همسر اینشتین، خانم میلوا ماریچ نابغه ریاضی و فیزیک که بیش از صد سال پیش به دانشگاه رفت. به دانشگاهی در هایدلبرگ که اساتیدش فقط با «آقایان» حرف می‌زدند، به دانشگاهی در هایدلبرگ که با اکراه اجازه می‌داد درس بخوانند اما حاضر نبود به زن‌ها مدرک بدهد! از شوهرش آلبرت اینشتین پیش از ازدواج حامله شده بود ، او را با شکم برآمده پیش خانواده سنتی و مذهبی‌اش پدر همسر فرستاد تا از شرم، خودش را در خانه زندانی کند. پولی نفرستاد و به دیدنش هم نرفت و آخرش معلوم نشد دخترشان چه شد. بعدها وقتی بصورت رسمی ازدواج کردند هم از او زن خوب فرمانبر ساخت، بچه‌داری و مهمانداری و رسیدن به آقا. گفته می شود وقتی انیشتین همسرش در فرمول‌های ریاضی به مشکل می‌خورد خانم حل می‌کرد ولی هیچگاه در مقالاتش نامی، حتی تشکری از او نیست. وقتی هم نابغه بزرگ، با پنج مقاله‌اش که نوشتن همه آنها به یاری میلوا بودند چشم جهان را خیره کرد و از کارمند فقیر درجه سه سازمان ثبت اختراعات به استاد دانشگاه تبدیل شد، با زن دیگری روی هم ریخت. اعتراض میلوا با 'نمی‌خوای؟ برو هرجا می میخواهی مواجه شد. وقتی گفت با این حال، این وضعیت تحقیرآمیز را تحمل می‌کند و می‌ماند پروفسور انیشتین دستورنامه نوشت: لباسهایم تمیز باشند، هر روز دفترم را تمیز کنی، هر وقت خواستم رختخواب را ترک کنی، هر وقت اشاره کردم ساکت شوی...

بگذریم از این داستان. هزاران و میلیونها داستان واقعی دیگر هستند. کافیست چشممان را باز کنیم.

اما بی‌انصافیست این همه پیروزی درخشان زنان در رسیدن یا نزدیک شدن به حقوقشان را نادیده بگیریم. تبعیض هست متاسفانه، اما کمتر شده خوشبختانه. جنبش زنان در جهان پیش می رود آزادی زنان قهرمان روز به روز بیشتر می شود ! تا همین بیست سال پیش ویا پنجاه سال پیش رویا بود. راه بسیار دراز و پرسنگلاخی را با همراهی زنان آمده‌ایم. این مسیر هیچگاه به عقب بازنخواهد گشت.