شرح عکس ادگار اسنو سمت راست با مائو تسه تونگ نفر وسط و لیو شائوچی در پکن در سال 1960.

حرفه

در عوض، اسنو به شهر نیویورک نقل مکان کرد تا پیش از فارغ التحصیلی در زمینه تبلیغات فعالیت کند. او کمی قبل از سقوط وال استریت در سال 1929 پول کمی در بازار سهام به دست آورد. در سال 1928 از این پول برای سفر به سراسر جهان استفاده کرد و قصد داشت در مورد سفرهای خود بنویسد. اسنو در آن تابستان وارد شانگهای شد و سیزده سال در چین ماند.[2] او به سرعت با نشریه «China Weekly Review»، ویرایش شده توسط جی بی پاول، فارغ التحصیل دانشکده روزنامه نگاری میسوری، کار کرد.[4] او با نویسندگان و روشنفکران برجسته، از جمله سونگ چینگ لینگ، بیوه سان یات سن و از مدافعان اصلاحات، دوست شد.[1] در سال‌های اولیه‌اش در چین، او از چیانگ کای‌شک حمایت کرد و خاطرنشان کرد که چیانگ فارغ‌التحصیلان هاروارد در کابینه‌اش بیشتر از فرانکلین روزولت بود. او در سال 1931 با معرفی نامه اگنس اسمدلی، روزنامه نگار چپگرای آمریکایی مقیم چین، به نهرو وارد هند شد. او آن را در بمبئی تحویل داد و ساروجینی نایدو او را به خواهر کمونیستش سوهاسینی معرفی کرد که او را برای دیدن کارگران آسیاب به اطراف برد. او گاندی را در سیملا ملاقات کرد، اما تحت تأثیر قرار نگرفت. او محاکمه توطئه Meerut را که در آن سه کمونیست بریتانیایی درگیر بودند پوشش داد و سه مقاله درباره هند نوشت.[4]

او زمانی که خبرنگار روزنامه شنبه ایونینگ پست شد، شروع به ساختن نامی بین‌المللی برای خود کرد و به طور گسترده در سراسر چین سفر کرد، اغلب برای وزارت راه‌آهن چین.[2] او از مناطق قحطی در شمال غربی چین بازدید کرد، از جایی که بعداً به جاده برمه تبدیل شد، بازدید کرد و از حمله ژاپن به منچوری گزارش داد.[1]

او در سال 1932 با هلن فاستر ازدواج کرد که در کنسولگری آمریکا کار می کرد تا اینکه بتواند حرفه خود را در روزنامه نگاری آغاز کند. او و اسنو به خاطر کار حرفه‌ای‌اش با نام مستعار "Nym Wales" آشنا شدند. در سال 1933، پس از یک ماه عسل در ژاپن، اسنو و همسرش به Beiping نقل مکان کردند، همانطور که در آن زمان پکن نامیده می شد. آنها روزنامه‌نگاری را به صورت پاره وقت در دانشگاه Yenching، [4] دانشگاه پیشرو تدریس می‌کردند و زبان چینی را مطالعه می‌کردند و نسبتاً مسلط بودند. او علاوه بر نوشتن کتابی در مورد تجاوز ژاپن در چین، جبهه شرق دور، مجموعه ای از داستان های کوتاه چینی مدرن (ترجمه شده به انگلیسی)، Living China را نیز ویرایش کرد.[5] آنها آثاری را در مورد امور جاری از کتابخانه ینچینگ به امانت گرفتند و متون اصلی مارکسیسم را مطالعه کردند. این زوج با رهبران دانشجویی جنبش ضد ژاپنی نهم دسامبر آشنا شدند. از طریق تماس های آنها در شبکه کمونیستی زیرزمینی بود که اسنو برای بازدید از مقر مائو تسه تونگ دعوت شد.[4]

در ژوئن 1936، اسنو با معرفی نامه ای از سونگ چینگ لینگ (که از حامیان مهم سیاسی کمونیست ها بود) خانه را ترک کرد و به شیان رسید. مناطق تحت کنترل کمونیست ها توسط ارتش ژانگ ژئولیانگ محاصره شد، ارتشی که با حمله ژاپنی ها در سال 1931 از پایگاه منچوری خارج شده بود، ژانگ و پیروانش می خواستند با کمونیست ها برای مقابله با ژاپنی ها همکاری کنند و به اسنو اجازه ورود دادند. اسنو را جورج حاتم، که با حزب کار کرده بود، همراهی می‌کرد، که اسنو سال‌ها از حضور او در این سفر سخنی به میان نیاورد. اسنو در حال آماده شدن برای نوشتن کتابی در مورد جنبش کمونیستی در چین بود و حتی در مقطعی قراردادی امضا کرده بود. با این حال، مهمترین سهم او مصاحبه هایی بود که با رهبران ارشد حزب انجام داده بود. وقتی اسنو نوشت، هیچ گزارش موثقی در مورد مناطق تحت کنترل کمونیست ها به غرب نرسید. نویسندگان دیگر، مانند اگنس اسمدلی، پیش از راهپیمایی طولانی درباره کمونیست های چینی با جزئیاتی نوشته بودند، اما هیچ یک از این نویسندگان به دیدار آنها نرفته بودند یا حتی با رهبری که در طول راهپیمایی طولانی ظهور کرده بود، مصاحبه ای انجام نداده بودند.[6]

از طریق خطوط قرنطینه نظامی به مقر کمونیست ها در بائوآن، جایی که او چهار ماه (تا اکتبر 1936) را صرف مصاحبه با مائو و دیگر رهبران کمونیست کرد. انبوهی از دانشجویان و سربازان که شعارهای خوشامدگویی سر می‌دادند از او استقبال کردند و اسنو بعداً یادآور شد: «تأثیری که بر من بیان شد بسیار احساسی بود». مائو تسه تونگ طی یک دوره ده روزه با اسنو ملاقات کرد و زندگی نامه او را روایت کرد. اگرچه اسنو در آن زمان این موضوع را نمی دانست، رهبری حزب با دقت مائو را برای این مصاحبه ها آماده کرد و پیش نویس های اسنو را ویرایش کرد. اسنو ادعا کرد که تحت هیچ محدودیتی قرار نگرفته است، اما به درخواست مائو، ژو انلای و شاید کمونیست های آمریکایی که نگران این بودند که مائو در جنبش بین المللی شکاف ایجاد کند، در کتاب تجدیدنظرهایی انجام داد.[7]

اسنو پس از بازگشت به پکن در پاییز، دیوانه وار نوشت. ابتدا او یک حساب کوتاه در چک هفتگی چین منتشر کرد، سپس یک مجموعه به سرعت به چینی ترجمه شد. ستاره سرخ بر فراز چین، که اولین بار در سال 1937 در لندن منتشر شد، بلافاصله پرفروش شد. این کتاب برای معرفی خوانندگان چینی و خارجی نه چندان با حزب کمونیست، که به طور منطقی شناخته شده بود، بلکه به مائوتسه تونگ اعتبار داده شده است. مائو همانطور که گزارش شده بود نمرده بود. اسنو گزارش داد که مائو یک کمونیست مخلص، یک وطن پرست متعهد به مقاومت در برابر تهاجم ژاپن و فاشیسم جهانی، و یک اصلاح طلب سیاسی بود، نه انقلابی صرفا نظامی یا رادیکال که در دهه 1920 بود.[8]

در چهار هفته اول پس از انتشار، ستاره سرخ در چین بیش از 12000 نسخه فروخت، [9] و به طور موثر برف را به شهرت جهانی رساند. این کتاب به سرعت به یک مقدمه "استاندارد" برای جنبش کمونیستی اولیه در چین تبدیل شد.[2]

چین در طول جنگ جهانی دوم

پس از تهاجم ژاپنی ها به چین در سال 1937، اسنووز به اعضای مؤسس انجمن تعاونی صنعتی چین (ایندوسکو) تبدیل شد. هدف ایندوسکو ایجاد تعاونی‌های کارگری در مناطقی بود که توسط ژاپنی‌ها کنترل نمی‌شد، که از طریق آن به کارگران چینی اشتغال پایدار، آموزش، کالاهای مصرفی و صنعتی و فرصتی برای مدیریت مزارع و کارخانه‌های خود ارائه می‌شد. کار اسنو در ایندوسکو عمدتاً شامل ریاست او در کمیته عضویت و تبلیغ بود که حمایت عمومی و مالی را مدیریت می کرد.[2] ایندوسکو سرانجام در ایجاد 1850 تعاونی کارگری موفق بود.[10] اسنو دوباره در سال 1939 از مائو در یانان دیدن کرد.[نیازمند منبع]

اسنو از کشتار نانکینگ (دسامبر 1937 تا فوریه 1938) گزارش داد و حتی واکنش ژاپنی ها به آن را گزارش کرد و اظهار داشت:

در شانگهای چند ژاپنی عمیقاً احساس شرم و تحقیر کردند. به عنوان مثال، به یاد دارم که یک روز عصر با یک دوست ژاپنی صحبت کردم، یک روزنامه‌نگار لیبرال که با حفظ دیدگاه‌هایش جان سالم به در برد، و من نامش را برای محافظت از او دریغ نمی‌کنم. وقتی از او در مورد برخی گزارش‌های قساوت پرسیدم، به طور غیرمنتظره‌ای اعتراف کرد: «بله، همه آنها درست هستند، فقط حقایق در واقع بدتر از هر داستانی است که هنوز منتشر شده است.» اشک در چشمانش حلقه زد و غمش را صادق دانستم.[11]

گزارش او در مورد کشتار Nanking در کتاب 1941 او به زمین سوخته ظاهر شد.[11]

اسنو با واتارو کاجی و همسرش یوکی ایکدا آشنا شد. هم کاجی و هم ایکدا از حمله بمباران ژاپنی به ووچانگ جان سالم به در بردند و او را در YMCA نیروی دریایی هانکوف ملاقات کردند. اسنو یک سال بعد دوباره آنها را در چونگ کینگ ملاقات کرد و به او یادآوری شد که:

ژاپن مملو از مردم شریفی مثل آنها بود که اگر جمجمه هایشان پر از اسطوره های الهه خورشید و دیگر کثیفی های امپریالیستی نبود و دسترسی به "افکار خطرناک" ممنوع بود و توسط منافقان آمریکایی و انگلیسی مسلح می شدند، به راحتی می توانستند زندگی کنند. در یک دنیای متمدن تعاونی، اگر هر یک از ما بتوانیم یکی از آنها را فراهم کنیم.[12]

روزنامه نگاری بعد

اندکی قبل از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، در سال 1941، اسنو از مناطق تحت اشغال ژاپن در آسیا بازدید کرد و دومین کتاب مهم خود، نبرد برای آسیا، را در مورد مشاهدات خود نوشت.[2] پس از نوشتن کتاب، اسنو و همسرش به ایالات متحده بازگشتند و در آنجا از هم جدا شدند.[13] در آوریل 1942، شنبه ایونینگ پست او را به عنوان خبرنگار جنگ به خارج از کشور فرستاد. اسنو به هند، چین و روسیه سفر کرد تا جنگ جهانی دوم را از دیدگاه این کشورها گزارش کند. او در روسیه مشاهدات خود از نبرد استالینگراد را با سفارت آمریکا در میان گذاشت. گاهی اوقات، دفاع اسنو از دولت‌های متفقین غیردموکراتیک مختلف به‌عنوان تبلیغات آشکار جنگ، نه مشاهده‌های بی‌طرف روزنامه‌نگاری، محکوم می‌شد، اما اسنو از گزارش‌های خود دفاع کرد و اظهار داشت:

در این فاجعه بین‌المللی که فاشیست‌ها به بار آورده‌اند، بی‌طرف ماندن برای هیچ مردمی غیرممکن است تا مردی که در اطراف طاعون بوبونیک است، نسبت به جمعیت موش‌ها «بی‌طرف» بماند. چه بخواهید چه نخواهید، زندگی شما به عنوان یک نیرو موظف است یا به موش ها کمک کند یا مانع آنها شود. هیچ کس را نمی توان در برابر میکروب های تاریخ ایمن کرد.[14]

در سال 1944، اسنو در مورد این سوال که آیا مائو و کمونیست های چین واقعاً "دموکرات ارضی" هستند یا نه، تردید داشت.

کمونیست‌هایی را که به حکومت توتالیتر تمایل داشتند، منصوب کرد.[14] کتاب او در سال 1944، مردم در کنار ما، بر نقش آنها در مبارزه با فاشیسم تأکید کرد. او در یک سخنرانی، مائو و چینی های کمونیست را نیروی مترقی توصیف کرد که خواهان چینی دموکراتیک و آزاد است. اسنو در نوشتن برای The Nation اظهار داشت که کمونیست‌های چینی «سال‌ها پیش اتفاقاً از هرگونه قصد تأسیس کمونیسم [در چین] در آینده نزدیک چشم‌پوشی کرده‌اند».[14] پس از جنگ، اسنو از این دیدگاه که کمونیست های چین یک جنبش دموکراتیک بودند.

زمانی که به عنوان خبرنگار در روسیه کار می کرد، سه کتاب کوتاه درباره نقش روسیه در جنگ جهانی دوم و امور جهانی نوشت: مردم در کنار ما (1944). الگوی قدرت شوروی (1945); و استالین باید صلح داشته باشد (1947).

در سال 1949 اسنو از هلن فاستر طلاق گرفت و با همسر دومش لوئیس ویلر ازدواج کرد.[2][15][16][17] آنها یک پسر به نام کریستوفر (متولد 1949) داشتند که در اکتبر 2008 بر اثر سرطان درگذشت، [18] و یک دختر به نام سیان (متولد 1950)، به نام شهر چینی سیان (شیان فعلی)، [19] که زندگی می کند و به عنوان مترجم و ویراستار در منطقه ژنو، نه چندان دور از جایی که مادرش سال ها قبل از مرگ او در سال 2018 زندگی می کرد، کار می کند.[18]

مک کارتیسم، تبعید

اسنو به دلیل روابطش با کمونیست ها و به دلیل برخورد بسیار مطلوبش با آنها در زمانی که خبرنگار جنگی بود، پس از جنگ جهانی دوم مورد سوء ظن قرار گرفت. در دوره مک کارتی، اف بی آی از او بازجویی شد و همچنین از او خواسته شد تا میزان رابطه اش با حزب کمونیست را فاش کند. اسنو در مقاله‌های منتشر شده از آنچه به‌عنوان خلق و خوی یک‌جانبه، محافظه‌کار و ضد کمونیستی در ایالات متحده می‌دید ابراز تاسف کرد. بعداً در دهه 1950، او دو کتاب دیگر درباره چین منتشر کرد: یادداشت‌های تصادفی در مورد چین سرخ (1957)، مجموعه‌ای از مطالب چینی که قبلاً استفاده نشده بود و مورد توجه محققان چینی بود. و سفر به آغاز (1958)، شرح زندگی‌نامه‌ای از تجربیات او در چین قبل از سال 1949. در طول دهه 1950، اسنو برای گذران زندگی از طریق نوشتن خود مشکل داشت و تصمیم گرفت ایالات متحده را ترک کند. او و همسرش در سال 1959 به سوئیس نقل مکان کردند، اما او یک شهروند آمریکایی باقی ماند.[2]

بازدید از چین

او در سال های 1960 و 1964 به چین بازگشت، با مائو تسه تونگ و چوئن لای مصاحبه کرد، سفرهای زیادی کرد و با افراد زیادی صحبت کرد. کتاب او در سال 1963، آن سوی رودخانه، به جزئیات تجربه او، از جمله دلایل او برای انکار قحطی جهش بزرگ چین در سال های 1959-1961 می پردازد.

در سال 1970، او - این بار با همسرش، لوئیس ویلر اسنو - آخرین سفر را به چین انجام داد.[15] در 1 اکتبر، در رژه روز ملی در پکن، او در کنار مائو ایستاد، اولین باری که به یک آمریکایی چنین افتخاری داده شد.[20] در دسامبر 1970، مائو تسه تونگ یک صبح قبل از طلوع صبح برای یک گفتگوی غیررسمی که بیش از 5 ساعت به طول انجامید، اسنو را به دفتر خود فراخواند و طی آن مائو به اسنو گفت که از ریچارد نیکسون به چین به عنوان توریست یا در مقام رسمی خود به عنوان رئیس جمهور استقبال خواهد کرد. ایالات متحده.[19][21][22] اسنو با مجله تایم به توافق رسید تا مصاحبه نهایی خود را با مائو منتشر کند، از جمله دعوت نیکسون، مشروط بر اینکه مصاحبه قبلی با چوئن لای نیز منتشر شود.[21] کاخ سفید این دیدار را با علاقه دنبال کرد، اما به اسنو و شهرت طرفدار کمونیست او بی اعتماد شد.[23] هنگامی که اسنو به سرطان پانکراس مبتلا شد و پس از یک عمل جراحی به خانه بازگشت، چوئن لای تیمی از پزشکان چینی از جمله جورج حاتم را به سوئیس اعزام کرد.

مرگ

نیمی از خاکستر ادگار اسنو در محوطه دانشگاه پکن، در کنار دریاچه ویمینگ دفن شده است.

اسنو در 15 فوریه 1972 درگذشت، هفته ای که رئیس جمهور نیکسون به چین سفر می کرد، قبل از اینکه بتواند عادی سازی روابط را ببیند.[24] او بر اثر سرطان در سن 66 سالگی در خانه اش در آیسینس[19] نزدیک نیون، وود، سوئیس درگذشت. پس از مرگش به درخواست او خاکسترش به دو قسمت تقسیم شد. نیمی از آنها در Sneden's Landing در نزدیکی رودخانه هادسون به خاک سپرده شد. نیمی دیگر در محوطه دانشگاه پکن دفن شد، دانشگاهی که محوطه دانشگاه ینچینگ، جایی که او در دهه 1930 در آنجا تدریس می کرد، تسخیر شده بود. آخرین کتاب او، انقلاب طولانی، پس از مرگ توسط لوئیس ویلر اسنو منتشر شد.[2]

در سال 1973 لوئیس ویلر اسنو به چین رفت تا نیمی از خاکستر شوهرش را در باغ دانشگاه پکن دفن کند. در سال 2000 - به همراه پسرش کریس - برای حمایت از زنانی که فرزندان خود را در قتل عام میدان تیان آن من در سال 1989 از دست داده بودند به پکن سفر کرد.[15] یکی از این مادران در حصر خانگی به سر می برد و از ملاقات دیگران امتناع می کرد، در حالی که دیگری پس از دریافت کمک مالی از ویلر اسنو دستگیر شد. ویلر اسنو بیانیه های اعتراض آمیزی به مطبوعات بین المللی صادر کرد و تهدید کرد که بقایای شوهرش را از خاک چین خارج خواهد کرد. ویلر اسنو در نامه خود به سفیر چین در ژنو، آرزوی رهایی مردم چین را از ظلم، فساد و سوء استفاده از قدرت - درست همانطور که او و همسرش در سال 1949 ابراز کرده بودند، ابراز کرد.[19]

ارزیابی توسط محققان چینی

خبرنگاری که با گزارش دهی از چین در دهه 1930 هم به عنوان پیشگو ستایش شده است و هم مقصر ظهور کمونیسم مائو. برخی از مورخان چینی نوشته اسنو را بسیار مثبت ارزیابی کرده اند. جان کی. فیربنک گزارش اسنو را به خاطر ارائه اولین گزارش مفصل از حزب کمونیست چین و رهبری آن به غرب تحسین کرد که او آن را "به طرز فاجعه باری پیشگویانه" خواند. فیربنک سی سال پس از اولین انتشار کتاب ستاره سرخ بر سر چین نوشت که این کتاب "آزمایش زمان را پس داده است... هم به عنوان یک رکورد تاریخی و هم به عنوان نشانه ای از یک روند."[25] مائو از آن استفاده کرد، اما از اسنو در برابر این ادعا که او توسط مهمان نوازی و جذابیت چینی کور شده بود، دفاع کرد، و اصرار داشت که "اسنو به عنوان یک روزنامه نگار حرفه ای آنچه را که می توانست انجام داد."[26]

سایر مورخان بیشتر از اسنو انتقاد کرده اند. زندگی‌نامه ضد کمونیستی یونگ چانگ و جان هالیدی، مائو: داستان ناشناخته، اسنو را سخنگوی مائو توصیف می‌کند و او را به ارائه افسانه‌ها متهم می‌کند و تاکید می‌کند که او عینیت خود را به حدی از دست داده که دیدگاهی رمانتیک از چین کمونیستی ارائه کرده است. 27]

جاناتان میرسکی، یک صدای منتقد، اظهار داشت که کاری که اسنو در دهه 1930 انجام داد این بود که "کمونیست های چینی را قبل از هر کس دیگری توصیف کرد، و در نتیجه امتیازی در سطح جهانی به دست آورد." با این حال، او درباره گزارش‌های خود در سال 1960 می‌گوید که اسنو «بسیار فراتر از کسانی که تصور می‌کردند مائو و رفقایش قدرت را در دست خواهند گرفت، پیش رفت». او به تضمین های ژو انلای و مائو تسه تونگ رضایت داد که در حالی که مشکل غذایی وجود دارد، با موفقیت با آن برخورد می شود، که «صحت نداشت»، و «اگر اسنو هنوز همان گزارشگری بود که در دهه 1930 بود، حتماً این کار را انجام می داد. آن را کشف کرده اند.»[28]

در مائو: یک تفسیر مجدد، اثری که با مائو همدردی می‌کند، لی فیگون روایت اسنو را به دلیل نادرستی‌های آن مورد انتقاد قرار می‌دهد، اما ستاره سرخ را به خاطر "[پرتره] اصلی مائو" ستایش می‌کند و بر اثر اسنو به عنوان مرجع انتقادی در سراسر کتاب تکیه می‌کند.[ 29]

منبع: ترجمه از ویکی پدیا

پانویس ها:

  1. Fairbank, John D. "Introduction". In Snow, Edgar. Red Star Over China: The Classic Account of the Birth of Chinese Communism. New York, NY: Edgar Snow. 1968. ISBN 0-8021-5093-4. p.11
  2. ^ Jump up to:a b c d e f g h i Curators of the University of Missouri. Edgar Parks Snow Papers Archived 2016-07-30 at the Wayback Machine. University Archives: University of Missouri-Kansas City. July 08, 2010. Retrieved July 7, 2014.
  3. ^ Curators of the University of Missouri. "About Edgar Snow" Archived 2014-07-14 at the Wayback Machine. The Edgar Snow Foundation. 2013. Retrieved July 7, 2014.
  4. ^ Jump up to:a b c d Thomas, Season of High Adventure, 107-125.
  5. ^ Fairbank, John D. "Introduction". In Snow, Edgar. Red Star Over China: The Classic Account of the Birth of Chinese Communism. New York, NY: Edgar Snow. 1968. ISBN 0-8021-5093-4. pp.11-12
  6. ^ Brady, Anne-Marie (2003). Making the Foreign Serve China: Managing Foreigners in the People's Republic. Lanham: Rowman & Littlefield Publishers. ISBN 0742518612. pp. 42-46.
  7. ^ Brady p. 46-47.
  8. ^ Brady p. 47.
  9. ^ Israel, Jerry. "'Mao's Mr. America': Edgar Snow's Images of China". Pacific Historical Review. 47.1. (Feb. 1978): 107-122. p.107. Retrieved July 7, 2014.
  10. ^ Hamilton, John Maxwell. Edgar Snow: A Biography. United States of America: John Maxwell Hamilton. 1988. ISBN 0-253-31909-9. p.2 Retrieved July 7, 2014.
  11. ^ Jump up to:a b "Edgar Snow". Spartacus Educational. September 1997.
  12. ^ Robert M. Farnsworth (1996). From Vagabond to Journalist: Edgar Snow in Asia, 1928-1941. University of Missouri Press. pp. 326–327.
  13. ^ Hamilton (2003), p. 153.
  14. ^ Jump up to:a b c Hamilton, John M., Edgar Snow: A Biography, LSU Press, (2003) ISBN 0-8071-2912-7, ISBN 978-0-8071-2912-8, p. 167; Shewmaker, Kenneth E., Americans and Chinese Communists, 1927-1945: A Persuading Encounter, Ithaca, NY: Cornell University Press (1971) ISBN 0-8014-0617-X
  15. ^ Jump up to:a b c Qin, Amy (12 April 2018). "Lois Wheeler Snow, Critic of Human Rights Abuses in China, Dies at 97". The New York Times. p. A29. Retrieved 16 April 2018.
  16. ^ Saxon, Wolfgang (14 January 1997). "Helen Foster Snow, 89, a Founder Of Industrial Co-ops in China". The New York Times. Retrieved 16 April 2018.
  17. ^ Whitman, Alden (16 February 1972). "Edgar Snow Dies; Wrote About China". The New York Times. p. A1. Retrieved 16 April 2018.
  18. ^ Jump up to:a b Sian Snow in her comment, August 29, 2012 to: "A compelling, historical and bittersweet film" by local filmmaker on Edgar Snow, U.S Journalist, an article by Catherine, in Living in Nyon, April 20, 2012
  19. ^ Jump up to:a b c d Ailleurs, ma maison (A Home Far Away), documentary by Peter Entell, 100 min., Show and Tell Films, ARTE G.E.I.E., Radio Télévision Suisse, SRG SSR, 2012
  20. ^ Dikötter, Frank. The Cultural Revolution (2016), p. 245.
  21. ^ Jump up to:a b Edgar Snow: Citizen of the World, University of Missouri – Kansas City Archives (UMKC) and Lois Wheeler Snow, The Edgar Snow Project (http://edgarsnowproject.org edgarsnowproject.org)
  22. ^ "New Documentary Reveals Secret U.S., Chinese Diplomacy Behind Nixon's Trip".
  23. ^ Tyler, Patrick (2000). A Great Wall: Six Presidents and China: An Investigative History. New York: Public Affairs. pp. 81–86.
  24. ^ Thomas, Season of High Adventure pp. 335-6.
  25. ^ Fairbank, John D. "Introduction". In Snow, Edgar. Red Star Over China: The Classic Account of the Birth of Chinese Communism. New York, NY: Edgar Snow. 1968. ISBN 0-8021-5093-4. p.13
  26. ^ John K. Fairbank (1989-04-27). "Mao and Snow". New York Review of Books.
  27. ^ Chang, Jung and Halliday, Jon, Mao: The Unknown Story, Jonathan Cape, London (2005), ISBN 0-224-07126-2, p. 106.
  28. ^ Jonathan Mirsky, "Message from Mao" (review of Hamilton. Edgar Snow: A Biography) New York Review (February 16, 1985).
  29. ^ Feigon, Lee, Mao: A Reinterpretation, Chicago: Ivan R. Dee, 2002,