در باره نام کشور ایران
در باره نام کشور ایران
مسعود حسینی پور
حدود دو هفته پیش با طرح این سئوال مزاحم شما گشتم که نام ایران برای یک حیطه دولتی و سیاسی در چه زمانی یا زمان هائی بکار گرفته شده. انگیزه سئوال ادعای دوستانی(تحصیلکرده) از یک
کشور فارسی زبان مجاور ایران (افغانستان) بود،که در عرض دو سال، سه بار با آن برخورد کردم و آخرین بار در یک جلسه نیمه خصوصی در دانشگاه هومبولدت برلین بود. از آنجائیکه در این نشست چند مدرس غیر ایرانی جوان حضورداشتند که در سالهای آینده ده ها دانشجوی شرق شناسی را تربیت میکنند بر آن شدم که با کمک شما جهت روشنگری چند مدرک استوار دال براشتباه گوینده در اختیار آنهابگذارم،که انجام نیز شد. در زیر جمعبندی مختصر مکالمات و مراودات با شما همدلان و
حامیان در اینمورد که شاید برای خودتان نیز جالب باشد ذکر میشود -خانم پرفسور ماتسوخ( ایرانشناسی،دانشگاه آزاد برلین) تاکید کردند که در زمان ساسانیان ایران نام رسمی کشور(البته با مرزهای زمان خودش) بوده و در این راستا ازاصطلاح ایرانشهر نیز استفاده میشده. ایشان توضیحاتی نیز در باره تلفظ کلمه ایران در آن زمان دادند - استاد جمشید کیانفر از تهران نیز اشاره های با ارزشی فرمودند که قسمتی از آن بعنوان ضمیمه یکم این نوشته تقدیم میشود. در قسمت دوم نوشته ایشان به مکاتبات با عثمانی گوشزد میشود که بخصوص در مورد ایران بعد از اسلام مهم میباشند
-خانم دکتر همدانی از کالیفرنیا نیز به همین روابط ایران و عثمانی اشاره کرده و سایت زیر را
http://www.allempires.com/forum/forum_posts.asp?TID=34024
معرفی نمودند.در آنجا علاوه بر نامه ای به ترکی عثمانی که در سال 1886 که از دولت ایران
نام برده عکس نقشه ای ازممالک ایران در سال 1730 نیز آورده شده.
-استاد جلال متینی (مریلند) و استاد خالقی مطلق(هامبورگ/ پینه) ضمن تاکید بر نام رسمی ایران در زمانهای قبل وبعد از اسلام که در برهه دوم چندی کمرنگ شد،اشاره کردند .این دو بزرگوار در سال 1371 بخاطر موردی دال بر سوء نیت بر یکپارچگی ایران که در راستای همین نام رسمی بوده مقاله هائی نوشته اند:
ایران شناسی،سال 4 شماره 2 تابستان1371.ص 233 تا 264. متاسفانه هنوز به این شماره دسترسی پیدا نکرده ام ولی اشاره جناب استاد متینی به اینکه در آنجا اشعاری با نام ایران ذکر شده اند، مرا بر آن داشتند که نمونه هائی از اشعاری که نام ایران در آن وجود دارند از دوران مختلف(رودکی تا ملک الشعرا بهار) را در کنار هم قرار دهم. این اشعار بدون توجه به کیفیت ومعنی شعر در اینجا
آورده شده اند ولی جالب اینکه حتی در سالهایی که ایران نام رسمی کشور نبوده، باز هم از آن بعنوان نام کشور یاد شده(مثل شعر منوچهری در مدح سلطان مسعود غزنوی.ر.ک. به ضمیمه دوم). -خانم
میترا شفیعی- نیستانک(ایرانشناسی، دانشگاه بامبرگ) با اشاره به مقاله پربار پرفسور فراگنر(B.G. Fargner)
Historische
Wurzeln neuzeitlicher iranischer Identität: zur Geschichte des
politischen Begriffs „Iran“ im späten Mittelalter und in der Neuzeit
کمک بسیار بزرگی فرمودند. محتوی این مقاله ًهویت ایرانی در رابطه با نام رسمی ایران ً میباشد و نویسنده پس از توصیف نامهای ایران وایرانشهر در قبل از اسلام، ذکر میکند که پس از اسلام، بازماندگان چنگیز یعنی ایلخانان برای مرز بندی و مشخص کردن حیطه تحت قدرت خود مجددا و رسما نام ایران را برای کشور برگزیدند که صفویان آنرا ادامه دادند. پرفسور فراگنر در این مقاله به منابع تحقیقی مهم دیگری در رابطه با نام ایران اشاره نموده ونیز از یک کتاب آلمانی در باره مکاتبات ازون حسن اسم برده. البته در اینمورد در ایران کتابی سه جلدی بنام ً مکاتبات دول ثلاثه با دولت ایرانً چاپ شده که جلد سوم آن مربوط به مکاتبات عثمانی با دولت ایران میباشد. از آنجائیکه این کتاب در دسترسم نبود بخشی ازمتن یک نامه شاه طهماسب به سلطان سلیم عثمانی در سال 1554 میلادی را بعنوان ضمیمه سوم ارسال میکنم. -آقای دکتر شاهرخ راعی (ایرانشناسی،دانشگاه گوتینگن) و آقای دکتر کامران ارجمند( بخش کتابهای شرق شناسی دانشگاه هاله) راهنمائی های مفیدی در یافتن منابع و افراد ذیصلاحیت در این موضوع را فرمودند.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد