|
چگونه درست فارسی بنویسیم و تایپ کنیم
اینروزها تحلیلهایِ وبلاگنویسانِ مختلف از اوضاعِ وبلاگستان و استدلالهایشان برایِ بهسامان یا
نابهسامان تصویر کردنِ اینشهرِ مجازی زیاد منتشر و [خوشبختانه] با توجهِ درخوری هم روبهرو میشود. اینمورد را بیان کردم تا بگویم کهاین مطلب ربطی بهتحلیلِ اوضاعِ وبلاگستان ندارد؛ هرچند کهمرتبط ساختنش هم کارِ سختی نیست! راستش را بخواهید، بعد از خواندنِ چند مطلب از عزیزانِ وبلاگنویس -که میتوان مطالبِ مذکور را از لحاظِ ادبی، در شمارِ مزخرفترین مطالبِ بشری جای داد- تصمیم بهنوشتنِ اینمطلب کردم. در اینمطلب چند نکته را کهاز نظرِ من از مهمترین نکات برایِ نوشتنِ بهزبانِ فارسی هستند، بیان میکنم؛ لهذا اگر خود وبلاگنویس هستید و فکر میکنید بهخوبی فارسی مینویسید، نیازی بهخواندنِ ایننوشته ندارید، هر چند مرورِ آن قواعد هم چندان بیفایده نیست! ۱- با خودتان مشخص کنید که میخواهید «گفتاری» بنویسید یا «نوشتاری»! من - بهعنوانِ یک خواننده- طرزِ خواندن و زاویهیِ دیدِ خود را هنگامی که بهیکی از دو شیوهیِ نگارشیِ فوق میرسم، تغییر میدهم. موردِ «گفتاری» بیشتر بهدردِ مطالبِ غیرِجدی میخورد و من از یک نوشته بهشیوهیِ گفتار، انتظارِ بهچالش کشیدهشدن یا برخورد با مفاهیم عمیق و تحلیلاتِ بدیع را ندارم؛ امّا حکایتِ شیوهیِ «نوشتاری» چیزِ دیگریست. در شیوهیِ نوشتاری شما باید بیخیالیِ متعلّقِ بهشیوهیِ «گفتاری» را کنار بگذارید، ایننوشتهها معمولاً جدی هستند و میخواهند مفهومی را منتقل کنند. قبل از اینکه بخواهید مطلبی را بنویسید، باید با خود قرار بگذارید که تمایل بهنوشتن کدام شیوه را دارید؟ باید فقط یکی از آن دوتا را انتخاب کنید و آنمطلب را بنویسید؛ مطمئن باشید که آمدنِ یک عدد «رو» بهجایِ «را» در یکجملهیِ فوقِ ادبی، تنها تمسخرِ مخاطب را بهدنبال خواهد داشت. توصیهیِ من ایناست کهیکی از اینشیوه را انتخاب کنید و تمامِ مطالبتان را با همان شیوه بنویسید تا کههم تمرین کردهباشید و هم از سرگیجهیِ احتمالیِ خوانندگانِ مبارک جلوگیری.ضمناً بهتر است از هرشیوه مطابقِ کاربردِ معمولِ آن استفاده کنید، وگرنه تشریحِ «تاریخچهیِ همراهیِ کمال و وجود در فلسفه و نظرِ حضرتِ کانت در اینباره» را اگر بهصورتِ گفتاری انجام دهید و درعوض قرارِ ملاقاتِ عاشقانهیِ خود را بهصورتِ نوشتاری بنویسید، هیچاشکالی ندارد! امّا بهتر است همیشه شیوهیِ نوشتاری اتخاذ کنید و تنها «نقلقول»ها را درصورتِ لزوم، گفتاری بنویسید. یکنکتهیِ دیگر هم در اینزمینه باید اضافه کنم و آن اینهست کهشیوهیِ نوشتاریِ خود را میتوانید بسیار دورتر از شیوهیِ گفتاری انتخاب نکنید، یا هم آنرا تا مرحلهیِ باستانی بهعقب ببرید؛ همهچیز بستگی بهروحیّاتِ شما و نوعِ مطلبتان دارد. ۲- انتخابِ دایرهیِ لغویِ صحیح: اگر شیوهیِ خود را «نوشتاری» انتخاب کردهباشید و من هم فرض میکنم که کردهاید، بهاین قدم میرسید. بهنظرِ من اینقدم، مهمترین قدم است. شما باید لغاتِ مناسبِ نوشتهیِ خود را انتخاب کنید و آنها را در نوشتهیِ خود بهکار ببرید امّا همهچیز بستگی بهنوشتهیِ شما دارد. شما باید درنظر بگیرید که بهکاربردنِ «استنطاق» مناسبتر است یا «بازجویی»، بهکار بردنِ «استفسار» بهتر است یا «تفسیر کردن» و قسعلیهذا. بهتر است بهمسئلهیِ لغاتِ خارجی هم اشاره کنم. اگر در مطلبِ خود از جملههایی مثلِ:« بچهها رفتند Paper دادند بهاستاد.» یا « .. بعد از ده سال نمیتونی afford کنی.» استفاده میکنید، بهتر است با خودتان دوباره فکر کنید که میخواهید اصلاً «فارسی» بنویسید یا «انگلیسی»؟! این «فارگلیسی»نوشتن هر دو زبان را بهگند میکشد. قبول دارم کههدفِ زبان ارتباط برقرار کردن است و تازه از طرفدارانِ جدیِ «جهانِ تکزبانی» هم هستم؛ امّا این فارگلیسی هیچکدامشان نیست و بیشتر شبیهِ زبانِ میمونها در برابرِ انسانهاست، مثل ایناست که بازیکنِ خطِ حملهیِ فوتبال، توپ را بهدستش بگیرد و با مشت و لگد بهجانِ دروازهبان بیافتد و بعداً توپ را در دروازهیِ خودی بندازد، بعد بگوید:«خب هدفِ فوتبال مگر گلزدن نیست؟» یکی از نکاتِ دیگری کهباید اینوسط بیان کنم، مسئلهیِ زبانِ عربی در فارسیست. اگر در زبانِ فارسی بالا و پایین بروید - علاوهبر ماست و دوغ!- زبانِ عربی را مشاهده میکنید. لغاتِ اینزبان - که چون زالو، خونِ من و امثالِ مرا در دبیرستان نوشیدهاست! - در فارسی بهشدّت مشاهده میشود. شاید اگر دو قرن سکوتی در کار نبود، این طرزِ سخنگفتن را «عربارسی (عربی + پارسی)» میخواندند و مثلِ «فارگلیسی» پدرش را در میآوردند! امّا اینطور نشد و امروزه در زبانِ فارسی، لغاتِ عربی فراوان است. استفادهیِ از آنها - همانطور که بنده بهشدّت استعمالشان میکنم!- اشکالی ندارد و فکر میکنم افرادی که اینلغات را با واژهیِ عجیب عوض و از آنها استفاده میکنند یا با زامبیسازیِ لغاتِ باستانی، بهقولِ خود «پارسیِ پاک» و سره سخن میگویند، دچارِ بیکاریِ مفرط هستند؛ در عوض بهتر است علمِ خود را بچسبید تا انتقالِ یکسویهیِ علم - و متعاقباً لغات - متوقف شود! از بحث دور شدیم، بگذریم ... ۳- املایِ صحیحِ کلمات: قدمِ بعدی برایِ فارسینویسی بعد از انتخابِ لغاتِ صحیح، اطمینان یافتن از درستیِ املایِ آنهاست. اینقدم را باید بهخوبی بردارید.همیشه از صحیحبودنِ املایِ لغاتِ خود مطمئن باشید. مثلاً همیشه بدانید که«توجیه» با «هـ» است نهبا «ح»! «مثلاً» را «مثلن» یا «مصلا» ننویسید. برایِ اطمینان یافتن از صحیح بودنِ املا میتوانید به لغتنامهیِ دهخدا مراجعه کنید. علاوه براین، باید حواستان بهلغاتِ دخیل در زبانِ فارسی هم باشد. مثلاً شما مجاز هستید برایِ اوّل تشدید بگذارید، امّا برایِ دوم و سوم خیر؛ شما مجاز هستید کهبگویید «اوّلاً» و «ثانیاً» و «ثالثاً»، امّا مجاز بهاستفاده از «دوماً» و «سوماً» نیستید و امثالهم. مطمئناً همهیِ شما ایننکات را میدانید و با دقتِ بیشتر میتوانید آنها را رعایت کنید. ۴-بهکار گرفتنِ نیمفاصله: در زبانِ انگلیسی تنها عاملِ جداسازیِ لغاتِ وابسته در یکجمله، فاصله است. مثلاً در "an apple" تنها یک فاصلهیِ کامل میانِ "an" و "apple" وجود دارد، امّا در فارسی عاملِ دیگری هم وجود دارد بهنامِ «نیمفاصله»(۱) که همهیِ ما آنرا در نگارشِ خود رعایت میکنیم، امّا هنگامِ تایپکردن، کمتر این اتفاق میافتد. مثلاً بهجملهیِ زیر - در دو حالت، با رعایتِ نیمفاصله و بدونِ آن- توجه کنید:
- روز پنج شنبه، کتاب ها و برگه های دانش آموزان و مقاله ی معلمشان را به مدرسه باز خواهم گرداند.
- روز پنجشنبه، کتابها و برگههای دانشآموزان و مقالهی معلمشان را بهمدرسه باز خواهم گرداند.
تفاوت را احساس میکنید؟ نیمفاصله در مواردِ متعددی بهکار میرود، مثلاً در میانِ کلماتِ مرکب، برایِ چسباندنِ اجزایِ افعال یا افعالِ مرکب بههم، چسباندنِ حروفِ اضافه بهکلمهیِ بعد از خود، چسباندنِ «ی» بهکلماتِ مختوم به«هـ» و الخ. قاعدتاً نیمفاصله باید با Shift + Space اجرا شود. امّا در ویندوز بهعلّتِ استاندارد نبودنِ صفحهکلیدش، نیمفاصله ممکن است با Ctrl+Shift+2 یا Alt+0157 اجرا شود. شما میتوانید با نرمافزارِ Tray Layout، کلیدهایِ نیمفاصله را در ویندوز تصحیح کنید. البته با اینکار هنوز هم صفحهکلیدتان استاندارد نمیشود. صفحهکلیدِ استانداردِ فارسی - کهمتأسفانه در ویندوز استفاده نمیشود، امّا در توزیعهایِ گنو/لینوکس استفاده می شود - بهاین صورت است:
همانطور کهمشاهده میکنید، مکانهایِ «پ» و «ئ» و «أ» و کلاً همهشان نسبت بهویندوز بهبود یافتهاند. شاید در ابتدا، چنین صفحهکلیدی گیجکننده بهنظر برسد، امّا چند ساعت بعد حتماً با آن لذّت خواهید برد. پس از اجرایِ اینصفحه کلید، دیگر «ي» و «ك» عربی را در متونِ خود نخواهید دید، میتوانید با تعویضِ زبان، نحوهیِ نگارشِ اعداد را هم عوض کنید و الخ. روشِ پیادهسازیِ اینصفحهکلید در ویندوز را بهنقل از ویکیپدیا (+) در اینجا میآورم:
1. صفحهکلید استاندارد فارسی را از اینجا(+) دریافت کنید و زیپش را باز کنید و محتویاتش را جایی ذخیره کنید. بهمحل ذخیره بروید و روی setup.exe دوکلیک کنید.
2. باید سیستمعامل را برای پشتیبانی کامل از زبانهای شرقی آماده کنید. دکمهٔ Start (معمولا در گوشهی چپ در پایین صفحهی نمایش) را فشار دهید. فهرستی باز میشود، گزینهی Control Panel را انتخاب کنید.
3. پنجرهی جدیدی باز میشود که بنا بهترجیحات قبلی چیدمان مختلفی خواهد داشت. به دنبال نماد Date, Time, Language, and Regional Options بگردید و با دوبار کلیک آن را باز کنید. اگر این نام را پیدا نکردید بهقدم بعدی بروید.
4. نماد Regional and Language Options را پیدا کنید و آن را باز کنید.
5. اگر قادر به نوشتن فارسی نبودید (حتی با صفحهکلیدی غیراستاندارد)، ستون Languages را فشار دهید. کنار Install files for complex scripts and right-to-left languages (including Thai) ضربدر بزنید. در این مرحله ممکن است به سیدی سیستمعامل برای بار گذاری برنامه نیاز باشد که طی پیغامی آن خواسته میشود و باید سیدی سیستمعامل را در رایانه برای ادامه قرار داد. و پس از آن، در بعضی موارد ممکن است سیستمعامل بخواهد که رایانه را باز آغاز (restart) کند، موافقت کنید و بعد از راهاندازی دوباره مراحل یک تا سه را دوباره دنبال کنید.
6. در همان ستون Languages دکمهی Details... را فشار دهید.
7. اگر وضعیت صفحهکلیدها مانند تصویر روبهرو نبود، دکمهی Add را فشار دهید. در زیر جملهٔ Input language فهرستی وجود دارد، آن را فشار دهید. انتخابهای Farsi را مشخص کرده و از آن میان Persian Experimental Standard را انتخاب کرده و OK را فشار دهید. با فشار دادن چندبارهٔ OK باقی پنجرهها را ببندید. اگر تا این مرحله رایانه را باز آغاز نکردهاید آن را انجام دهید.
8. بهتر است صفجهکلید (غیر استاندارد) قبلی را حذف کنید. اگر نغییر در صفحهکلید را پس از گذارندان تمامی این مراحل نمیتوانید ببینید، کافی است باز آغاز (restart) کنید.
۵- نشانهگذاریِ صحیح: بهکاربردنِ نشانههایِ «،» و «؛» و «.» و «؟» و «!» برایِ تسهیل در انتقالِ مفاهیم، الزامی هستند. نشانهیِ «،» زمانی استفاده میشود که در یکجمله نیازی بهمکث وجود داشتهباشد یا توضیحی - خواه یکاسم و خواه یکجمله - بیاید و امثالهم. نشانهیِ «؛» بینِ دو جمله میآید کهدر نگاهِ اوّل بههم مرتبط نیستند، امّا وقتی با هم خواندهشوند، از لحاظِ معنایی بههم ارتباط پیدا میکنند. کاربردِ بقیهشان هم کهمشخص است!! بهخاطر داشتهباشید که قبل از هر یک ازین نشانهها، نباید هیچفاصلهای وجود داشتهباشد، امّا بعد از آن باید یکفاصلهیِ کامل بیاید. ضمناً اصلِ «لاتسرفو» در اینجا هم پیاده میشود کهاگر نشود، با کلّه بهجهنمی از آشوبِ ادبی پرتاب میشوید کهتمامیِ ایننشانهها بیفایده میگردند! در وبلاگها نوعِ دیگری از نشانهگذاری نیز مطرح میگردد: شکلکها! بهشخصه استفاده از ([ نیشخند]) را نسبت به ( :D ) در متن - و نه در قسمتِ نظرات- ترجیح میدهم، امّا باز هم همهچیز بستگی بهخودتان دارد. البته باز هم اسراف نکنید! مثلاً ( :)))))))) ) یعنی چه؟! (۲) بهقولِ نونوا «نشان از هرز بودن دکمه پرانتز کیبوردشان دارد»!(+) ۶- کمی ادبیتر: هنگامِ نوشتن بهکلاهِ (!) الف «آ»، «أ» در لغاتی مثلِ متأسفانه، «ً» در لغاتی مثلِ فعلاً و امثالهم بیشتر توجه شود. هرگز از «ي» و «ك»یِ عربی استفاده نشود، هرچند کهتفاوتِ چندانی با نوعِ فارسیشان ندارند. نکته: حتماً بعد از نوشتنِ مطلبی، چند بار آنرا بخوانید و مطمئن باشید که شکافی خواهید یافت کهنیاز بهویرایش دارد!
توضیحات: (۱): البته نیمفاصله لغتِ صحیحی نیست و صحیحش «فاصلهیِ صفر» یا ZWNJ میباشد. (۲): در اینمورد، من [قهقههیِ مستانه و چهبسا شیطانی] را ترجیح میدهم! بیشتر:
پینوشتِ یک: بنده کارشناسِ ادبی نیستم، فلذا امکانِ اشتباهم وجود دارد. خوشحال میشوم سوتیهایِ احتمالی را بهمن بگویید! پینوشتِ دو: مواردِ دیگری در ذهن دارید؟ خوشحال میشوم مواردی که از نظرِ شما نیز مهم هستند را بخوانم. پینوشتِ سه: مطمئن نیستم کهخودم تمامیِ مواردِ بالا را رعایت میکنم. مثلاً فکر میکنم در کاربردِ نیمفاصله مشکل دارم یا در مطالبِ سابقم «ي» و «ك» بهکار رفتهاند. [بعد نوشت- دومِ مهرماهِ ۱۳۸۹]: بعضی از دوستان لطف کردند و مواردی را که بنده جا انداخته بودم، گوشزد کردند. از همهشان تشکر میکنم و مواردِ مذکور را در پایین میآورم: یکگرم:
... علاوه از اینها در جهت زیباسازی وبلاگستان بهتر می بود که به مسئله تراز نمودن مطلب و نیز انتخاب به موقع پاراگراف جدید نیز اشاره مینمودید. مورد ۶ که اشاره داشته اید "هرگز از «ي» و «ك»یِ عربی استفاده نشود، هرچند کهتفاوتِ چندانی با نوعِ فارسیشان ندارند" لازم است یادآوری شود که این سبک در نتایج جستجوی کلمه یا عبارتی در یک متن تاثیر فراوان دارد. حتی در فایل های شخصی که در محیطهای اکسل یا اکسس نوشته می شود، تفاوت این دونوع ک یا ی گمراهم کرده که اگر دقت شود، تفاوت انها از زمین تا آسمان است!
البته لازم بهتوضیح میدانم که منظورِ بنده شکلِ ظاهریِ آنها بود. «كبير» و «کبیر» هیچتفاوتِ ظاهری ندارند، امّا واضح است که متفاوتاند. FatMoji:
...ولي شما هم يك اشتباه رايج را در نوشتهتان بكار بردهايد. منظورم بكار بردن تركيب نادرست "و يا" بجاي "يا" است كه متاسفانه بسيار رايج شده.
تصحیح شد! درویشمیرزا:
نشانهگذاری: اسمِ درست و ادبیش «تقطیع» هست؛ و فراموش نکن بسته بهنوع و هدفِ متن میتونه بهطورِ کامل یا ناقص انجام بشه یا اصلاً انجام نشه.
فراموش نخواهد شد رفیق! |