3- دردهسال گذشته صدا و سیما درعرصه پاسخگویی به نیازمخاطبان ایرانی خود  برای آنکه ایرانی ها به شبکه های فارسی زبان ماهواره ای توجه کمتری نشان بدهند، سه اقدام بزرگ انجام داد

اقدام های صدا وسیما برای جذب مخاطبان از دست رفته

اول از لحاظ خبری شکل و محتوی خبر صدا و سیما  در رقابت با بی بی سی فارسی و صدای آمریکا و رادیو فردا، تغییرات قابل توجهی داشته است.  اگرچه این تغییرات  بیشتر در زمینه شکل ارائه اخبار دچار تحول شده و از حالت مکتوب خوانی به اخبار تصویری و تشریحی گرایش پیدا کرده است اما از لحاظ محتوی همچنان با استاندارد های روز دنیا و رقیبانش فاصله بسیار دارد . به همین دلیل  هنوز نتوانستند از تلاش های امنیتی رسانه های رقیب  ماهواره ای و اینترنتی برای تحریک افکار عمومی علیه نظام جلوگیری کنند. آنها بخوبی می دانند مشکلشان کمبود بودجه نیست آنها نیروی انسانی کارآمد که سیاست های یکسویه و یکجانبه گرایی را قبول داشته باشد و د ر خدمت آنها قرار گیرند ، ندارند . در نتیجه بیش از دو  دهه است که  تنها پنج یا شش نفر معاونت سیاسی را هدایت می کنند بدون آنکه بتوانند نیروهای کار آمد مستقل که صاحب سبک و ایده های جدید باشند ، جذب کنند.

دوم با تاسیس شبکه های متعدد دیجیتال که اختصاص به برنامه های تخصصی یا نمایشی دارد ، بخش عمده ای از مخاطبان ماهواره ها را به سمت خود جلب کرد و از این نظر خدمت بزرگی به منافع ملی ایران و امنیت ملی  داشت.  این حرکت اگرچه در بخش رادیویی تحول چندانی در مخاطبان ایجاد نکرد اما در بخش تلویزیونی موفق شد سهم بیشتری از بینندگانی را که در سالهای اخیر جذب شبکه های نمایشی فارسی وان و من و تو شده بودند بار دیگر به سمت خود جلب نماید . با این وجود متاسفانه بدلیل خطوط قرمز پرنگی که در اثر کج فهمی ها از نیاز مخاطبان اصلی و باور های دینی در صدا و سیما و مراجع ناظر برعملکرد صدا و سیما وجود داشته و دارد درعمل این سیاست هنوز نتوانسته است تلاش شبکه های  ماهواره ای  را به گونه ای بی اثر سازد که دیگر نیازی به ارسال پارازیت نباشد . پدیده ای که در سالهای اخیر موجب در خطر قرار گرفتن سلامت مردم از نظر جسمی و روحی شده است . مسئولان دراین مورد خود را مکلف می دانند اخلاق و رفتار رسانه ای  مردم  ایران را مدیریت کنند تا ضمن جلوگیری از فساد اخلاقی آنها را از بی بند و باری مورد ادعای خود دور سازند. اما در عمل می بینیم رفتار و کردار مردان و زنان در جامعه با گفتمان مطرح شده در صدا و سیما کیلومترها فاصله دارد . بنابراین مشکل اصلی صدا و سیما را در نداشتن کارایی در جاهای دیگری غیر از کمبود بودجه باید جستجو کرد .

سوم صدا و سیما در دهسال گذشته تحول قابل توجهی در رویکرد سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود بوجود آورد که در نتیجه آن فاصله بیشتری با نخبگان جامعه ایجاد کرد . این سیاست موجب شد تا صدا و سیما بیشتر دنبال جذب مخاطبان از طریق پخش برنامه های سطحی و انبوه سازی تولید برای پرکردن صدها شبکه رادیوی  وتلویزیونی باشد. البته این به معنای آن نیست که این شبکه ها برنامه های موسوم به فاخر و قابل توجه برای نخبگان تولید نمی کنند . مشکل این است که تعداد چنین برنامه هایی کم است ضمن آنکه اعتبار صدا و سیما  در نزد مخاطبان بویژه نخبگان روز به روز کمتر شده و در نتیجه اعتماد آنها از بین رفته و یا به حداقل رسیده است

آیا مشکل صدا و سیما کمبود بودجه است 

اکنون ببینیم ایا براستی باید بودجه بیشتری به صدا و سیما اختصاص داد و این روند را تا کجا باید ادامه داد یعنی به گفته آقای ضرغامی اگر دولات بخواهد همان نسبت گذشته یک به سه را رعایت کند در چنین اوضاعع و احوالی که دولت برای ضروری ترین نیازهای کشور مثل بهداشت و درمان با کمبود شدید مواجهه است باید 2250 میلیارد تومان را از جیب این ملت خرج به اصطلاح مبارزه آقایان علیه جبه کفر و نفاق و انحراف کنند اما باید گفت دولت بخوبی آگاه است که صدا و سیما دچار بیماری نا کارآمدی ناشی از فربگی بی رویه است .  حتی  رویکرد انتقادی صدا و سیما به  برنامه های دولت به بهانه آنکه دیگر صدا و سیما نمی خواهد اشتباه های گذشته را تکرار کند موجب نمی شود کار شناسان  نداشتن بهره وری لازم و اتلاف بودجه را در صدا و سیما نبینند. به باور کارشناسان برای رها شدن از این معضل ، در درجه اول صدا و سیما باید خود را از انحصار مدیران ناکارآمد رها سازد. اگرچه اکثر مدیدرا صدا و سیما صادق و خدمتگذار هستند اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که  بعضی مدیران  سیما  خود در بیرون شرکت زدند و برنامه ها را خود تصویب می کنند و بجای سپردن به تهیه کنندگان بیکار به شرکتهای خود در بیرون می سپارند. در نتیجه صدا و سیما از یکطرف با نیروهایی که در استخدام دارد اما بدلیل انکه به انها کارارجاع داده نمی شود با حداقل کار ایی حقوق در یافت می کنند و از طرف دیگر به بهانه برون سپاری کارها ، تولیدات را اکثرا به شرکت های بیرون می سپارند . شرکت هایی که مستقیم یا غیر مستقیم به مدیران یا بستگان سببی و نسبی آنها مرتبط است . این تنها یک نمونه کوچک از آسیب شناسی در وضعیت فعلی صدا و سیما است. 

نکته مهم دیگر آنکه وقتی صدا و سیما با شبکه های کارآمد خارجی مقایسه می شود می بینیم چقدر پرتی هزینه  ناشی از استخدام بی رویه  نیرو و بکار گرفتن تجهیزات غیر ضروری وجود دارد . صدا و سیما که امکانات آن بامدرن ترین شبکه های روز دنیا قابل مقایسه است ، بدلیل جذب نیروهای ناکارآمد و بیشتر از حد مورد نیاز در عمل بودجه های موجود را در بدترین شکل ممکن استفاده می کند. صدا و سیما بی رویه بزرگ شده است و باید برای کوچک شدن  و افزایش میزان بهره وری کارمندان خود اقدام اساسی انجام دهد . در چنین صورتی نه تنها صدا وسیما نیازی به استفاده از بودجه عمومی ندارد بلکه حتی  میتواند به دولت  کمک هم کند.

شاید در خرداد ماه آینده کسی منصوب شود که بتواند این چند مشکل اساسی را به همراه دهها مشکل کوچک و بزرگ موجود حل کند تا این اژدهای بودجه خوار به یک سازمان کوچک کار آمد تبدیل شود و این شدنی نیست مگرآنکه انحصار تولید برنامه ها از بین برود و سیاست خصوصی سازی  صدا و سیما در پیش گرفته شود . این سیاست همچنانکه در اصلاح  اصل چهل و چهارم  قانون اساسی تحت نظارت رهبری انجام گرفت . در مورد شکستن این انحصار ناکارآمد دیر یا زود انجام خواهد گرفت . در واقع شرایط  زندگی در ایران  ضرورت اجرای این سیاست را به اثبات می رساند.