معرفی کتاب مفهوم امر سیاسی
بحث از امر سیاسی مبحثی جدید در حوزه فلسفه سیاسی است که در نیمه دوم سده بیستم متأثر از اندیشمندانی مثل اشمیت و آرنت رونق پیدا کرد؛ و در ادامه با نظریهپردازی فوکو، دریدا، بدیو، ژیژک و رانسیر گسترش یافت. یکی از اندیشمندان سیاسی معاصر که بیش از دیگران دغدغه بحث از امر سیاسی در ذیل چرخش پسامدرن را دارد، شانتال موف است. وی همواره درصدد است تا ضمن نقد پیامدهای فکری سنتهای غالب در بحث از امر سیاسی که حول دو مفهوم دوستی و ضدیت در نوسان هستند، قرائتی پسامدرن و پسامارکسیستی از امر سیاسی ارائه دهد.
نویسنده درباره معرفی کتاب خود می نویسید :
«در این کتاب میخواهم درباره دیدگاهی بحث کنم که در بیشترِ جوامع غربی به صورت «عقل سلیم» درآمده است: یعنی اینکه مرحلهی توسعه اقتصادیـسیاسی کنونی، پیشرفت بزرگی در تکامل بشر است و باید امکانهای این مرحله را بستاییم. جامعهشناسان ادعا میکنند که ما وارد «مدرنیته دوم» شدهایم که در آن، افراد رهاشده از پیوندهای جمعی اکنون میتوانند سبکهای زندگی متنوع خودشان را، که از قید وابستگیهای قدیمی آزاد هستند، به وجود آورند. «جهان آزاد» بر کمونیسم پیروز شده و با تضعیف هویتهای جمعی، جهانی «بدون دشمن» اکنون امکانپذیر شده است ...میخواهم این دید «پساـسیاسی» را به چالش بکشم ... با موشکافی برخی از نظریههای رایج که «روح زمانِ» پساـسیاسی را در مجموعهای از حوزهها ــ جامعهشناسی، نظریهی سیاسی و روابط بینالملل ــ تأیید میکنند، استدلال خواهم کرد که این رویکرد بهغایت اشتباه است و، به جای اینکه به «دموکراتیکسازیِ دموکراسی» کمک کند، خودش منشأ بسیاری از مشکلاتی است که نهادهای دموکراتیک اکنون گرفتار آنها هستند.
موف با موشکافی برخی از نظریههای رایج که روحِ زمانِ پسا-سیاسی را در مجموعهای از حوزهها _ جامعهشناسی، نظریهٔ سیاسی و روابط بینالملل _ تأیید میکنند، در این اثر ثابت میکند که این رویکرد به غایت اشتباه است و به جای اینکه به «دموکراتیکسازی دموکراسی» کمک کند، خودش منشأ بسیاری از مشکلاتی است که نهادهای دموکراتیک اکنون گرفتار آنها هستند، مفاهیمی مانند «دموکراسی بدون جانبداری»، «دموکراسی گفتوگویی»، «دموکراسی جهانشهری»، «حکومتداری خوب»، «جامعهٔ مدنی جهانی»، «حاکمیت جهانشهری»، «دموکراسی مطلق» که هدفشان ایجاد جهانی «فراسوی چپ و راست»، «فراسوی هژمونی»، «فراسوی حاکمیت» و «آنتاگونیسم» است همگی نشانگر جهل کامل نسبت به چیزی است که در سیاست دموکراتیک مورد بحث است و همچنین نشانگر جهل کامل نسبت به پویاییهای ساخت و هویتهای سیاسی است.
تمرکز اصلی و برنامه محوری فکری خانم شانتال موف نویسنده کتاب چیزی است که خودش آن را انقلاب دموکراتیک مینامد . کتاب «دربارۀ امر سیاسی» چکیده اندیشههای فلسفی و سیاسی اوست. در این کتاب او در گفت وگو و مجادله با طیف گستردهای از اندیشمندان و جریانهای فلسفی معاصر میکوشد تعریف خود را از ماهیت امر سیاسی تبیین کند.او میگوید جامعهشناسان ادعا میکنند که ما وارد «مدرنیتهٔ دوم»شدهایم که در آن، افراد رها شده از پیوندهای جمعی، اکنون میتوانند سبکهای زندگی متنوع خودشان را که از قید وابستگیهای قدیمی آزاد هستند به وجود آورند. «جهان آزاد» بر کمونیسم پیروز شده است و با تضعیف هویتهای جمعی، جهانی «بدون دشمن» اکنون امکانپذیر شده است. منازعات متعصبانه به گذشته پیوستهاند و اکنون با گفتوگو میتوان به اجماع رسید. در نتیجهٔ جهانیشدن و عام شدن دموکراسی لیبرال، میتوانیم در انتظار ظهور جهانشهری باشیم که صلح، رونق و تحقق حقوق بشر را در سراسر جهان به ارمغان میآورد. او در کتاب درباره امر سیاسی، این دید «پسا-سیاسی» را به چالش کشیده است و روی سخنش با کسانی است که این نظر خوشبینانه دربارهٔ جهانیشدن را میپذیرند و طرفدار دموکراسی اجماعی هستند.
در سالهای اخیر دو نظریه رقیب، دموکراسی مشورتی هابرماس و دموکراسی مجادلهای موفه، خود را به عنوان بدیلی برای دموکراسی لیبرال طرح کردهاند. به نظر میرسد هر نظریه سیاسی بر تعریفی از امر سیاسی و متناسب با آن جامعه سیاسی مطلوب بنا شده است. بر این اساس، میتوان این پرسشها را طرح کرد: هابرماس و موفه امر سیاسی را چگونه تعریف میکنند؟ و، متناسب با این تعاریف، جامعۀ سیاسی مطلوب آنان چه ویژگیهایی مییابد؟ به نظر میرسد. هابرماس امر سیاسی را کنش زبانی میان سوژههای عقلانی ـ اخلاقی در عرصه عمومی به منظور دستیابی به مفاهمه میداند. بر اساس این تعریف، جامعه سیاسی اجماعی شکل خواهد گرفت که نهتنها روابط عقلانی ـ اخلاقی، خودآیینی، و مصالحه بر آن حاکم خواهد بود، بلکه وحدت جای تعدد و تکثر را خواهد گرفت. در مقابل، موفه امر سیاسی را کنش خصومتآمیز میان سوژههای متعارض در بستر اجتماعی میداند. بر اساس این تعریف، جامعه سیاسی مجادلهآمیزی بر مبنای منطق هژمونی شکل میگیرد که در آن عنصر دشمنی به مخالفت بدل میشود. روش این پژوهش هرمنوتیک متنمحور است.
شانتال موفه برخلاف هانا آرنت که «امر سیاسی» را به مثابه آزادی و تامل عمومی می داند، هم رای با برخی دیگر از نظریه پردازان که آن را به منزله فضای قدرت، منازعه و تخاصم (آنتاگونیسم) برمی شمارند، با تمایز بین امر سیاسی و سیاست، امر سیاسی را به مثابه آنتاگونیسم تعریف می کند و آن را عنصر قوام بخش جوامع بشری می داند. در حالی که سیاست را مجموعه یی از کردارها و نهادها یی تعریف می کند که از طریق آن نظم ایجاد می شود. او معتقد است همزیستی بشر در زمینه تضادی سازمان می یابد که امر سیاسی فراهم می کند.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد