جمال خاشقجی روزنامه‌نگار سعودی در ۲ اکتبر ۲۰۱۸ وارد کنسولگری عربستان در استانبول شد و دیگر هرگز دیده نشد. تحقیقات مقامات ترکیه و منابع سازمان ملل به این نتیجه رسید که این روزنامه نگار در داخل کنسولگری توسط عوامل سعودی که از طرف رژیم عمل می کردند به قتل رسید و سپس جسد او را تکه تکه کردند. مقامات سعودی ابتدا قتل این روزنامه نگار را تکذیب کردند، اما بعداً پذیرفتند که وی در نتیجه جنایتی که توسط ماموران امنیتی سعودی که به استانبول اعزام شده بودند، به قتل رسیده است. بیانیه‌های متوالی عربستان مشخص نکرد که آیا به عاملان دستور ربودن یا قتل خاشقجی داده شده است یا خیر.1 با گذشت دو سال از قتل، رژیم سعودی هنوز مسئولیت کامل را قبول نکرده و مقام عالی‌تری را که دستور ربودن خاشقجی و یا ربودن خاشقجی را صادر کرده است. برای کشتن او روایت آدم ربایی مشکوک است، صرفاً به این دلیل که به نظر می‌رسد عوامل عملیاتی به استانبول آمده‌اند و برای کارهای بیشتر آماده شده‌اند.

ماموریت شوم

آیا چنین چیزی تحت نظارت ولیعهد محمد بن سلمان، ستاره نوظهوری که از سال 2015، زمانی که ملک سلمان او را به بالاترین مناصب دولتی ارتقا داد، قدرت زیادی به دست آورده است، ممکن است رخ دهد؟ چگونه ممکن است یک سلطنت توسط متحدان و شرکای غربی آن به عنوان یک کشور خیرخواه توصیف شود

پسر پادشاه

رژیم خودکامه جرأت دارد تا آنجا که جنایتی به این بزرگی و وحشیگری را در پناهگاه کنسولگری خود مرتکب شود؟ آیا همه ما عربستان واقعی تحت حاکمیت ولیعهد جدید را اشتباه درک کرده ایم؟ آیا از سال 2015، فراتر از دیدگاه حاکم کنونی، ثروت نفت، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و فروش تسلیحات، شکاف‌های جدی در دانش دانشگاهی و گزارش‌های رسانه‌ای ما درباره کشور وجود داشته است؟ چرا ناظران نتوانستند وحشیگری قلمرو جدید را پیش بینی کنند، در حالی که بسیاری از منتقدان سعودی، از جمله خانواده سلطنتی، از سال 2017 به زندان افتاده اند؟

متن کتاب را می توانید در نشانی زیر دانلود کنید:

https://ketabkoo.com/book/1674230