کتاب خانه سکوت یا خانه خاموش ؟
اورهان پاموک در خانوادهای پر فرزند و مرفه در محله نیشان تاشی استانبول متولد شد. او دروس متوسطه را در كالج آمريكايی رابرت در استانبول گذراند. پس از پایان تحصیلات متوسطه به اصرار خانواده خود به ادامه تحصیل در رشته معماری در دانشکده فنی استانبول مشغول شد، هرچند پس از مدتی این رشته را نیمهتمام رها کرد. او سپس در دانشگاه استانبول و در رشته روزنامه نگاری به تحصیل پرداخت و فارغالتحصیل شد. با این حال هیچگاه کار روزنامهنگاری نکرد.
پاموک اولین رمان خود یعنی جودت بیک و پسران را که حکایت خانوادهای متمول و پرتعداد است در سال ۱۹۸۲ نوشت که جوایز ملی ارهان کمال و کتاب سال را برایش به ارمغان آورد.
پاموک بعد از انتشار رمان قلعه سفید کرسی تدریس ادبیات داستانی را در دانشگاه کلمبیا پذیرفت و به همراه همسرش از ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۸ مقیم نیویورک شد. این رمان تقریباً به همه زبانهای اروپایی ترجمه شد. او در این رمان رفاقت یک دانشمند عثمانی را با بردهای رومی روایت کردهاست. اوج شهرت پاموک زمانی بود که رمان نام من سرخ را در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد و انبوهی از جوایز ادبی در کشورهای مختلف را برایش به ارمغان آورد.
سال ۲۰۰۲ رمان برف را منتشر کرد که خودش آن را نخستین و آخرین رمان سیاسی در کارنامه کاریاش خواند. ضمیمه روزنامه نیویورک تایمز سال ۲۰۰۴ این رمان را یکی از ۱۰ رمان برتر جهان معرفی کرد. پاموک سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان استانبول منتشر کرد که در واقع اتوبیوگرافی نویسندهاست. بسیاری این کتاب را یکی از بهترین اتوبیوگرافیهای نویسندگان ادبی میدانند. بعد از دریافت جایزه نوبل ادبیات رمانی با عنوان موزه معصومیت نوشت که به موضوع عشقهای ممنوعه در کشورهای اسلامی و خصوصاً کشورهای خاورمیانه میپردازد. اما ماجراهای این رمان نیز مانند اغلب رمانهای پاموک در شهر استانبول می گذرد.
شاید هیچ نویسندهی دیگری به اندازهی اورهان پاموک در نثر خود لطافت و سادگی نداشته باشد. اورهان پاموک این توانایی را دارد که با نثر ساده اما پرقدرت شخصیتهایش را شرح دهد. او قصهگوی خوبی است و در کتابهایش داستان را به شکلی روایت میکند که علاوه بر اینکه داستان به شدت ملموس و آشناست، در لحظه بسیار نامتعارف و متفاوت است. سایت معتبر گودریدز در طی مقالهای نثر اورهان پاموک را مشابه به نثر گابریل گارسیا مارکز دانسته است.
خانه سکوت با استقبال شگفتانگیزی روبهرو شد و به بسیاری از زبانها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است. شاید دلیلش این باشد که کتابی را به نگارش در آورده که آشنایانی در میان سکوت یک خانه وجودشان حس میشود که در نهایت در قالب روایتی جذاب و خواندنی خواننده خود را در میان آنها حس می کند. می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.
اين رمان مهم اُرهان پاموك با نام «خانه خاموش» با ترجمه مرضیه خسروی همزمان با نام «خانه سکوت» و با ترجمه ناهید طباطبائیها از سوی نشر پوینده به چاپ رسیده است.انتشار «خانه خاموش» و «خانه سکوت» از اورهان پاموک/ یک رمان با دو مترجم باز این پرسش مهم را مطرح می کند که به راستی چه نیازی است که از یک کتاب چند ترجمه ارایه شود
پاموك اولين رمان مهم خود را با نام «آقاي جودت و پسران» در سال 1982 نوشت، كه چندين جايزه ادبي نصيب او كرد. «خانه خاموش» دومين رمان مهم اين نويسنده ترك محسوب میشود. مهمترين جايزهاي كه پاموك به دست آورده، جايزه ادبي نوبل در سال 2006 بوده است.
سرويراستار نشر نگاه درباره محتواي «خانه خاموش» ميگويد: «اين رمان كه به شيوه جريان سيال ذهن نوشته شده، ماجراي سه نسل در يك خانواده است كه هر كدام از طريق تكگويي ماجراي زندگي و گذشته خود را بيان ميكنند. تكگوييها مانند حلقههاي زنجير به يكديگر پيوند ميخورند و ساختار اصلي رمان را تشكيل ميدهند. اين روايتها به حدي جذاب است كه اگر كسي كتاب را به دست بگيرد، حتما نميتواند آن را كنار بگذارد.»
اين رمان در نشر پوينده با نام «خانه سكوت» با قلم مريم طباطبائيها نيز ترجمه شده است.
اُرهان پاموك، نويسنده ترك، در سال 1952 در محله نيشان تاشي استانبول به دنيا آمده است. او تحصيلات خود را با گرايش نقاشي در كالج امريكايي روبرت در محل سكونتش طي كرد و سپس وارد رشته معماري در دانشگاه پلي تكنيك استانبول ميشود اما پس از مدتي اين رشته را رها ميكند و در رشته روزنامه نگاري ادامه تحصيل ميدهد و در همان رشته فارغ التحصيل ميشود.
رمان «خانه خاموش» اثر اُرهان پاموك با ترجمه مرضيه خسروي، از سوی نشر نگاه به قيمت 21 هزار تومان منتشر شده است.
اورهان پاموک در کارنامهی ادبی خودش هفده رمان و شش اثر غیر داستانی دارد. در ادامه به توضیح برخی از این آثار میپردازیم.
استانبول: شهر و خاطرات
کتاب استانبول: شهر و خاطرات، یکی دیگر از مشهورترین آثار اورهان پاموک است که به اعتقاد خیلیها شرح زندگی خود اورهان پاموک میباشد. این کتاب چنان در بیان جزئیات قوی است که فریبا وفی در سخنرانیای اعلام کرد که شهر استانبول را با استانبول پاموک شناخته است. خود نویسنده نیز در صفحه کتاب میگوید: «من هنگام توصیف خود استانبول را توصیف کردهام و هنگام توصیف استانبول خودم را توصیف کردهام.» شایان ذکر است که پاموک این کتاب را زمانی که با افسردگی دست و پنجه نرم میکرده نگاشته، با این امید که یادآوری خاطرات و دوران گذشته او را از این دام نجات دهد. او همچنین در کتابش از عکس های یک هنرمند ارمنی به نام آرا گولر استفاده، و دلیل انتخابش را فضای تیره و مالیخولیایی عکس های این عکاس بیان کرده است.
موزه معصومیت
رمان موزه معصومیت، شاید واقعی ترین کتابی باشد که در تمام عمرتان خواهید خواند. اورهان پاموک چنان داستان واقعی عشق و ناکامی کمال باسماچی و فوزون را زیبا نگاشته است که میتوان روزها از لطافت و ظرافت جملات این کتاب سخن گفت. این داستان از زبان کمال، فرزند سی ساله خاندان با اصل و نسب باسماچی به عنوان شخصیت اصلی رمان روایت میشود. در طی داستان با سبک زندگی در استانبول آشنا میشویم و کمال را در فراز و نشیب های روابط خانوادگی و عاطفیاش دنبال میکنیم. اورهان پاموک همچنین به کمال در ساخت موزه معصومیت نیز کمک کرد. کمال باسماچی، محل زندگی عشق همیشگیاش، فوزون، را پس از مرگ او خریداری کرد، و آن را تبدیل به موزهای دیدنی و سرشار از یادگاری های عشقش کرد. کمال امیدوار بود خلوص عشقش را با به نمایش درآوردن اشیایی که روزی به دست فوزون لمس شدهاند به همگان نشان دهد.
برف
برف یکی از آثار اورهان پاموک است که در آن تقابل سیاست و فرهنگ به خوبی در آن دیده میشود. برف داستان شاعری تبعید شده به نام «کا» را بیان میکند که بعد از بازگشتش به ترکیه به شهر متروکه قارص سفر میکند. هدف ظاهری کا از آمدن به این شهر، تهیهی گزارشی دربارهی خودکشی دختران مذهبی آن شهر است. اما او درگیر اتفاقاتی میشود و متوجه میشود که افراد گوناگونی در حال تعقیب او هستند.
نام من سرخ
نام من سرخ را میتوانیم مشهورترین اثر اورهان پاموک بدانیم که در سال 1998 منتشر شد. پاموک این کتاب را تحت تاثیر کتاب آنک نام گل اثر اومبرتو اکو فیلسوف ایتالیایی نوشته است. داستان این رمان در زمان امپراطوری عثمانی و پادشاهی سلطان مراد سوم رخ میدهد و شخصیتهای اصلی داستان نقاشان هستند. پاموک در این کتاب روابط شرق و غرب را شرح میدهد.
زنی با موهای قرمز، کتاب سیاه، خانه خاموش و قلعه سفید از آثار دیگر پاموک هستند. بیشتر کتابهای پاموک را انتشارات ققنوس منتشر کرده است. این انتشارات حامی سفر پاموک به ایران هم بوده است.
اورهان پاموک یکی از اولین نویسندگانی بود که دربارهی نسلکشی ارامنه در سالهای ابتدایی جنگ جهانی اول در ترکیه سخن به زبان آورده است. او در این باره گفته است: « سی هزار کرد و یک میلیون ارمنی در این کشور کشته شدهاند. تقریباً هیچکس جرأت نمیکند اسمی از آن ببرد. اما من این کار را میکنم.»
جایزه نوبل ادبی اورهان پاموک
اورهان پاموک به عنوان پر افتخارترین نویسندهی ترکیه است. او برندهی جوایزی مانند جایزهی ترجمه بریتانیا برای رمان قلعه سفید، جایزهی صلح کتاب فروشان آلمان، جایزهی آیدین دوغان و مهمتر از همه جایزهی نوبل ادبیات شده است. سخنرانی پاموک در هنگام دریافت این جایزه بسیار قابل توجه بوده است: « تنها با نوشتن کتابهایم بود، که توانستم جهان اطرافم را بهتر و بیشتر بشناسم. نام من سرخ و کتاب سیاه دید مرا به اصالت گستردهتر کردند و کتاب استانبول و برف سختیهای زندگی برون مرزی را برایم معنی کردهاند.»
بطور خلاصه در این رمان می خوانیم « در عمارتی قدیمی در کنثیسار-که سابقا دهکده ی ماهیگیری بوده و اکنون به محلی پررفت وآمد و مدرن در نزدیکی استانبول تبدیل شده-بیوه ای سالخورده به نام فاطما، انتظار بازدید سالانه ی نوه هایش را می کشد: فاروک، تاریخ نگاری فاسد و شکست خورده؛ خواهر حساس و چپ گرای او به نام نیلگون و نوه ی کوچکتر، متین که علاقه مند به زندگی مدرن است و رویای زندگی در آمریکا را در سر می پروراند. فاطما برای چندین دهه در این روستا زندگی کرده است: از زمانی که همسرش، دکتری جوان و آرمان گرا، برای کمک به ماهیگیران فقیر به این روستا آمد. حالا او مدت هاست که مریض است و خدمتکار باوفایش رجب، یک کوتوله و فرزند نامشروع دکتر، از او مراقبت می کند. فاطما و رجب خاطرات مشترک خوب و بد فراوانی را به یاد دارند. اما پسرعموی رجب، پسری که از مدرسه اخراج شده و تمایلات افراطی میهن پرستانه دارد، این خانواده را وارد جریانات و آشوب های فزاینده ی سیاسی کشور می کند. رمان خانه ی خاموش، رمانی مسحورکننده است که کشمکش بلندمدت ترکیه در مواجهه با مدرنیته را به زیبایی به تصویر کشیده است.»
نوستالژی و دلبستگیهای انسان یکی از مضمونهای پرکاربرد در ادبیات مشرق زمین است؛ موضوعی که انسانها را از سویی با گذشتهی خود مواجه، و از سوی دیگر آرزوها و امیال آنها را برای تبدیل شدن به فردی غیر از آنچه تاکنون بودهاند ترسیم میکند؛ موضوعی که تاکنون دستمایهی رمانها و داستانهای بسیاری از نویسندگان آسیایی یا خاورمیانه بوده است.
اما کتاب خانه خاموش (Silent House) نوشتهی اورهان پاموک (Orhan Pamuk) اگرچه مضمونی نوستالژیک دارد، روایتی غمانگیز و محنتبار نیست؛ بلکه شاید بتوان به قول انگین کیلیچ، منتقد ادبی، آن را رمانی شاد و سرزنده به حساب آورد؛ روایتی که اگرچه از فقر، عقبماندگی، یتیمی و دلتنگی حرف میزند و شخصیتها دچار ناامیدی هستند، اما این روایتها فضایی کسالتبار برای خواننده فراهم نمیکند.
داستان خانه خاموش ماجرای سفر بازماندگان یک خانواده (دو برادر و یک خواهر) به خانهی مادربزرگ در یک تعطیلات تابستانی به شهری ساحلی با نام «جنت حصار» است. خانهای قدیمی که زادگاه این برادران و خواهرشان نیز هست. مادربزرگ که سالخورده و بیمار است، همراه خدمتکار وفادار خود به نام «رجب» در این خانهی قدیمی و بزرگ زندگی میکند و هر سال چشم به راه سفر نوههای خود است. رمان توسط پنج راوی روایت میشود. فاروق (برادر بزرگتر) که یک محقق و تاریخنگار است، متین (برادر کوچک) که دورهی کالج را به پایان برده و میخواهد به آمریکا سفر کند، مادربزرگ، رجب (خدمتکار مادربزرگ) و حسن (برادرزادهی رجب) که دانشآموز تنبلی بوده و بلیط بختآزمایی میفروخته و حالا بهعنوان یک ناسیونالیست دوآتشه فعالیت دارد. با این وجود نیلگون (خواهر فاروق و متین) با اینکه یکی از شخصیتهای اصلی رمان است در میان راویها جایی ندارد و در کلام و سخن دیگر راویان روایت میشود.
هفتهنامهی نیویورکر چاپ آمریکا کتاب خانه خاموش را یک رمان فوقالعاده که خواننده را میگیرد و از رها کردنش خودداری میکند. توصیف کرده است. روزنامه واشنگتن پست در مورد این رمان نوشت «معرکه؛ خانه خاموش خانوادهای را نشان میدهد که به اندازهی کشورشان پیچیده و بیثبات هستند؛ کار یک مهندس بزرگ است. » همچنین روزنامه دیگر امریکایی نیویورک تایمز در بخش نقد کتاب می نویسد« الهامبخش و پرشور. با ایدههایی در مورد تاریخ، مذهب، حافظه، طبقه و سیاست. تجربهی خواندن این کتاب بسیار لذتبخش است. » روزنامهی سان فرانسیسکو کرونیکل نیز نوشت:
«درخشنده و از نظر سبک، مبتکرانه. کتاب خانه خاموش بینظمی، نوستالژی و امید جامعهای که با خشونت دستوپنجه نرم میکند را روایت کرده است. »
در بخشی از کتاب خانه خاموش میخوانیم
داشتم میلرزیدم که خیال کردم اگر به دادم نمیرسیدند هقهقکنان نقشبرزمین میشدم. خدایا، من چهقدر بدبختم که باید سر مزار پسرم هم میآمدم. مگر چه کردهام که اینطور مجازاتم میکنی؟ توبه، ولی من هر کاری از دستم برمیآمد کردم. اصلاً مگر من میخواستم که اینطور شود؟ پسرم، دوغان من، چندبار به تو گفتم تنها کاری که نباید در زندگی بکنی ایمان آوردن به پدرت است، چندبار گفتم؟ مگر نه اینکه من تو را به مدارس شبانهروزی فرستادم تا پدرت را نبینی و او را الگوی خودت نکنی، دلبندم؟ با وجود اینکه آن سالها آهی در بساط نداشتیم، تنها با الماسها، انگشترها و برلیانهایی که مادربزرگ و پدربزرگت به عنوان جهیزیه به من داده بودند خانهمان را سر پا نگه داشته بودیم. مگر من با پنهان کردن شرایطمان از تو، تو را به بهترین مدارس نفرستادم؟ بعدازظهرهای شنبه دیر میآمدی، پدر مستت حتی نمیآمد ایستگاه دنبالت. با وجود اینکه حتی یک پشیز پول درنمیآورد، برای چاپ آن چرندیات سرتاپا گناه از من پول میگرفت.
من بهتنهایی در آن شبهای سرد زمستان با خود میگفتم لااقل پسرم در مدرسهی فرانسویها درس میخواند و با این حرف خودم را تسکین میدادم. تا یکهو روزی چشم باز کردم و دیدم اِ اِ اِ، به جای اینکه تاجر یا مهندس شوی، میخواهی سیاستمدار بشوی! میدانم، تو اگر بخواهی حتی میتوانی نخستوزیر هم بشوی، اما حیف کسی مثل تو نیست؟ این مملکت فقط با سیاست درست میشود، مادر. فقط تو مانده بودی که بخواهی مملکت را درست کنی، پسر بیعقل من. تا من بخواهم این را به او بفهمانم، کار از کار گذشته بود. یک روز که خسته و مشوش برای تعطیلات برگشته بود خانه، فهمیدم چهقدر بدبختم.
در صفحه 179 کتاب می خوانیم :
نه، من به حرف های تو گوش نمی کردم صلاح الدین، اما اون برای من حرف می زد: همه میبینند که کاری از دست خدا بر نمی آد و همه چیز دست خودشونه. جسارت و ترس،پاداشو جزا، خوب و بد، اگه همه بفهمند همه چیز دست خودشونه ، چی میشد فاطیما؟ این رو میگه و از سر می غذا بلند میشه. پاهاش رو عصبی بالا پایین می کنه و شروع به داد زدن میکنه،مثل همون سال های اول می شند، آدم های ترسو احمق از افکارشون می ترسند و ساعت ها از خودشون و ذهنشون فرار میکنند؛ احساس ترسو وحشت به همراه عذاب خواهند داشت.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد