ضرورت بازخوانی دفاعیات محمد مصدق
بخشی از دفاعیات دکتر محمد مصدق در دادگاه نظامی
.... و من اکنون میخواهم از روی حقیقتی پرده برگیرم و آن این است که در طول تاریخ مشروطیت ایران، این اولین باری است که یک نخستوزیر قانونی را به حبس و بند میکشند و روی کرسی اتهام مینشانند و برای شخص من خوب روشن است چرا این طورشده. ولی میخواهم قاطبۀ ملت ایران و به خصوص طبقۀ جوان و تحصیلکرده که چشم وچراغ مملکت و مایۀ امید این مملکت هستند نیز علت این سختگیری و شدت عمل را بدانند و از راهی که برای طرد نفوذ استعماری بیگانگان پیش گرفتهاند، منحرف نشوند و از مشکلاتی که در پیش دارند، نهراسند و از راه حق و حقیقت منحرف نشوند. به من گناهان زیادی نسبت دادند و من میدانم یک گناه بیشتر نکردهام وآن این است که تسلیم تمایلات خارجیان نشده و دست آنان را از منابع ملی کشور کوتاه کردم.
…در تمام مدت زمامداری خود، از لحاظ سیاست داخلی و خارجی، یک هدف داشتم و آن این بود که ملت بر مقدورات خود مسلط گردد و هیچ عاملی در سرنوشت مملکت، جز ارادۀ ملت دخالت نکند. پس از ۵۰ سال مطالعه و تجربه، به این نتیجه رسیدم جزتامین آزادی و استقلال ممکن نیست ملت ایران بر مشکلاتی که در راه سعادت و عظمت خود دارد غلبه کند. برای نیل به این منظور، تا آنجا که توانستم کوشیدم. راست است که میخواهند سرنوشت من و خانوادهام را درس عبرت برای دیگران کنند.
در اینجا حال گریه به آقای دکتر مصدق دست داد.
ولی من مطمئنم که نهضت ملت ایران خاموششدنی نیست و هرگز فراموش نکنند که سرنوشت افراد در مقابل حیات و استقلال ملل، بیارج و بیارزش است و تنها آرزویم این است که ملت ایران اهمیت نهضت ملی خود را به خوبی درک کنند و به هیچ صورت از تعقیب راه پرافتخاری که رفتند، دست نکشند. امیدواریم که تمام طبقات و آحاد و افراد، از پیر و جوان، در هر مسلک و مذهب و دین، در هر شغل و مقام، این معنا را به خوبی درک کنند که بیش از یک قرن سیاستهای مخرب و مهلک خارجی در مقدرات وطن عزیز ما تاثیر خارقالعاده داشت وتمام جریان سیاسی و اقتصادی مملکت را تحت تاثیر میگرفت و مخصوصا نفوذ سیاسی و اقتصادی امپراتوری انگلیس و حکمرانی آشکار و پنهان شرکت سابق نفت جنوب در مدت نیم قرن، امکان تجدید حیات و فعالیت شرافتمندانه را از ما سلب کرده بود.
مقتضیات سیاسی دنیا و عشق و علاقهای که تمام طبقات و افراد ملت به مبارزه با این سرطان مهلک و طرد این سیاست استعماری داشتند، به من و دوستانم فرصت داد به حکمرانی دولت انگلیس در ایران و شرکت سابق نفت خاتمه داد و صنعت نفت جنوب را …
…ایشان، آقا به من نسبت بیایمانی دادند و گفتند این دکتر مصدق ایمان ندارد. میخواهید قبول کنید، میخواهید نکنید. ما برای ایمان با ملت قیام کردیم. به من نسبت بیایمانی داد. ولی خلوص عقیده و ایمان من و همکارانم سبب شد که مراجع بینالمللی ما را ذیحق بدانند و به من و دوستانم فرصت داد که در قطع نفوذ سیاستهای خارجی قیام کنیم و بساط حکمرانی آنها را برچینیم. گزاف نیست اگر بگویم قیام ملت ایران، سیاست استعماری را در خاورمیانه متزلزل ساخت. اکنون سوال میکنم اگر ایمان نبود، میتوانستیم این موفقیت را حاصل کنیم؟ والله خیر.
تمام این کارهای ما از روی ایمان بوده و مردان باایمانی بودیم که در خدمت به وطن، از همه چیز خود گذشتیم. وضع من در بسیاری از جهات، با یک مردی بیشباهت نیست. من هم سالخورده و در گذشته به وطن خود خدماتی کردهام. من هم در این آخرهم روی کرسی اتهام نشستهام و شاید هم مثل او محکوم شوم. ولی یک فرق بین او و من هست، که او به جرم همکاری با دشمن محاکمه و محکوم شد من اگر محکوم شوم، به گناه مبارزه با دشمن ایران و به دست عمل بیگانه. و آن مرد مارشال پتن است. مارشال پتن در فرانسه، به دست ملت فرانسه برای همکاری با دشمن محکوم شد.
*همه چیز ما، همه اختلاف، مابهالاشتراک است. من و او یک مابهالاشتراک داریم و مابهالاشتراک این است که من سالخورده هستم و او هم سالخورده بود. بنده خدماتی کردهام و او هم خدماتی کرده بود. او محکوم شد و بنده هم ممکن است محکوم شوم. ولی فرق ما این است که مارشال پتن، برای همکاری با دشمن محکوم شد و من برای مخالفت با بیگانگان و خدمت به ملت ایران. این بود عرض من و بیش از این هم عرضی ندارم.*
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد