۴، فیلسوف، تاریخ دان و متفکر معاصر فرانسوی و واضع اصطلاح «انسان گرایی ضد اومانیستی» است. وی، فرزند «آن مالاپار» و جراح متمول «پل فوکو» بود که در ناحیه سنت موار پواتیه فرانسه به دنیا آمد. بعدها اسم خود را به میشل فوکو تغییر داد. در دانشگاه سوربن فلسفه خواند و بعد از اخذ درجه دکترا به استادی فلسفه در دانشگاه کلرمون فرانسه منصوب شد. وی تحت تأثیر آراي انديشمنداني چون هگل، نيچه، ماركس، فرويد، هايدگر و هوسرل و همچنين تحتتاثير مستقيم فلاسفهاي چون مرلوپونتي، ژرژكانگليهم و ژانهيپوليت به بسط آراء و عقايد خود پرداخت او صاحب کرسی «تاریخ نظام های فکری» در کالج دو فرانس بود و در دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو و دانشگاه کالیفرنیا، برکلی تدریس کرد. به خاطر نظریات عمیق و دیدگاه انقلابی درباره ی جامعه، سیاست و تاریخ مورد توجه قرار گرفت.
در واقع دو دورۀ فکری متفاوت در زندگی فوکو وجود دارد که در دورۀ اول با رویکرد دیرینهشناسی، و دوره دوم با رویكردی تبارشناسانه به اجتماع بشری می نگرد. در دوره اول فكري خود و مخصوصاً در سه كتاب مهم تاريخ ديوانگي (1961)، تولد درمانگاه (1963) و نظم اشيا (1966) به روش ديرينهشناسي عمل نموده است .البته فوكو در هيچ كدام از كتابهاي مذكور روش ديرينهشناسي را توضيح نداده است
در بخشی از کتاب آمده است: «دیرینهشناسی، همزمانی انقطاعها را منفصل میکند، همانگونه که وحدت انتزاعی تغییر و رویداد را میشکند. دوران، نه واحد پایهای دیرینهشناسی است، نه افق آن و نه ابژه آن: اگر دیرینهشناسی از دوران صحبت میکند، همواره در مورد کردارهای گفتمانی معین و به مثابه نتیجه تحلیلهایش است.»
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد