نخستین اجرای ترانه ی مرغ سحر
نخستین خواننده ی ترانه ی مرغ سحر، به احتمال قوی خانم ایران الدوله (هلن( و محل اجرایش باغ سهم الدوله بود که شرحش را خواهم داد. سپستر، چنان که آقای دکتر ساسان سپنتا نیز نوشته اند(5( این ترانه را ملوک ضرابی خواند و به صورت صفحه روانه ی بازار ساخت؛ اما هنوز کسانی به نادرست، نخستین اجرا را به قمرالملوک وزیری منسوب می کنند و محل آن را را هم گراند هتل تهران می نویسند. شگفت آن که در چاپهای ناقص دیوان شاعر بزرگ ما نیز این اشتباه راه یافته است. بدیهی ست که به سال1306، مانعی در مورد اعلام نام قمر به عنوان خواننده ی ترانه یی در جشن یک روزنامه ی طرفدار رضاشاه، وجود نداشت.
من ندیده ام در جایی به نخستین اجرای این ترانه اشاره شده باشد و چنان که گفتیم، برای کسانی درباره ی زمان سرایش آن نیز ابهامهایی وجود دارد. از این رو، مناسب می بینم شرحی در این زمینه بدهم: درهفتم تیر 1306، روزنامه ی طنز آمیز ناهید جشنی به مناسبت آغاز هفتمین سال انتشار خود برپا کرد و «تصنیف در ماهور» به عنوان « اثر طبع یکی از اساتید سخن» در آن جشن اجرا شد و متنش را پیوست اولین شماره ی سال هفتم کردند. محل اجرا هم «باغ آقای سهم الدوله» بوده است(6(. این تصنیف، بعدها «مرغ سحر» یا «نالۀ مرغ سحر» نام گرفت و سراینده ی استادش نیز شناسایی شد. متن جدا چاپ شده ی تصنیف را ضمیمه ی این یادداشت کرده ام.
چرا روزنامه ی ناهید؟
روزنامه ی هفتگی ناهید (با وقفه هایی: 22 فروردین 1300- 30 اردی بهشت 1312(، ارگان طنز آمیز هواداران سردار سپه بود و به دست میرزا ابراهیم ناهید و یاری قلمی عارف قزوینی در می آمد. ناهید، دشمنان بسیاری برای خود فراهم آورد که اغلب، مخالفان خودکامگی سردار سپه یا کسانی بودند که این روزنامه به آنها پرخاش کرده یا ناسزا گفته بود. یکی از اینان، ملک الشعرای بهاراست. او را در ناهید «طماع الشعرا» می خواندند(7(. شاعر هم در چند سروده، میرزا ابراهیم ناهید و روزنامه اش را هجو کرده است. از جمله:
ای سیه نامه ی ناهید و طرفدار رضا آلت آلت برخواه وطن در هر باب
با این حال، از سال 1305 به بعد، بسیاری از شعرهای تازه ی بهار در روزنامه ی ناهید به چاپ می رسید و گمان می برم که سراینده ی مغضوب دستگاه رضا شاهی، بدین وسیله خواسته است خود و خانواده اش را از بد گمانی آن دستگاه کینه جو مصون دارد و بستن پرونده های پیشین را یادآور شود. اولین سروده، «چهارخطابه» ی اوست(8( که در آن مدح و مجیزی از شاه نو به تخت نشسته کرده است. این تمهیدها، جانش را نجات داد؛ اما سالی پس از نخستین اجرای مرغ سحر به زندانی افتاد که آغاز یک دوره ی رنج آمیز پنجساله بود و شگفت آن که در آن زندان، با ابراهیم ناهید هم بند شد(9(
نوشته ی دکتر ناصرالدین پروین
http://www.bahar.fr/index.htm