آینـده چگونـه ساختـه میشـود؟
اما این همه ماجرا نیست. بسیاری از مدیران میانی قابلیتهای علمی، فنی و اقتصادی این را ندارند كه آینده را براساس طرح خودشان پایهریزی كرده و دنیا را با خود همراه كنند. آنها راهحل میانبری را پیدا میكنند. آنها به جای ساختن راه تازهای برای آینده، راههایی را كه دیگران خواهند ساخت، حدس میزنند و خود را در مسیر آن قرار میدهند تا شاید بتوانند آینده بهتری برای خود و بسیاری دیگر بسازند. این گروه از افراد (برخی مدیر هستند و برخی دانشمند) را آینده پژوه یا آیندهنگر مینامیم. آیندهنگرها همچون فالگیرهایی هستند كه خبر از آینده میدهند. البته نه با شیوههای رمالی و طالعبینی و اسطرلاب و...
آیندهپژوهان نگاهی ژرف به رویدادهای دنیا دارند. آنها حال حاضر دنیا را بخوبی میشناسند و رویدادهای علمی دنیا را دنبال میكنند. آنها میتوانند رابطههای میان علوم و فنون امروزین را بخوبی با هم پیدا كنند و آنها را دنبال كنند. مغز این افراد همچون یك شبیهساز كامپیوتری یا یك ماشین زمان (كه در حال حاضر ماشینی خیالی است) حوادث و رویدادهای علمی و فنی را در زنجیره زمانی قرار میدهد تا به پیش رود و آینده آن را با دقتی در خور توجه بازنمایی كند و در نهایت خود را در حكم پیشگوهای مدرن معرفی نماید.
زبان این پیشگوها هم جالب توجه است، برخی از آنها كه كلاسیكترینشان هم هستند زبان داستان را انتخاب میكنند. ژولورن را میتوان معروفترین این نوع آیندهنگرها نامید. داستانهای علمی ـ تخیلی یا فانتزیهای علمی یكی از شیوههای بیان این آینده است. برخی از آیندهنگرها این آیندهبینی را با مقالات علمی یا حتی پیچیدهتر به شیوه گزارشهای رمزنگاری شده و محرمانه برای سازمانهای متبوع خود بیان میكنند. آینده، كالایی است گرانبها و آنهایی كه به آن تجهیز شوند برنده بسیاری از بازیها خواهند بود. پول، قدرت، ثروت...همه اینها در پیشگویی آینده پنهان شده است.
هدف این وبلاگ اطلاع رسانی صرف است با انتخاب خبرها و تحلیلی هایی که مهم به نظر می رسد